به گزارش فرهنگیان پرس، دکتر رضا سعیدی، رئیس مرکز جوانی جمعیت، سلامت خانواده و مدارس وزارت بهداشت، در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه میانگین سن ازدواج در شهرها متفاوت است، اظهار کرد: میانگین کشوری سن ازدواج مردان و زنان به ترتیب (۳۰ تا ۳۲) و (۲۶ تا ۲۷) سال است. البته برخی استانها مانند سیستانوبلوچستان، میانگین بسیار کمتری نسبت به متوسط کشوری دارند؛ در حالی که اعداد و ارقام در شهر تهران به ۳۲ تا ۳۳ سال میرسد. او همچنین گفت: میانگین کشوری فاصله ازدواج و فرزندآوری نیز ۴.۵ سال است که در استان سیستانوبلوچستان به ۲.۵ تا ۳ سال و در استانهای مازندران و گیلان به ۵.۵ تا ۶ سال میرسد.
نرخ باروری کل و تفاوتهای استانی
سعیدی درباره نرخ باروری کل توضیح داد: منظور از نرخ باروری کل (TFR) این است که به ازای هر زن در سن باروری (۱۵ تا ۴۹ سال)، چند نوزاد در جامعه متولد میشود. وی با بیان اینکه درصد قابلتوجهی از زنان و مردان در سن باروری و فرزندآوری، اصلاً ازدواج نکردهاند، گفت: در چنین شرایطی، از «نرخ باروری نکاحی» سخن به میان میآید. فرزندآوری در ایران از کانال ازدواج است و اغلب کودکان در ایران حاصل ازدواج هستند. سعیدی درباره نرخ باروری نکاحی اظهار کرد: براساس نتایج مطالعهای در سال ۱۳۹۹، نرخ TFR نکاحی ایران حدود ۲.۵ و بالای نرخ جایگزینی بود. در حال حاضر، این عدد کاهش یافته و نرخ باروری زنان ازدواج کرده نیز حدود یک تا ۳ است.
رئیس مرکز جوانی جمعیت با بیان اینکه «فرزندآوری» برای جامعه ایرانی یک هنجار محسوب میشود، گفت: بیش از ۸۰ درصد خانوادهها تمایل دارند یک یا دو فرزند داشته باشند. اگر درصد بالایی از جوانانی که ازدواج نکردهاند، ازدواج کنند، وضعیت جمعیتی به شرط ازدواج جوانان تا حدودی بهبود مییابد. این اظهارات در حالی مطرح میشود که از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵، با توجه به شرایط جنگ تحمیلی و آتشبس موقت، بسیاری از خانوادهها برنامهریزی برای فرزندآوری را به تأخیر انداختهاند. آمارهای سازمان ثبت احوال نشان میدهد که در نیمه دوم سال ۱۴۰۴، تعداد ولادتها نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۸ درصد کاهش یافته است. کارشناسان جمعیتشناسی، ناامنی اقتصادی ناشی از جنگ، افزایش هزینههای زندگی و مهاجرت برخی خانوادههای جوان از کلانشهرها را از دلایل اصلی این کاهش عنوان کردهاند. تفاوتهای استانی؛ از سیستان تا مازندران آنچه از آمارهای اعلام شده توسط سعیدی قابل تأمل است، تفاوت فاحش شاخصهای ازدواج و فرزندآوری در استانهای مختلف کشور است. در حالی که استان سیستانوبلوچستان میانگین سن ازدواج پایینتر و فاصله ازدواج تا فرزندآوری کوتاهتری (۲.۵ تا ۳ سال) دارد، استانهای مازندران و گیلان با فاصله ۵.۵ تا ۶ سال، جزو مناطق دیرفرزندآوری کشور محسوب میشوند. این شکاف در حالی است که در یک سال گذشته، طرحهای تشویقی فرزندآوری مانند اعتبارات ودیعه مسکن و طرحهای حمایت از مادران باردار، نتوانسته است تأثیر چشمگیری بر نرخ باروری در استانهای شمالی و کلانشهرها داشته باشد. بسیاری از معلمان و فرهنگیان ساکن تهران و مازندران در گفتوگو با رسانهها اعلام کردهاند که هزینههای بالای مسکن، تورم افسارگسیخته و نبود امکانات کافی برای نگهداری از کودک، بزرگترین موانع فرزندآوری است.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
آمارهای اعلام شده توسط رئیس مرکز جوانی جمعیت وزارت بهداشت، اگرچه نشاندهنده کاهش نرخ باروری نکاحی به یک تا ۳ است، اما پشت این اعداد، قصه تلخ هزاران خانواده فرهنگی نهفته است. از ابتدای سال ۱۴۰۴ تا خرداد ۱۴۰۵، بارها در شبکههای اجتماعی با گلایههای معلمان زن مواجه بودهایم که میگویند به دلیل نبود مرخصی زایمان کافی، نبود مهدکودک در نزدیکی محل کار و فشارهای ناشی از تدریس در مناطق جنگزده، توانایی فرزندآوری مجدد را ندارند. در حالی که میانگین فاصله ازدواج تا فرزندآوری در کشور ۴.۵ سال اعلام شده، اما در میان معلمان شاغل در شهرهای بزرگ، این فاصله گاه به ۷ تا ۸ سال نیز میرسد. متأسفانه وزارت آموزش و پرورش و سازمان برنامه و بودجه، تاکنون نتوانستهاند بسته حمایتی ویژهای برای فرهنگیان در حوزه فرزندآوری طراحی کنند. در شرایطی که آتشبس موقت پس از جنگ تحمیلی اندکی از نگرانیهای امنیتی کاسته، اما فشارهای اقتصادی همچنان پاشنه آشیل سیاستهای جوانی جمعیت است. برای تغییر این روند، صرفاً شعار و آمار کافی نیست؛ لازم است تسهیلات ازدواج و فرزندآوری برای فرهنگیان و سایر اقشار کمدرآمد به صورت جهشی افزایش یابد و موانع اداری و اجتماعی بر سر راه مادران شاغل در آموزش و پرورش، یکبار برای همیشه رفع شود. در غیر این صورت، نرخ باروری نکاحی همچنان نزولی خواهد بود و میانگین سن ازدواج در تهران از ۳۳ سال نیز فراتر خواهد رفت.
