به گزارش فرهنگیان پرس، سومین جلسه پدافند غیرعامل ادارهکل صنعت، معدن و تجارت استان تهران روز یکشنبه سوم آبانماه ۱۴۰۵ با حضور سردار جلائیان، معاون سازمان پدافند غیرعامل کشور، و جمعی از معاونان و مدیران این ادارهکل در سالن جلسات این نهاد برگزار شد. محور اصلی این نشست، بررسی اقدامات انجامشده برای کاهش آسیبپذیری بخش صنعت و تجارت و ارتقای آمادگی در برابر بحرانهای احتمالی بود.
در این جلسه، مدیران تخصصی ادارهکل صمت تهران گزارشهایی از اقدامات انجامشده و ظرفیتهای موجود ارائه کردند. یکی از محورهای اصلی، بررسی تمهیدات مربوط به خسارات وارده به بخش صنعت و تجارت در «جنگهای تحمیلی ۱۲ و ۴۰ روزه» و ارزیابی راهکارهای لازم برای کاهش آسیبپذیری این بخشها در مواجهه با بحرانهای مشابه بود. این اشاره به دو جنگ اخیر، یادآور خسارات سنگینی است که بر پیکره تولید کشور وارد شده است.
بر اساس گزارشهای رسمی ارائهشده در مجلس شورای اسلامی در مهرماه ۱۴۰۵، در نوبت اول ۲۶۹ واحد صنفی و صنعتی و در جنگ رمضان ۳ هزار و ۳۹۶ واحد مورد اصابت قرار گرفتند؛ مجموعاً ۳۶۶۵ واحد که بسیاری از آنها در استان تهران و شهرکهای صنعتی اطراف آن مستقر بودند . محسن زنگنه، رئیس کمیسیون ویژه حمایت از تولید مجلس، نیز از بیکاری مستقیم بیش از ۴۰ هزار نفر و بلاتکلیفی چهار هزار واحد صنفی و صنعتی خبر داده بود . این اعداد نشان میدهد که تهران، به عنوان بزرگترین قطب صنعتی کشور، در معرض جدیترین تهدیدها قرار دارد.
در ادامه جلسه، معاونان تخصصی ادارهکل صمت تهران گزارشهایی از اقدامات انجامشده برای افزایش تابآوری بخشهای صنعت و بازرگانی در برابر بحرانهای ناشی از قطع برق و گاز ارائه کردند. این موضوع در حالی مطرح میشود که تابستان ۱۴۰۵ برای صنایع استان تهران با محدودیتهای شدید برق همراه بود. علاوه بر این، بر اساس گزارشها، خاموشیها گاه به سه روز در هفته رسید، هرچند پس از پیگیریها به یک روز کاهش یافت . وزیر کار نیز هشدار داده بود که تداوم الگوی فعلی مصرف انرژی میتواند به تعطیلی کارخانهها منجر شود . در چنین شرایطی، پدافند غیرعامل صرفاً به معنای آمادگی نظامی نیست؛ بلکه تأمین پایدار انرژی برای خطوط تولید، خود یکی از ارکان تابآوری صنعتی است.
موضوع کنترل و تنظیم بازار در شرایط بحرانی نیز از دیگر محورهای این نشست بود. تجربه جنگهای اخیر نشان داد که در شرایط اضطرار، اختلال در زنجیره تأمین کالاهای اساسی میتواند به سرعت به بحران اجتماعی تبدیل شود. در این راستا، بررسی تمهیدات و الزامات لازم در صورت بروز مجدد جنگ، بر ضرورت آمادگی، پیشبینی سناریوهای احتمالی و اتخاذ تدابیر مناسب برای استمرار فعالیتهای اقتصادی و تأمین نیازهای اساسی تأکید داشت.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
برگزاری منظم جلسات پدافند غیرعامل در ادارهکل صمت تهران، در ظاهر نشانهای مثبت از توجه به آمادگی پیش از بحران است. اما پرسش انتقادی این است: آیا این جلسات به اقدامات عملیاتی و قابل سنجش منجر میشوند یا در سطح گزارشدهی و بررسی باقی میمانند؟ تجربه یک سال گذشته — از ابتدای ۱۴۰۴ تا امروز — نشان میدهد که الگوی تکراری «جلسه، گزارش، تأکید بر ضرورت» در بسیاری از نهادها، بدون پیوست اجرایی و بودجه مشخص، نتوانسته از تکرار خسارات جلوگیری کند.
نکته نخست به شکاف میان تشخیص و درمان بازمیگردد. در جلسه سوم آبان، بر بررسی خسارات جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه تأکید شده است. اما گزارشهای مجلس نشان میدهد که تا مهرماه ۱۴۰۵، یعنی ماهها پس از پایان جنگ دوم، بسیاری از واحدهای آسیبدیده همچنان بلاتکلیف ماندهاند و فرآیند پرداخت تسهیلات و جبران خسارت با بوروکراسی پیچیدهای روبهرو بوده است . اگر پدافند غیرعامل قرار است از تکرار این وضعیت جلوگیری کند، باید سازوکار مالی و اجرایی آن از پیش تعیین شده باشد. همچنین، نه اینکه پس از بحران، تولیدکنندگان صدها میلیارد تومان هزینه کارشناسی بپردازند و ماهها منتظر بمانند.
نکته دوم به اولویتگذاری منابع بازمیگردد. در شرایطی که کشور در آتشبس موقت به سر میبرد و منابع عمومی محدود است، سرمایهگذاری در پدافند غیرعامل صنعتی باید بر اساس ارزیابی ریسک واقعی و بازدهی مشخص انجام شود. البته، تأمین ژنراتورهای اضطراری، ذخیرهسازی سوخت، مقاومسازی سولهها و ایجاد مسیرهای جایگزین تأمین — اینها هزینهبر هستند، اما هزینه نکردن در زمان صلح، به مراتب سنگینتر از هزینه کردن در زمان بحران است. پرسش این است که آیا ادارهکل صمت تهران، بودجه مشخصی برای این اقدامات در اختیار دارد یا صرفاً نقش هماهنگکننده را ایفا میکند؟
نکته سوم، بعد انسانی ماجراست. پدافند غیرعامل صنعتی تنها حفاظت از سولهها و ماشینآلات نیست؛ حفاظت از اشتغال و معیشت کارگرانی است که در این واحدها کار میکنند. بیکاری ۴۰ هزار کارگر در جنگهای اخیر، تنها یک عدد در گزارش مجلس نیست؛ ۴۰ هزار خانواده است که معیشتشان به خطوط تولید وابسته بود. اگر جلسات پدافند غیرعامل بدون در نظر گرفتن سازوکارهای حمایت از نیروی کار در شرایط بحرانی برگزار شود، باید توجه داشت که حتی اگر سولهها بازسازی شوند، سرمایه انسانی صنعت از دست خواهد رفت. تابآوری واقعی صنعت تهران، در گرو پیوند سهگانه زیرساخت، سرمایه و نیروی انسانی است — و تا زمانی که این سه در یک برنامه عملیاتی واحد دیده نشوند، جلسات پدافند غیرعامل در بهترین حالت، آرامبخش خواهند بود، نه راهحل.
