تصور رایج از آموزش در دوره پیشدبستانی، محدود به الفبا، داستانخوانی و بازی با اسباببازی است، اما پژوهشی تازه نشان میدهد که سبزیجاتی مانند کلم بروکلی، اسفناج و گوجهفرنگی میتوانند به ابزارهایی قدرتمند برای آموزش مفاهیم علمی، تقویت واژگان و پرورش کنجکاوی در کودکان تبدیل شوند. محققان در این مطالعه یکساله، با تلفیق باغبانی و علوم تجربی، کودکان را به دانشمندان کوچکی بدل کردند که با لمس، بو و مشاهده، دنیای پیرامون خود را کشف میکنند.
به گزارش فرهنگیان پرس، پژوهشی که نتایج آن در مجله «Journal of Nutrition Education and Behavior» منتشر شده، دریچهای تازه به روی آموزش پیشدبستانی گشوده است. ویرجینیا استیج، محقق ارشد این مطالعه، با اشاره به هدف اصلی این برنامه گفت: «میخواهیم بچهها را تشویق کنیم که به علم علاقهمند شوند و در مورد دنیای اطرافشان کنجکاو باشند. ما غذا را راهی برای ایجاد هیجان در بچهها برای یادگیری دیدیم، همچنین میتوانید از غذا بهعنوان راهی برای آموزش مفاهیم مختلف مانند علوم، ریاضیات و زبان نیز استفاده کنید.»
در این برنامه که یک سال تحصیلی کامل به طول انجامید، معلمان آموزشهای ویژهای دریافت کردند و کودکان در فعالیتهای علمی، کاوش در غذا و باغبانی شرکت کردند. برخلاف روشهای سنتی که در آن کودکان صرفاً شنونده هستند، در این شیوه آنان به دانشمندان کوچکی تبدیل شدند که بذر میکارند، باغها را آبیاری میکنند، تغییرات را مشاهده میکنند و با تمام حواس خود غذا را کشف میکنند. آنان نه پاسخها را حفظ میکنند، بلکه یاد میگیرند چگونه به صورت علمی فکر کنند. برای نمونه، کودکان در یکی از فعالیتها بخارپز شدن کلم بروکلی را تماشا کردند و آموختند که چرا آب سبز میشود.
این رویکرد، تحولی بنیادین در آموزش پیشدبستانی محسوب میشود. در نظامهای آموزشی سنتی، علوم معمولاً به سالهای بالاتر تحصیلی موکول میشود و کودکان خردسال عمدتاً با مفاهیم انتزاعی و غیرملموس روبرو هستند. اما این پژوهش نشان میدهد که اگر آموزش با تجربه حسی و تعامل مستقیم همراه شود، حتی پیچیدهترین مفاهیم علمی نیز برای کودکان پیشدبستانی قابل درک خواهند بود. کودکان در این برنامه یاد گرفتند که تفاوت بین موجودات زنده و غیرزنده را تشخیص دهند و درباره اینکه آیا چیزی میتواند نفس بکشد، رشد کند یا بچه داشته باشد، بحث کنند.
جوسلین دیکسون از دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، به نکته ظریف دیگری در این پژوهش اشاره کرد و گفت: «ما تلاش میکنیم در این زمینه از کار با غذاهای سالم در فضای پیشدبستانی، مفهوم موفقیت را تغییر دهیم زیرا اغلب خود را در دام این فکر میاندازیم که موفقیت به این معنی است که کودک در نهایت مقداری کلم بروکلی یا اسفناج بخورد.» این جمله، قلب فلسفه آموزشی این برنامه را آشکار میکند: هدف، وادار کردن کودک به خوردن غذای سالم نیست، بلکه میخواهند کودک پیش از آنکه مجبور به خوردن شود، غذا را بشناسد، ظاهر، بو، حس و مزه آن را کشف کند. این روش میتواند به ویژه برای کودکانی که در برابر امتحان کردن میوهها و سبزیجات مقاومت میکنند، راهگشا باشد.
این شیوه آموزشی، فراتر از حوزه تغذیه، بر رشد شناختی و زبانی کودکان نیز تأثیرگذار است. وقتی کودک با بلند فکر کردن یاد میگیرد، وقتی سوال میپرسد و پیشبینی میکند، نه تنها دانش علمی خود را توسعه میدهد، بلکه گنجینه واژگانش نیز غنیتر میشود. واژگانی مانند «بخارپز»، «جوانه زدن»، «موجود زنده» و «رشد کردن» که در فعالیتهای عملی معنا پیدا میکنند، بسیار ماندگارتر از آموزشهای نظری صرف خواهند بود.
با وجود نتایج امیدوارکننده، این پژوهش محدودیتهایی نیز داشت. محققان فقط یک منطقه جغرافیایی را بررسی کردند و کودکان تنها به مدت یک سال تحصیلی تحت نظر بودند. آنان خود اذعان دارند که تحقیقات بیشتری در محیطهای متنوعتر مورد نیاز است. با این حال، واکنش معلمان شرکتکننده در برنامه قابل تأمل است. برخی از معلمان در ابتدا نسبت به این برنامه مردد بودند و نگران افزایش بار کاری خود در برنامههای فشردهشان بودند، اما بسیاری از آنان پس از مشاهده اشتیاق کودکان، نظر خود را تغییر دادند و گزارش دادند که دانشآموزان همچنان درگیر درس علوم بودند و به آن علاقه نشان میدادند.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
این پژوهش، درسهای مهمی برای نظام آموزشی ایران، بهویژه در مقطع پیشدبستانی و سالهای نخست دبستان دارد. در کشور ما، آموزش علوم در دوره پیشدبستانی اغلب به آموزشهای کلیشهای و غیرعملی محدود میشود و حلقه مفقوده اصلی، پیوند آموزش با زندگی روزمره و تجربه حسی کودک است. در شرایطی که نظام آموزشی ایران با چالشهای متعددی از کمبود فضای آموزشی مناسب گرفته تا برنامههای درسی انعطافناپذیر روبروست، این یافتهها میتواند الهامبخش تحولی کمهزینه اما عمیق باشد. راهکار عملیاتی، طراحی «بستههای آموزش علوم مبتنی بر غذا» ویژه مربیان پیشدبستانی و پایه اول دبستان است که با استفاده از سبزیجات و میوههای در دسترس و کمهزینه، مفاهیم علمی را به صورت عملی آموزش دهد. همچنین، اختصاص بخشی از حیاط مدارس و کودکستانها به «باغچههای علمی کوچک» میتواند بدون نیاز به بودجههای کلان، کلاس درس علوم را از چهار دیواری کلاس خارج کند و به فضای باز و پرنشاط بکشاند. پرورش نسلی کنجکاو و پرسشگر، نه با کتابهای حجیم، که با یک دانه گوجهفرنگی و یک بوته اسفناج آغاز میشود.
