به گزارش فرهنگیان پرس، امسال مسئله آموزشوپرورش ایران فقط «تاریخ امتحانات» یا «حضوری و غیرحضوری بودن آزمونها» نیست. مسئله این است که آیا میتوان در سالی که آموزش با اختلال جدی روبهرو بوده، با همان منطق عادی از دانشآموزان ارزشیابی کرد؟
بنابر گزارش مهر، در هر نظام آموزشی سالم، امتحان نشانهای است برای فهمیدن اینکه در مسیر یادگیری چه گذشته است. اما آیا میتوان فرض گرفت که همه دانشآموزان در سراسر کشور، در همه استانها، فرصت برابر برای یادگیری داشتهاند؟
در روزهای اخیر اخبار رسمی نشان میدهد آموزش مدارس کماکان مجازی اعلام شده و برگزاری آزمون حضوری پایههای هفتم تا دهم با مجوز شورای تأمین استانها ممکن دانسته شده است. امتحانات نهایی نیز پس از عادیشدن شرایط تعیین میشود.
در ادبیات علمی آموزش، میان سه نوع ارزشیابی تمایز مهمی گذاشته میشود: ارزشیابی از یادگیری، ارزشیابی برای یادگیری و ارزشیابی بهمثابه یادگیری. خطای سیاستی از جایی آغاز میشود که نظام آموزشی در شرایط بحران، بهجای استفاده از ارزشیابی برای فهم آسیبهای یادگیری و طراحی جبران آموزشی، ارزشیابی پایانی را به محور اصلی تصمیم تبدیل میکند.
در شرایط بحران، دانشآموز فقط «دانشآموز» نیست؛ بلکه فرزند خانوادهای است که ممکن است نگران امنیت، معیشت و اخبار جنگ بوده باشد. بخشی از دانشآموزان خود را درگیر مسئولیتهای اجتماعی و عاطفی میدانند.
از منظر سیاستگذاری، امتحانات داخلی باید با انعطاف بیشتر و ارزیابی معلم همراه شوند. درباره امتحانات نهایی نیز باید میان ضرورت اعتبار ملی آزمون و ضرورت عدالت آموزشی توازن برقرار شود. وزارت آموزشوپرورش باید یک «بسته ملی جبران یادگیری» شامل حداقلهای ضروری هر درس، کلاسهای جبرانی هدفمند، تولید محتوای فشرده و حمایت از دانشآموزان مناطق محروم ارائه کند.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
در شرایط جنگ تحمیلی صهیونی-آمریکایی و اختلال شدید در آموزش مناطق جنگی، صرف تعویق امتحانات کافی نیست. بسیاری از دانشآموزان فرهنگیان در استانهای خوزستان، سیستان و بلوچستان و کرمانشاه ماهها است که از آموزش حضوری محروم بودهاند و به اینترنت پایدار دسترسی ندارند. وزارت آموزش و پرورش باید قبل از هرگونه ارزشیابی، یک دوره جبرانی فشرده با اولویت معلمان بومی در این مناطق برگزار کند و سهم نمره امتحان نهایی را در پایه دوازدهم کاهش دهد.
