به گزارش فرهنگیان پرس، در آستانه سالگرد یکی از تلخترین فجایع تاریخ آموزش و پرورش ایران، انجمن نویسندگان کودک و نوجوان با همراهی شرکت توسعه فضاهای فرهنگی شهرداری تهران، از برگزاری نشستی ویژه با عنوان «بغض داستان به یاد میناب» خبر داد؛ نشستی که در آن، نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان، گرد هم میآیند تا با روایت داستانهایی از جنگ و کودکان، به سوگ پروانههای بیبالی بنشینند که در مدرسه شجره طیبه میناب، برای همیشه از پرواز بازماندند.
این نشست فرهنگی، ساعت ۱۴ روز چهارشنبه ۲۰ خردادماه ۱۴۰۵ در خانهموزه مهدی اخوان ثالث، شاعر بزرگ معاصر ایران، واقع در خیابان زردشت غربی، خیابان ششم، کوچه خجسته، پلاک ۲۹ برگزار خواهد شد. انتخاب این مکان برای میزبانی از این رویداد ادبی، خود نمادی پرمعناست؛ خانهای که روزگاری پناهگاه شاعری بوده که رنج و اندوه را با کلمات گره میزد، اکنون میزبان نویسندگانی است که میخواهند رنج کودکان میناب را در قاب داستان جاودانه کنند.
شرکت در این نشست و بازدید از موزه برای عموم علاقهمندان آزاد و رایگان است؛ تصمیمی که نشان میدهد برگزارکنندگان، این رویداد را نه یک گردهمایی صنفی بسته، که یک فراخوان عمومی برای همدردی و هماندیشی با قربانیان خاموش جنگ میدانند. نویسندگان کودک و نوجوان، در این جلسه، فراتر از داستانخوانی، به گفتوگو درباره داستان جنگ و کودکان و نوجوانان خواهند پرداخت؛ گفتوگویی که میتواند سرآغاز خلق آثار ماندگاری برای نسلهای آینده باشد.
فاجعه میناب، تنها یک حادثه در تقویم جنگ تحمیلی نیست؛ زخمی است که بر پیکر نظام آموزشی ایران نشسته و هنوز تازه است. کودکانی که صبح آن روز با شوق و ذوق راهی مدرسه شدند، هرگز بازنگشتند و این غیاب ابدی، ادبیات کودک ایران را نیز متعهد ساخته تا راوی این فقدان باشد. ادبیات، شاید تنها رسانهای است که میتواند از دل ویرانههای جنگ، یادمانی برای همیشه برپا کند و نگذارد نام کودکان شهید، در هیاهوی روزگار گم شود.
نگاهی به سابقه ادبیات جنگ در ایران از دهه ۱۳۶۰ تاکنون نشان میدهد که نویسندگان کودک و نوجوان، همواره یکی از پیشقراولان روایت جنگ با زبانی انسانی و عاطفی بودهاند. از «دا» و «نورالدین پسر ایران» برای بزرگسالان گرفته تا داستانهای کوتاه و تصویری برای کودکان، همگی تلاش کردهاند جنگ را نه با هیاهوی سلاحها، که با سکوت لحظههای ازدسترفته روایت کنند. نشست «بغض داستان به یاد میناب» نیز در تداوم همین سنت ادبی برگزار میشود.
از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵، چندین رویداد فرهنگی و هنری برای بزرگداشت یاد کودکان شهید میناب برگزار شده است؛ از مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» در بنیاد سینمایی فارابی گرفته تا نمایشگاههای نقاشی و شبهای شعر. این تعدد برنامهها، نشاندهنده آن است که جامعه فرهنگی ایران، هنوز در شوک این فاجعه به سر میبرد و از ابزار هنر برای التیام زخمهایش بهره میگیرد.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
نشست «بغض داستان به یاد میناب» در خانهموزه اخوان ثالث، یک گام فرهنگی ارزشمند است، اما پرسش اصلی این است که خروجی این گردهماییها چیست؟ آیا داستانهایی که در این جلسات خوانده میشود، به کتابهایی تبدیل میشوند که در کتابخانه مدارس قرار بگیرند؟ پیشنهاد میشود انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، با همکاری وزارت آموزش و پرورش، مجموعه داستانهای خواندهشده در این نشست را در قالب یک کتاب مستقل منتشر و در تمام مدارس کشور توزیع کند. همچنین میتوان از دل این گردهمایی، یک «کارگاه داستاننویسی برای معلمان» طراحی کرد تا خود فرهنگیان نیز بتوانند خاطرات و روایتهایشان از روزهای جنگ و کودکان را مکتوب کنند. ادبیات، قویترین پادزهر فراموشی است و کودکانی که در میناب پر کشیدند، شایسته آنند که قصهشان، نه در بایگانی اخبار، که در قلب داستانهای نسلهای آینده زنده بماند. خانه اخوان، امروز نه فقط یک موزه، که ملجأ بغضهایی است که باید داستان شوند تا التیام یابند.
