معاون پژوهشی وزارت علوم با اشاره به آسیبهای جبرانناپذیر قطع گسترده اینترنت بر فعالیتهای علمی، هشدار داد که تبعات این خاموشی دیجیتال تا سال آینده میلادی در آمار خروجیهای پژوهشی کشور نمایان خواهد شد و مجموع خسارتهای وارد شده به بدنه پژوهش، فراتر از ارقام قابل برآورد است.
به گزارش فرهنگیان پرس، «سیدمهدی ابطحی» معاون پژوهشی وزارت علوم، در گفتوگویی تفصیلی با اشاره به تبعات طولانیمدت قطع اینترنت بر فعالیتهای علمی کشور، اظهار داشت که این خاموشی دیجیتال از چند جهت اساسی، روند پژوهش در ایران را با اختلال جدی مواجه کرده است. او با اشاره به وابستگی شدید پژوهش به جریان مداوم اطلاعات، تصریح کرد که قطع دسترسی به شبکههای جهانی، پل ارتباطی محققان ایرانی با همکاران بینالمللی آنها را تخریب کرده است.
ابطحی در تشریح ابعاد این بحران خاموش، به وضعیت بحرانی نشریات علمی نمایه شده ایران اشاره کرد و گفت: «حدود ۳۰ درصد از مقالات این نشریات با مشارکت محققان خارجی تألیف میشد و قطع دسترسی به اینترنت، عملاً فرآیند دریافت، بررسی و پاسخدهی به مقالات را مختل کرد.» او افزود که پژوهشگران برای ارسال مقالات خود به نشریات معتبر خارجی یا طی کردن مراحل داوری و پاسخ به داوران نیز با مشکلات عدیدهای مواجه شدهاند.
رخداد بیسابقه در تاریخ ارتباطات
این هشدارها در حالی مطرح میشود که ایران از ابتدای سال ۱۴۰۵ (ژانویه ۲۰۲۶) شدیدترین و طولانیترین خاموشی اینترنتی تاریخ خود را تجربه کرده است. آتشبس موقت پس از جنگ تحمیلی صهیونی-آمریکایی، اگرچه حملات گسترده را متوقف کرده، اما وضعیت قطعی اینترنت را به عنوان یک «اقتضای زمان جنگ» در کشور تثبیت کرده است. براساس آمارهای بینالمللی، ایران از اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تاکنون عملاً از شبکه جهانی اینترنت جدا بوده و ترافیک اینترنتی بینالمللی این کشور به کمتر از یک درصد میانگین قبل از جنگ کاهش یافته است .
گزارشهای نهادهای بینالمللی نشان میدهد که این خاموشی گسترده، روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم و تا ۸۰ میلیون دلار خسارت غیرمستقیم به اقتصاد ایران تحمیل میکند . «افشین کلاهی»، عضو اتاق بازرگانی ایران، هشدار داده است که حدود ۱۰ میلیون شغل در کشور به اتصال اینترنت وابسته است و بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر از شاغلان کسبوکارهای کوچک آنلاین در آستانه بیکاری
قرار گرفتهاند .
پیشینه بحران؛ از اعتراضات تا جنگ تمام عیار
بررسی تاریخی این پدیده نشان میدهد که ایران پیش از این نیز سابقه قطعیهای اینترنتی در مقاطع بحرانی داشته است. در آبان ۱۳۹۸ (نوامبر ۲۰۱۹) همزمان با اعتراضات سراسری، حکومت به مدت حدود یک هفته اینترنت را قطع کرد که به «خونین آبان» معروف شد . در شهریور ۱۴۰۱ (سپتامبر ۲۰۲۲) و همزمان با خیزش «زن، زندگی، آزادی»، قطعیهای شبانه و گزینشی اعمال شد . همچنین در خرداد ۱۴۰۴ (ژوئن ۲۰۲۵) و در جریان درگیریهای دوازده روزه با اسرائیل، قطعی چهار روزه اینترنت رقم خورد . اما آنچه از ابتدای سال ۱۴۰۵ (ژانویه ۲۰۲۶) آغاز شد، در نوع خود بیسابقه است.
