یک کارشناس ارشد مدیریت آموزشی با اشاره به نقش چندلایه کتاب فارسی در دوره ابتدایی، آن را نه فقط ابزاری برای آموزش خواندن و نوشتن، بلکه وسیله‌ای برای اندیشیدن، انتقال فرهنگ و شکل‌گیری هویت ملی دانست و بر لزوم به‌روزرسانی محتوای آن با نیازهای نسل جدید تأکید کرد.
به گزارش فرهنگیان پرس، زیبا عراکی، کارشناس ارشد مدیریت آموزشی، در یادداشتی که در اختیار این رسانه قرار داده، به بررسی ابعاد مختلف کتاب درسی فارسی در دوره ابتدایی پرداخته و آن را یکی از ارکان مهم نظام آموزشی خوانده است. عراکی تأکید کرده که اهمیت این کتاب تنها به یادگیری خواندن و نوشتن محدود نمی‌شود؛ بلکه وسیله‌ای برای اندیشیدن و انتقال فرهنگ به شمار می‌رود.
این کارشناس آموزشی با اشاره به اینکه دوره ابتدایی مرحله‌ای حساس در رشد کودک محسوب می‌شود، تصریح کرده است که در این دوره دانش‌آموز از تجربه‌های گفتاری غیررسمی زبان به سمت استفاده نظام‌مند از زبان نوشتاری قدم برمی‌دارد. به گفته وی، کیفیت محتوای آموزشی در این مرحله می‌تواند مسیر یادگیری دانش‌آموز را در سال‌های آینده تضمین کند.
عراکی با بیان اینکه مهم‌ترین هدف کتاب فارسی، پرورش مهارت‌های زبانی دانش‌آموز است، خاطرنشان کرده که کودک به‌تدریج از مرحله استفاده گفتاری از زبان به مرحله خواندن و نوشتن نظام‌مند وارد می‌شود. کتاب فارسی در این فرایند، دانش‌آموز را از شناخت حروف و صداها و ترکیب آن‌ها به سمت خواندن کلمات و جمله‌ها و در نهایت انشانویسی هدایت می‌کند. او افزوده است که در این مسیر، چهار مهارت اصلی زبانی یعنی گوش دادن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن، باید به شکل نظام‌مند پرورش یابند.
تمرین‌های هدفمند کتاب فارسی و نگارش می‌توانند به رشد توانایی روان‌خوانی و درک مطلب کمک کنند. این مهارت‌های زیربنایی، به نوعی موفقیت تحصیلی نیز محسوب می‌شوند. در دوره اول ابتدایی، کتاب فارسی ساعات قابل‌توجهی را در برنامه هفتگی دانش‌آموزان به خود اختصاص می‌دهد؛ به‌گونه‌ای که در پایه اول یازده ساعت و در پایه‌های دوم و سوم هشت ساعت در هفته برای آموزش آن در نظر گرفته شده است. اختصاص چنین میزان زمانی به درس فارسی نشان‌دهنده اهمیت و جایگاه ویژه آن در دوره ابتدایی است.
در دوره اول ابتدایی، آموزش فارسی بیشتر با هدف تقویت مهارت‌های اصولی انجام می‌شود اما در دوره دوم ابتدایی، اهمیت این مهارت‌ها گسترده‌تر می‌شود و دانش‌آموز از توانایی‌های زبانی خود برای
یادگیری سایر دروس نیز استفاده می‌کند. به بیان دیگر، اگر دانش‌آموز بتواند فارسی را به‌خوبی درک کند و در مهارت‌های چهارگانه زبانی به توانایی مطلوبی برسد، عملکرد او در سایر دروس نیز بهبود خواهد یافت. ازاین‌رو، کتاب فارسی را می‌توان یکی از دروس مهم در نظام آموزشی دانست.

نقش کتاب فارسی در رشد شناختی و تفکر انتقادی

عراکی در ادامه یادداشت خود به نقش کتاب فارسی در رشد شناختی دانش‌آموز پرداخته و تأکید کرده است که داستان‌ها، شعرها و متن‌های آموزشی، دانش‌آموز را به سوی پردازش عمیق‌تر هدایت می‌کنند. فعالیت‌هایی مانند کلمه‌سازی، جمله‌سازی، خلاصه‌نویسی و انشانویسی می‌توانند به تقویت حافظه و مهارت‌های فراشناختی کمک کنند.
او معتقد است که کتاب فارسی می‌تواند بستری مناسب برای پرورش تفکر انتقادی و استقلال فکری دانش‌آموزان فراهم آورد. انتخاب مناسب متن‌ها، طرح پرسش‌ها در پایان درس‌ها و فعالیت‌های گفت‌وگومحور، همگی می‌توانند بر نحوه مواجهه دانش‌آموز با مسائل مختلف تأثیرگذار باشند. اگر فعالیت‌های کتاب به‌گونه‌ای طراحی شوند که دانش‌آموز بتواند درباره متن درس سؤال طرح کند و دیدگاه‌ها و برداشت‌های مختلف را مقایسه کند، زمینه رشد تحلیل انتقادی و استقلال فکری او فراهم می‌شود. گفت‌وگو درباره مسائل اجتماعی متناسب با سن کودک نیز می‌تواند مهارت گوش دادن به دیگران، بیان محترمانه دیدگاه‌ها و مشارکت در گفت‌وگو را تقویت کند.

