به گزارش فرهنگیان پرس، مرکز خیریه توانبخشی و مراقبتی «بهشت امامرضا» بهعنوان نخستین مرکز ویژه نگهداری شبانهروزی کودکان زیر ۱۴ سال دارای معلولیت ذهنی، امروز با حضور مسئولان ارشد و خیران در تهران گشایش یافت. این مرکز با هزینۀ بالغ بر ۱۰۰ میلیارد تومان و بر زمینی وقفی احداث شده است.
براساس گزارش خبرگزاری صداوسیما، این مجموعه که هفتصد و یکمین مرکز نگهداری کودکان تحت پوشش بهزیستی است، حاصل مشارکت سازمان اوقاف، بهزیستی، بنیاد مستضعفان و جمعی از خیران میباشد. حجتالاسلام خاموشی، رئیس سازمان اوقاف، با اشاره به پیشینه وقفی این زمین گفت: این ملک ۹۰ سال پیش برای امور یتیمی وقف شده بود و پس از سالها متروکماندن، با پیگیری وراث واقف، برای نگهداری از کودکان یتیم دارای معلولیت اختصاص یافت. وی همچنین از افتتاح مرکز درمانی دیگری برای پیشگیری از اختلالات ژنتیکی در آینده نزدیک خبر داد.
در این مراسم، سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، کودکان ساکن این مرکز را «خاموشترین و بیصداترین کودکان جامعه» خواند و گفت: نگهداری از آنان کاری است که هرکسی توان انجامش را ندارد. وی با اشاره به افزایش متقاضیان سرپرستی کودکان بیسرپرست اعلام کرد: برای هر کودک در مراکز بهزیستی، ۲۵ خانواده متقاضی وجود دارد. با این حال، او بر سختگیری سازمان در فرآیند سپردن کودکان به خانوادهها تأکید کرد و افزود: ما باید از بابت آینده این کودکان کاملاً مطمئن باشیم.
حسینی در بخش دیگری از آمار خود اظهار داشت: سالانه ۶ هزار کودک بیسرپرست و بدسرپرست وارد مراکز میشوند که نیمی از آنان به خانوادههای خود بازگردانده میشوند. وی افزود: در حال حاضر ۲۵ هزار کودک به عنوان فرزندخوانده و ۱۰ هزار کودک دیگر در ۷۰۰ مرکز بهزیستی نگهداری میشوند.
یوسف اصلانی، مدیرعامل مجموعه بهشت امامرضا، نیز اعلام کرد: در حال حاضر ۳۰۰ نوزاد و کودک یتیم و بدسرپرست دارای معلولیت ذهنی و جسمی در این مرکز نگهداری میشوند که خدمات پرستاری و درمانی شبانهروزی دریافت میکنند.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
افتتاح هر مرکز تخصصی برای حمایت از کودکان دارای معلولیت و بیسرپرست، به خودی خود اقدامی ارزشمند و انسانی است. اما این اقدام، تنها بخش کوچکی از پاسخ به نیازهای گسترده این قشر آسیبپذیر است. چند پرسش کلیدی در اینباره مطرح است: نخست، تمرکز بر ساخت مراکز نگهداری بزرگ و شبانهروزی، هرچند ضروری، نمیتواند جایگزین سیاستهای پیشگیرانه، توانمندسازی خانوادههای دارای کودک معلول و تسهیل پذیرش آنان در جامعه شود.
دوم، آمار ۲۵ متقاضی به ازای هر کودک، اگر واقعی باشد، نشان از آمادگی اجتماعی بالایی دارد، اما سختگیریهای اداری پیچیده و طولانی میتواند این فرصت طلایی برای داشتن زندگی خانوادگی را از کودکان بگیرد. آیا سازوکار شفاف و سریعی برای ارزیابی علمی و امن این خانوادههای متقاضی وجود دارد؟
سوم، هزینه ۱۰۰ میلیارد تومانی برای یک مرکز، عدد قابل توجهی است. آیا توزیع عادلانهتر این منابع بین استانهای محروم و ایجاد مراکز کوچکمقیاس و جامعنگر در شهرستانها، نمیتوانست تأثیر گستردهتر و پایدارتری داشته باشد؟
حمایت از کودکان «خاموش» نیازمند نگاهی فراتر از ساخت بنای فیزیکی و حرکت به سمت ایجاد شبکهای از حمایتهای اجتماعی، آموزشی و خانوادگی برای آنان است.
