همزمان با گسترش استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا، آموزش، رسانه و مشاغل، کارشناسان در نخستین نشست مهارتافزایی مدرسان سواد رسانهای بر ضرورت بازتعریف سواد رسانهای و ورود جدی «سواد هوش مصنوعی» به نظام آموزشی تأکید کردند. در این نشست هشدار داده شد که ناتوانی کاربران در تشخیص سوگیری الگوریتمی، محتوای جعلی و محدودیتهای خروجی ابزارهای هوشمند میتواند عاملیت انسانی را تضعیف کند و آموزش معلمان، دانشآموزان، دانشجویان و عموم شهروندان برای مواجهه انتقادی با هوش مصنوعی دیگر یک انتخاب نیست.
به گزارش فرهنگیان پرس، نخستین نشست مهارتافزایی مدرسان و فعالان سواد رسانهای کشور با محور «نقش سواد رسانهای در مواجهه با هوش مصنوعی» با حضور ۵۶ نفر از مدرسان و فعالان این حوزه برگزار شد و کارشناسان حاضر در آن، از یک خلأ جدی در نظام آموزشی و فرهنگی کشور سخن گفتند: جامعهای که به سرعت مصرفکننده ابزارهای هوش مصنوعی میشود، هنوز به همان سرعت برای تحلیل، ارزیابی و استفاده مسئولانه از خروجی این فناوری آموزش ندیده است.
این نشست به همت انجمن سواد رسانهای ایران و با همکاری پژوهشگاه فضای مجازی و جهاد دانشگاهی واحد استان البرز برگزار شد و علیرضا خرازی، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزش عالی دانشپژوهان پیشرو و دبیر نشست، یوسف خجیر، دانشیار دانشگاه سوره، محمدمهدی فتورهچی، مدیرگروه فناوریهای نوین و فرهنگ مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران و محمد عسگری، عضو هیئت علمی دانشگاه صداوسیما و مدیرعامل شرکت تورینتن، در آن دیدگاههای خود را درباره ضرورت توسعه سواد هوش مصنوعی مطرح کردند.
علیرضا خرازی با اشاره به افزایش استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در تولید محتوا، بر ضرورت بازتعریف سواد رسانهای تأکید کرد و گفت: مسئله امروز فقط توانایی استفاده از فناوری نیست، بلکه باید کاربران بتوانند محتوایی را که توسط الگوریتمها تولید میشود، تحلیل و ارزیابی انتقادی کنند.
به گفته او، بخش قابل توجهی از محتوای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و وبسایتها با کمک هوش مصنوعی تولید میشود و همین مسئله مرز میان محتوای انسانی و ماشینی را بیش از گذشته کمرنگ کرده است. از نگاه خرازی، شناخت ویژگیهای محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی باید به یکی از مهارتهای اصلی سواد رسانهای تبدیل شود؛ زیرا مخاطب دیگر تنها با یک تولیدکننده انسانی مواجه نیست، بلکه باید با فرآیندها و الگوریتمهایی روبهرو شود که میتوانند متن، تصویر، صدا و ویدئو تولید کنند.
این تغییر برای مدارس و دانشگاهها اهمیت بیشتری دارد. معلم، دانشآموز، استاد و دانشجو همزمان هم مصرفکننده محتوا و هم در بسیاری موارد تولیدکننده آن هستند و اگر مهارت ارزیابی خروجی هوش مصنوعی را نداشته باشند، احتمال انتقال اطلاعات نادرست، ناقص یا جانبدارانه افزایش پیدا میکند.
سواد هوش مصنوعی فراتر از مهارت فنی است
یوسف خجیر، دانشیار گروه ارتباطات دانشگاه سوره، نگاه انتقادیتری به مسئله داشت و تأکید کرد که دسترسی به ابزارهای هوش مصنوعی بدون توانایی تحلیل آنها میتواند مخاطب را از یک کاربر فعال به مصرفکنندهای وابسته تبدیل کند.
