مدیرکل دفتر امور مشاوره و روانشناختی سازمان بهزیستی کشور با هشدار نسبت به شیوع خاموش اختلالات روانی پس از جنگ تحمیلی رمضان، از اجرای طرح ملی سنجش سلامت روان با ساختاری سه‌مرحله‌ای برای غربالگری، ارزیابی تخصصی و ارجاع هدفمند آسیب‌دیدگان خبر داد و برآورد کرد که بیش از یک‌پنجم جمعیت ممکن است به اختلال اضطراب پس از جنگ مبتلا شوند.
به گزارش فرهنگیان پرس، در حالی که آتش‌بس موقت، سایه جنگ را از آسمان شهرها برداشته، سازمان بهزیستی کشور زنگ خطر را برای بحرانی به صدا درآورده که هنوز تازه آغاز شده است: سونامی خاموش اختلالات روانی.
ابراهیم غفاری، مدیرکل دفتر امور مشاوره و روانشناختی سازمان بهزیستی کشور، در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به برآوردهای اولیه این سازمان از میزان آسیب‌های روانی ناشی از جنگ تحمیلی رمضان، هشداری تکان‌دهنده داد: «پیش‌بینی می‌شود که بیش از ۲۰ درصد افراد ممکن است دچار اختلال اضطراب پس از جنگ شوند. همچنین برآورد ما این است که حدود ۵۰ درصد افرادی که دچار آسیب شده‌اند، برای دریافت خدمات به سازمان مراجعه کنند یا درخواست خدمت داشته باشند.»
این آمار، اگر به جمعیت بالای ۱۸ سال ایران تعمیم داده شود، به معنای آن است که میلیون‌ها ایرانی ممکن است با کابوس‌های شبانه، حملات وحشت، اضطراب مزمن، افسردگی و طیفی از اختلالات استرس پس از سانحه دست‌وپنجه نرم کنند، بی‌آنکه حتی بدانند نام این رنج چیست و به کجا باید مراجعه کنند.
در پاسخ به این بحران، سازمان بهزیستی کشور «طرح ملی سنجش سلامت روان» را به عنوان یک برنامه جامع و کاملاً آنلاین طراحی و اجرا کرده است؛ طرحی که غفاری هدف آن را «شناسایی زودهنگام و مداخله سریع در حوزه آسیب‌های روانی ناشی از جنگ» عنوان کرد و گفت: «سازمان بهزیستی با اجرای این طرح به دنبال شناسایی افرادی است که در جنگ اخیر دچار اختلال استرس پس از سانحه شده‌اند.»
ساختار اجرایی این طرح که تمامی افراد بالای ۱۸ سال می‌توانند از طریق درگاه رسمی behzisti.porsline.ir/s/PSY-Screen در آن شرکت کنند، مبتنی بر یک مدل چهارمرحله‌ای تریاژ روان‌شناختی است. در مرحله نخست، افراد با تکمیل یک پرسشنامه ۹ سوالی غربالگری می‌شوند و بر اساس نمره، به سه سطح کم‌خطر، متوسط و پرخطر طبقه‌بندی می‌گردند. افراد پرخطر وارد مرحله دوم می‌شوند که ارزیابی تخصصی تروما با استفاده از چک‌لیست استاندارد PCL-۵ است. در مرحله سوم، افراد بر اساس سطح خطر به مسیرهای مداخله‌ای متفاوت هدایت می‌شوند: افراد پرخطر به خدمات تخصصی مشاوره، روان‌درمانی و روان‌پزشکی ارجاع داده می‌شوند و افراد متوسط و کم‌خطر، بسته‌های آموزشی و دسترسی به خط مشاوره ۱۴۸۰ را دریافت می‌کنند. مرحله چهارم نیز شامل پیگیری فعال برای افراد پرخطر در فواصل ۷، ۱۴ و ۳۰ روز است تا از مزمن شدن اختلالات جلوگیری شود.