کتاب فارسی و هویت فرهنگی

این کارشناس آموزشی در بخش دیگری از یادداشت خود، کتاب فارسی دوره ابتدایی را نه صرفاً کتابی برای آموزش الفبا، بلکه ابزاری آموزشی و فرهنگی دانسته که در شکل‌گیری سواد پایه، رشد شناختی، آگاهی و هویت فرهنگی دانش‌آموزان نقش دارد. به گفته وی، این کتاب یکی از مهم‌ترین راه‌های انتقال میراث زبانی و فرهنگی جامعه به نسل جدید است. دانش‌آموز از طریق شعرها، داستان‌های اخلاقی و تاریخی و آشنایی با شخصیت‌ها با بخشی از میراث مشترک جامعه خود آشنا می‌شود. این مورد می‌تواند در شکل‌گیری احساس تعلق و هویت فرهنگی دانش‌آموز نقش داشته باشد.
عراکی با انتقاد از توجه صرف به متون سنتی، بدون در نظر گرفتن تحولات اجتماعی و فرهنگی معاصر، هشدار داده است که این رویکرد ممکن است فاصله‌ای میان دانش‌آموز و محتوای آموزشی ایجاد کند. او تأکید کرده که محتوای کتاب باید ضمن حفظ پیوند با سنت‌های فرهنگی، با نیازهای امروز کودکان نیز ارتباط معنادار داشته باشد.

ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی

کتاب فارسی علاوه بر آموزش مهارت‌های فنی زبان، به ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و ایجاد علاقه و انگیزه برای مطالعه نیز کمک می‌کند. عراکی پیشنهاد کرده است که کتاب‌های غیردرسی می‌توانند به‌عنوان وسیله‌ای برای بهتر آموختن دانش‌آموزان مورد استفاده قرار گیرند. مطالعه کتاب‌های متنوع همچنین می‌تواند مهارت‌های ارتباطی و دایره واژگان دانش‌آموزان را افزایش دهد. ایجاد علاقه نسبت به خواندن می‌تواند تأثیر عمیقی بر تداوم عادت مطالعه در کودکان داشته باشد.
برای تقویت این علاقه، او فعالیت‌هایی مانند زنگ کتاب‌خوانی در کلاس، فراهم کردن امکان انتخاب آزادانه کتاب مورد علاقه توسط دانش‌آموزان و مطالعه کتاب‌های غیردرسی توسط معلم و معرفی آن‌ها به دانش‌آموزان را پیشنهاد داده است. چنین فعالیت‌هایی می‌توانند حس خوب مطالعه و خواندن را در کودکان تقویت کرده و مطالعه را از یک تکلیف درسی به تجربه‌ای زیبا و جذاب تبدیل کنند.

تأثیر بر عدالت آموزشی

مهارت‌هایی که دانش‌آموز در درس فارسی به دست می‌آورد، به‌طور مستقیم در یادگیری سایر کتاب‌های درسی کاربرد دارند. ازاین‌رو، کیفیت کتاب فارسی می‌تواند در یادگیری دانش‌آموزان نیز تأثیرگذار باشد. عراکی تأکید کرده است که کتاب فارسی با محتوای مناسب و کیفیت آموزشی مطلوب می‌تواند یکی از عوامل مؤثر در بهبود عدالت آموزشی باشد؛ زیرا ضعف در مهارت‌های زبانی در دوره ابتدایی، معمولاً می‌تواند با افزایش شکاف‌های تحصیلی در سال‌های بعد همراه شود.

طراحی کتاب و نقش تصاویر

نحوه طراحی کتاب تأثیر مستقیم بر نگرش کودک نسبت به ادبیات و یادگیری دارد. تصاویر مناسب، داستان‌های جذاب و هدفمند، رنگ‌آمیزی و طراحی بصری مطلوب می‌توانند انگیزه آموختن دانش‌آموز را افزایش دهند. از سوی دیگر، فعالیت‌های کتاب باید دانش‌آموز را از حالت یادگیرنده منفعل خارج کرده و او را در فرایند یادگیری مشارکت دهد. فعالیت‌های تعاملی، گفت‌وگو، پرسش و پاسخ، خواندن گروهی، نوشتن خلاق و فعالیت‌های مرتبط با کتاب‌خوانی می‌توانند تجربه یادگیری فارسی را پویاتر و اثربخش‌تر کنند.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

با وجود تأکیدات مکرر بر اهمیت کتاب فارسی در دوره ابتدایی و نقش بی‌بدیل آن در رشد همه‌جانبه دانش‌آموزان، همچنان کاستی‌هایی در فرایند تألیف و روزآمدسازی این کتاب مشاهده می‌شود. بررسی‌ها نشان می‌دهد که محتوای کتاب‌های فارسی در برخی پایه‌ها با نیازهای شناختی و روانی نسل جدید همخوانی کامل ندارد و همچنان بر متون سنتی و دور از ذهن کودکان امروز تأکید دارد. این در حالی است که در سال‌های اخیر، پژوهش‌های متعددی بر لزوم استفاده از رویکردهای میان‌رشته‌ای و بهره‌گیری از یافته‌های روان‌شناسی رشد و زبان‌شناسی در تدوین محتوای کتاب‌های درسی تأکید کرده‌اند. با توجه به اینکه کتاب فارسی پایه‌گذار مهارت‌های اساسی یادگیری در سایر دروس است، ضرورت بازنگری اساسی در محتوای این کتاب توسط سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی احساس می‌شود. تشکیل کارگروه‌های تخصصی متشکل از روان‌شناسان رشد، زبان‌شناسان و جامعه‌شناسان، توجه به تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان، ایجاد تعادل میان میراث فرهنگی و نیازهای معاصر و گسترش فرهنگ کتاب‌خوانی از مهم‌ترین الزامات ارتقای جایگاه کتاب فارسی در دوره ابتدایی به شمار می‌رود.