او تشخیص سوگیریهای الگوریتمی، شناخت محتوای جعلی، توجه به شفافیت الگوریتمها و بررسی محدودیتهای مدلهای هوش مصنوعی را از ارکان اصلی سواد جدید دانست و گفت: سواد هوش مصنوعی فقط یادگیری نحوه استفاده از یک ابزار نیست، بلکه به توانایی انسان برای حفظ عاملیت خود در برابر اتوماسیون هوشمند مربوط میشود.
خجیر با اشاره به تحول تاریخی مفهوم سواد، از سواد پایه و کارکردی تا سواد اطلاعاتی، رسانهای، دیجیتال و داده، مرحله جدید را «سواد هوش مصنوعی» توصیف کرد. به گفته او، در این مرحله پرسش اصلی فقط این نیست که فرد چگونه با فناوری کار کند، بلکه این است که چگونه در محیطی که تصمیمسازی و تولید محتوا increasingly به ماشین سپرده میشود، همچنان قدرت قضاوت و تصمیمگیری انسانی خود را حفظ کند.
این دیدگاه برای نظام آموزشی کشور یک پیام روشن دارد: آموزش هوش مصنوعی نباید صرفاً به کلاسهای آموزش نرمافزار یا مهندسی پرامپت محدود شود. دانشآموز و معلم باید بدانند یک پاسخ هوش مصنوعی چگونه تولید میشود، چه دادههایی میتواند بر آن اثر گذاشته باشد، چرا ممکن است یک مدل پاسخ متفاوتی نسبت به مدل دیگر ارائه کند و چگونه میتوان اعتبار یک خروجی را بررسی کرد.
خجیر همچنین نسبت به پیامدهای شغلی هوش مصنوعی هشدار داد و تأکید کرد که این فناوری ممکن است ماهیت بسیاری از مشاغل را تغییر دهد. از نظر او، اگر جامعه برای این تغییر آماده نشود، بخشی از نیروی انسانی ممکن است در ساختاری قرار گیرد که حضور دارد اما نقش مؤثر و مولد آن کاهش یافته است.
او همچنین از جایگاه کمرنگ سواد هوش مصنوعی در نظام آموزشی و پژوهشی کشور انتقاد کرد و خواستار توجه همزمان به آموزش رسمی و غیررسمی، توانمندسازی معلمان و مربیان، تولید محتوای بومی و توسعه عدالت فناورانه شد.
هشدار درباره استفاده بیضابطه در آموزش
محمدمهدی فتورهچی نیز در این نشست به یکی از حساسترین حوزههای ورود هوش مصنوعی یعنی آموزش پرداخت. او با اشاره به تجربه دانشگاهها در برگزاری کلاسها و آزمونهای مجازی، نسبت به حذف مرز میان «دستیاری» و «جانشینی» هوش مصنوعی هشدار داد.
فتورهچی تأکید کرد: هوش مصنوعی در بهترین حالت باید دستیاری توانمند برای متخصصان باشد، نه جایگزینی برای دانش و تخصص انسانی.
این نگرانی در شرایطی مطرح میشود که استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی میان دانشآموزان و دانشجویان نیز رو به افزایش است. اگر استفاده از این فناوری بدون آموزش روش اعتبارسنجی، ارجاعدهی، تفکر انتقادی و رعایت اصول اخلاقی انجام شود، ممکن است فرآیند یادگیری از «فهمیدن» به «دریافت پاسخ آماده» تغییر کند.
فتورهچی پنج مؤلفه را برای سواد هوش مصنوعی ضروری دانست: شناخت اصول پایه فناوریهایی مانند یادگیری ماشینی و پردازش زبان طبیعی، توانایی استفاده از ابزارها، تحلیل و اعتبارسنجی نتایج، آگاهی از پیامدهای اجتماعی و اخلاقی و در نهایت تفکر انتقادی.