تحلیلهای فنی نشان میدهد که برخلاف قطعیهای قبلی که با حذف مسیریابی (BGP) همراه بود، حکومت ایران اکنون از روشهای پیشرفتهتری مانند «تهینشینی مسیر» (Null-routing) و اختلال در لایه انتقال (TLS) استفاده میکند . به گفته کارشناسان، حدود ۹۶ تا ۹۷ درصد از شبکه ایران در این روش نابود میشود، اما آگهی مسیریابی همچنان حفظ میشود و همین موضوع، تشخیص قطعی کامل را از خارج از کشور دشوار میکند .
ابطحی در پاسخ به پرسشی درباره آمار مقالات معلق مانده ناشی از قطع اینترنت، گفت: «اگرچه برخی همکاران ما در ساختارهایی خارج از وزارت علوم، اعداد و ارقامی را در این زمینه اعلام کردهاند، اما به اعتقاد من، مجموع تأخیرها و خسارات وارد شده به بدنه پژوهشی کشور، قابل برآورد نیست.» او تأکید کرد که پژوهش، مقولهای مبتنی بر جریان مداوم اطلاعات و تبادل مستندات با خارج از کشور است و این وقفهها، فرآیند پژوهش را از پایه دچار اختلال کرده است.
آنچه این بحران را برای جامعه علمی ایران دردناکتر میکند، تبعیض در توزیع دسترسی به اینترنت است. در حالی که مقامات دولتی و افراد وابسته به حکومت از طریق سامانه «لیست سفید» یا خرید بستههای «Internet Pro» همچنان به اینترنت متصل هستند، عموم مردم و پژوهشگران از دسترسی به منابع علمی جهانی محرومند . «مهدی عمریدوار»، سخنگوی اتاق اصناف ایران، در این باره گفته است که فروش دسترسی اینترنتی به کسبوکارها در حالی که مصرفکنندگان از آن بیبهرهاند، بیمعناست و اقتصاد دیجیتال را نابود میکند .
معاون پژوهشی وزارت علوم در پایان با اشاره به تأخیر زمانی در بروز آثار این بحران، خاطرنشان کرد: «آنچه به عنوان آسیب واقعی در آمارها دیده خواهد شد، در خروجیهای علمی انتهای سال ۲۰۲۶ و نیمه اول سال ۲۰۲۷ میلادی نمایان میشود؛ تفاوت آمار خروجیهای آن بازه زمانی با وضعیت کنونی، دقیقاً همان چیزی است که ما در نتیجه محدودیتهای قطع اینترنت از دست دادهایم.»
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
آنچه بحران قطع اینترنت را برای نظام علمی ایران به یک فاجعه ملی تبدیل میکند، ماهیت تجمیعناپذیر و بازگشتناپذیر دانش است. در دنیای امروز، پژوهش دیگر یک فعالیت انفرادی و درونکشوری نیست؛ بلکه شبکهای از همکاریهای فرامرزی، دادههای لحظهای و دسترسی به آخرین یافتههای بشری است. ایران در شرایطی بیش از چهار ماه از شبکه جهانی دانش جدا افتاده که رقبای منطقهای نه تنها چنین محدودیتهایی ندارند، بلکه با سرعت بیشتری در حال پیشرفت هستند. ضرر این خاموشی صرفاً به چند ماه آینده محدود نمیشود؛ بلکه نسلهایی از پژوهشگران ایرانی فرصت همکاری، نگارش مقاله مشترک و حضور در پروژههای بینالمللی را از دست خواهند داد. هشدار ابطحی درباره «آسیبهای قابل برآورد» در خروجیهای علمی سال ۲۰۲۷، در واقع زنگ خطری است برای آیندهای که در آن ایران جایگاه علمی خود را در نقشه دانش جهان به مراتب دشوارتر از امروز بازخواهد یافت. تجربه کشورهای درگیر جنگ و تحریم نشان داده است که بازگشت به چرخه جهانی علم، سالها زمان میبرد و گاهی برخی همکاریهای علمی هرگز از سر گرفته نمیشوند.
