متخصصان تغذیه هشدار می‌دهند تنش‌های شدید جنگی پیش از تهدید سفره‌ها، الگوی خوردن و ذائقه را هدف می‌گیرد. مغز در شرایط استرس با فعال‌سازی سیستم بقا، افراد را به سمت مصرف غذاهای شیرین و چرب سوق می‌دهد. این پدیده ضعف اراده نیست بلکه واکنش زیستی بدن برای مقابله با تهدید است.

به گزارش فرهنگیان پرس، در روزهایی که ایران درگیر جنگ تحمیلی و حملات موشکی دشمن صهیونی-آمریکایی است، معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌های فرهنگی تحت فشارهای روانی بی‌سابقه‌ای قرار دارند. بسیاری از همکاران فرهنگی از پرخوری عصبی، بی‌اشتهایی یا ولع شدید به قند و چربی گلایه می‌کنند. اما متخصصان تغذیه تأکید می‌کنند که این وضعیت ضعف اراده یا بی‌انضباطی شخصی نیست؛ بلکه مغز در شرایط تهدید، مسیرهای بقا را فعال می‌کند و هورمون‌های گرسنگی و سیری را به هم می‌زند. درک این مسأله برای جامعه فرهنگیان که الگوی سلامت جامعه هستند، ضروری است.

بررسی‌های علمی نشان می‌دهد در زمان استرس، مغز با فعال کردن سیستم بقا، اشتها، هورمون‌های گرسنگی و سیری و حتی احساس طعم را تغییر می‌دهد و افراد را به سمت مصرف بیشتر غذاهای شیرین، چرب و شور سوق می‌دهد. این پاسخ فیزیولوژیک برای مقابله با تهدید طراحی شده، اما در بحران‌های طولانی مانند جنگ، می‌تواند به سوءتغذیه، تضعیف سیستم ایمنی و تشدید بیماری‌های مزمن منجر شود. متخصصان تغذیه هشدار می‌دهند که بی‌توجهی به تغذیه در شرایط جنگی، تاب‌آوری جسمی و روانی را به شدت کاهش می‌دهد.

دکتر فرناز شهدادیان، متخصص تغذیه و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در گفت‌وگویی با ایرنا توضیح داد: «در شرایط بحران‌هایی مانند جنگ، بلایای طبیعی و همه‌گیری‌ها، امنیت غذایی و الگوی تغذیه‌ای افراد به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد. حتی دوره‌های کوتاه‌مدت کمبود یا دسترسی محدود به غذا می‌تواند به تغییرات متابولیک، تضعیف سیستم ایمنی، افزایش خطر عفونت‌ها و تشدید بیماری‌های مزمن منجر شود.» او افزود که در چنین شرایطی تغذیه تنها به عنوان تأمین‌کننده انرژی مطرح نیست، بلکه یکی از ارکان اصلی حفظ سلامت، افزایش تاب‌آوری جسمی و روانی و کاهش پیامدهای منفی بحران‌ها به شمار می‌رود.

این متخصص تغذیه مکانیسم دقیق این تغییرات را تشریح کرد: افزایش هورمون گرسنگی (گرلین)، کاهش هورمون سیری (لپتین)، ترشح کورتیزول و تمایل بدن به سوخت‌های سریع، همگی از دلایل ولع به سمت قند و چربی هستند. همچنین میکروبیوتای روده در اثر استرس تغییر می‌کند و سیگنال ولع به مغز می‌فرستد. در این دوره‌ها، تمایل به غذاهای نرم و کرمی به دلیل ایجاد حس امنیت افزایش یافته و حساسیت چشایی به طعم‌های تند، شور و ظریف کاهش پیدا می‌کند. شهدادیان تأکید کرد که نیاز بدن به انرژی، پروتئین و ریزمغذی‌هایی مانند ویتامین‌های C و D، آهن و روی در شرایط استرس افزایش می‌یابد و کم‌آبی نیز یک تهدید جدی است.

او اولویت‌بندی در مدیریت منابع غذایی در شرایط بحران را چنین اعلام کرد: تأمین آب سالم در اولویت نخست، سپس منابع انرژی مانند غلات، منابع پروتئینی، چربی‌های سالم و در نهایت منابع تأمین‌کننده ویتامین‌ها و مواد معدنی. شهدادیان استفاده از مواد غذایی ماندگار، مغذی و مقرون‌به‌صرفه مانند حبوبات خشک، غلات، کنسروهای استاندارد، مغزها و روغن‌های گیاهی را توصیه کرد. درباره مصرف مکمل‌ها هشدار داد و گفت: «مکمل‌های ویتامینی باید تنها در صورت وجود کمبود و با توصیه متخصصان سلامت مصرف شوند و مصرف خودسرانه آن‌ها ممکن است با خطراتی همراه باشد.»

 

زیر ذره‌بین فرهنگیان پرس

در شرایط جنگی کنونی که ایران با حملات روانی و نظامی دشمن مواجه است، جامعه معلمان و اساتید به دلیل مسئولیت خطیر تربیت نسل آینده و همچنین فشارهای مضاعف شغلی و اقتصادی، یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در برابر اختلالات تغذیه‌ای ناشی از استرس هستند. بسیاری از فرهنگیان به دلیل حجم بالای کار، بی‌خوابی و نگرانی از آینده دانش‌آموزان در مناطق بمباران شده، دچار پرخوری عصبی یا مصرف بیش از حد قند و کافئین می‌شوند که در میان‌مدت به دیابت، چاقی و مشکلات قلبی منجر می‌شود. راهکارهای ساده و عملی مانند کاهش تدریجی نمک و شکر (۱۰ درصد در هفته)، نوشیدن آب کافی، ۱۰ دقیقه مکث پیش از پاسخ به ولع، تنفس عمیق قبل از شروع غذا، جایگزینی تنقلات با پروتئین و میوه، مصرف آجیل خام و سبزیجات تازه برای جبران منیزیم تخلیه‌شده، و همچنین پیاده‌روی و خواب کافی، می‌تواند به بازگشت به تعادل کمک کند. وزارت آموزش و پرورش و نظام سلامت باید بسته‌های آموزشی و حمایتی ویژه معلمان در مناطق جنگی تدوین کنند و تغذیه سالم را به عنوان بخشی از برنامه‌های تاب‌آوری در مدارس و دانشگاه‌ها بگنجانند. فراموش نکنیم که معلم آرام و سالم، می‌تواند نسلی آرام و تاب‌آور تربیت کند.