این بحث در سال ۱۴۰۴ نیز در فضای سیاستگذاری کشور جدیتر شد. «سند برنامه جامع ترویج و ارتقای سواد فضای مجازی» در سال ۱۴۰۴ به تصویب رسید و در آن بر بازنگری دورهای سیاستها با توجه به پیشرفت فناوریهایی مانند هوش مصنوعی تأکید شده است. این سند همچنین بر پایش مستمر شایستگیهای مورد نیاز برای زیست در فضای مجازی تأکید دارد.
از سوی دیگر، موضوع سواد هوش مصنوعی در نشستها و برنامههای تخصصی سال ۱۴۰۴ نیز به شکل جدیتری وارد ادبیات دانشگاهی و رسانهای شد. در یک کنفرانس تخصصی درباره هوش مصنوعی و ارتباطات، پنلی با عنوان «سواد هوش مصنوعی» برگزار شد که در آن موضوعاتی مانند چالشهای آموزش سواد رسانهای در عصر هوش مصنوعی و مهارت انسان ماندن در دنیای آینده مورد توجه قرار گرفت.
این روند نشان میدهد مسئلهای که امروز از سوی مدرسان سواد رسانهای مطرح میشود، یک دغدغه مقطعی نیست، بلکه بخشی از تحول گستردهتری است که از سال گذشته به تدریج وارد فضای سیاستگذاری، دانشگاه و آموزش کشور شده است.
در همین چارچوب، فتورهچی بر اهمیت تولید محتوای بومی تأکید کرد و آموزش مهارتهایی مانند مهندسی پرسش یا پرامپتنویسی را یکی از نیازهای عصر جدید دانست. با این حال، آموزش نحوه پرسش از هوش مصنوعی زمانی ارزشمند است که در کنار آن، مهارت تشخیص پاسخ نادرست و ارزیابی منابع نیز آموزش داده شود.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
مسئله اصلی ایران در مواجهه با هوش مصنوعی، کمبود ابزار نیست؛ بلکه فاصله میان سرعت ورود فناوری و سرعت آموزش جامعه است. اگر دانشآموز امروز بتواند در چند ثانیه یک متن، تصویر یا پاسخ علمی تولید کند، اما نداند این خروجی ممکن است اشتباه، سوگیرانه یا ساختگی باشد، فناوری به جای افزایش توانایی او میتواند قدرت تشخیصش را تضعیف کند.
برای نظام آموزشی، راهکار روشن است: سواد هوش مصنوعی باید از یک موضوع حاشیهای به یک شایستگی عمومی تبدیل شود. آموزش معلمان باید از شناخت ابزارها فراتر برود و مهارت ارزیابی خروجی، حفظ حریم خصوصی، تشخیص محتوای جعلی، اخلاق استفاده از هوش مصنوعی و طراحی تکالیفی که تفکر دانشآموز را فعال میکند، در آن گنجانده شود. همزمان دانشگاهها نیز باید قواعد روشن و قابل اجرا برای استفاده از هوش مصنوعی در پژوهش، آموزش و ارزیابی علمی تدوین کنند. تجربه سال ۱۴۰۴ و شکلگیری بحثهای تخصصی درباره سواد هوش مصنوعی نشان میدهد این مسئله دیگر قابل تعویق نیست. اگر سیاستگذاری آموزشی صرفاً بر «استفاده از هوش مصنوعی» تمرکز کند و «توانایی نقد هوش مصنوعی» را نادیده بگیرد، نسل آینده ممکن است بسیار ماهر در کار با ماشین، اما کمتوانتر در پرسشگری، قضاوت و تصمیمگیری مستقل باشد؛ در حالی که هدف واقعی آموزش باید استفاده از هوش مصنوعی برای تقویت انسان باشد، نه تربیت نسلی وابسته به پاسخهای ماشین.