غفاری با تأکید بر اینکه تمام تلاش ریاست سازمان و وزیر رفاه، ارائه خدمات رایگان به متقاضیان است، خاطرنشان کرد: «پیامدهای روان‌شناختی بحران‌هایی نظیر جنگ‌ها محدود به زمان وقوع نبوده و می‌توانند در قالب طیفی از واکنش‌های حاد استرسی، اختلال استرس حاد، اختلال استرس پس از سانحه، افسردگی و اختلالات اضطرابی در کوتاه‌مدت و بلندمدت تداوم یابند.»
این سخنان، یک حقیقت علمی تلخ را یادآوری می‌کند: زخم‌های روانی جنگ، برخلاف زخم‌های جسمی، با پانسمان و بخیه درمان نمی‌شوند و اگر به حال خود رها شوند، می‌توانند تا سال‌ها پس از خاموش شدن صدای آژیر، زندگی فرد و خانواده‌اش را فلج کنند. اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD، یکی از شایع‌ترین پیامدهای جنگ است که با علائمی چون بازگشت مکرر خاطرات تلخ به ذهن، کابوس‌های شبانه، رفتارهای اجتنابی، گوش‌به‌زنگی مفرط و از کار افتادگی اجتماعی همراه است.
نگاهی به تجربه کشورهای جنگ‌زده در جهان از ابتدای قرن بیست‌ویکم تاکنون نشان می‌دهد که نظام‌های سلامت روان، معمولاً برای رویارویی با سونامی اختلالات پس از جنگ آمادگی کافی ندارند. عراق پس از جنگ ۲۰۰۳، افغانستان پس از دهه‌ها ناآرامی، و سوریه پس از جنگ داخلی، همگی شاهد شیوع گسترده اختلالات روانی بودند که سال‌ها پس از پایان درگیری‌ها، گریبان جامعه را رها نکرد. ایران نیز با اجرای طرح سنجش ملی سلامت روان، تلاش می‌کند از این تجربه تلخ درس بگیرد و پیش از آنکه بحران روانی از کنترل خارج شود، آن را مهار کند.
از ابتدای سال ۱۴۰۴ و همزمان با تشدید حملات تا خرداد ۱۴۰۵ که کشور در آتش‌بس موقت به سر می‌برد، سازمان بهزیستی تلاش کرده زیرساخت‌های مشاوره‌ای خود را تقویت کند. با این حال، پرسش اصلی این است که آیا ظرفیت مراکز مشاوره و روان‌درمانی کشور، به‌ویژه در استان‌های جنگ‌زده و محروم، برای پاسخگویی به این حجم از مراجعان بالقوه کافی خواهد بود؟

زیر ذره‌بین فرهنگیان پرس

هشدار سازمان بهزیستی درباره ابتلای ۲۰ درصد افراد به اختلال اضطراب پس از جنگ، برای جامعه فرهنگیان که در خط مقدم تعلیم و تربیت کشور ایستاده‌اند، یک فراخوان فوری است. معلمی که خود از اختلال استرس پس از سانحه رنج می‌برد، چگونه می‌تواند آرامش را به کلاس درس بیاورد؟ دانش‌آموزی که شب‌ها کابوس انفجار می‌بیند، چگونه می‌تواند صبح‌ها سر کلاس ریاضی تمرکز کند؟ پیشنهاد می‌شود وزارت آموزش و پرورش با همکاری سازمان بهزیستی، یک «برنامه ویژه غربالگری سلامت روان فرهنگیان و دانش‌آموزان» را در مدارس کشور اجرا کند. همچنین ضروری است که تمام معلمان و مشاوران مدارس، یک دوره آموزشی کوتاه‌مدت درباره شناسایی اولیه علائم PTSD در کودکان و نوجوانان بگذرانند. مدرسه، پس از خانواده، مهم‌ترین پناهگاه روانی کودکان است و نمی‌تواند در برابر سونامی خاموش اختلالات روانی بی‌تفاوت بماند. طرح سنجش ملی سلامت روان، دریچه امیدی است، اما این دریچه زمانی به نجات می‌انجامد که تمام نهادهای آموزشی و پرورشی نیز از آن عبور کنند.