حامد صبوری، مدیرکل آموزش‌وپرورش شهرستان‌های استان تهران، در نشست مشترک با مدیرکل نوسازی مدارس و اعضای هیئت‌مدیره مجمع خیرین مدرسه‌ساز استان تهران، خیرین را «سرمایه‌های گرانبها» و «شرکای راهبردی» نظام تعلیم‌وتربیت خواند و بر نقش مشارکت مردمی در توسعه فضاهای آموزشی تأکید کرد. این نشست در حالی برگزار می‌شود که استان تهران با کمبود شدید فضای آموزشی و تراکم بالای کلاس‌ها دست‌وپنجه نرم می‌کند و بخش قابل توجهی از بار ساخت مدرسه بر دوش خیرین افتاده است.
به گزارش فرهنگیان پرس، نشست مشترک حامد صبوری، مدیرکل آموزش‌وپرورش شهرستان‌های استان تهران، عباس زارع، مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان تهران، و سید کریم موجانی، رئیس هیئت‌مدیره مجمع خیرین مدرسه‌ساز شهرستان‌های استان تهران، صبح امروز با محوریت بررسی ظرفیت‌های همکاری مشترک برای توسعه فضاهای آموزشی و پرورشی برگزار شد.
صبوری در این نشست با قدردانی از مشارکت خیرین اظهار کرد: «خیرین مدرسه‌ساز از سرمایه‌های گرانبها و ارزشمند جامعه و همراهان صادق، امین، ماندگار و شرکای راهبردی نظام تعلیم‌وتربیت هستند که با نیک‌اندیشی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی خود، زمینه‌ساز ساختن آینده‌ای روشن‌تر برای فرزندان میهن عزیز اسلامی‌مان را فراهم می‌سازند.» او افزود که تلاش خیرین «فراتر از ساخت مدرسه، سرمایه‌گذاری برای رشد، پیشرفت و شکوفاسازی استعدادهای نسل آینده کشور» است.
مدیرکل آموزش‌وپرورش شهرستان‌های استان تهران با تأکید بر ضرورت توسعه زیرساخت‌های آموزشی متناسب با نیاز دانش‌آموزان تصریح کرد: «فراهم‌کردن محیط‌های مناسب برای تحصیل، رشد و تربیت دانش‌آموزان، هدف و برنامه مشترک همه ما می‌باشد و همراهی خیرین عزیزمان در کنار تلاش دستگاه‌های اجرایی، نقشی مؤثر در تحقق عدالت آموزشی و ایجاد فرصت‌های برابر برای دانش‌آموزان دارد.»
صبوری خاطرنشان کرد که تقویت تعامل میان آموزش‌وپرورش، نوسازی مدارس و مجمع خیرین مدرسه‌ساز، زمینه بهره‌گیری مؤثرتر از ظرفیت‌های مردمی را فراهم می‌کند و می‌تواند در «بسط عدالت و توسعه فضاهای آموزشی و پرورشی، ارتقای کیفیت محیط‌های یادگیری-یاددهی و پاسخ‌گویی به نیازهای مناطق مختلف استان» نقش‌آفرین باشد. او در پایان بر اهمیت تداوم این مشارکت و هم‌افزایی ظرفیت‌های دولتی و مردمی برای فراهم‌کردن بستر رشد عبادی، علمی، فرهنگی، اجتماعی و تربیتی دانش‌آموزان تأکید کرد.
در ادامه این نشست، رئیس و اعضای هیئت‌مدیره مجمع خیرین مدرسه‌ساز شهرستان‌های استان تهران ضمن تبریک انتصاب صبوری، با اشاره به سوابق و تجارب او، ابراز امیدواری کردند که با حضور وی شاهد «رشد چشمگیر و پیشرفت مؤثر» در حوزه آموزش‌وپرورش استان باشند.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

این نشست و ادبیات به‌کاررفته در آن، یک واقعیت تلخ را آشکار می‌کند: تأمین سرپناه برای دانش‌آموزان تهران، که بدیهی‌ترین وظیفه دولت است، به «شراکت راهبردی» با خیرین سپرده شده و این سپردن، نه به‌عنوان یک اضطرار موقت، بلکه به‌عنوان یک «افتخار» و «ارزش» بازنمایی می‌شود. پرسش انتقادی این است: اگر خیرین «شریک راهبردی» نظام تعلیم‌وتربیت هستند، سهم دولت در این شراکت چیست و چرا عدالت آموزشی باید به نیک‌اندیشی افراد وابسته باشد؟
نخستین اشکال در این گفتمان، جابه‌جایی مسئولیت است. ساخت مدرسه، تأمین تجهیزات و ایجاد فضای ایمن برای تحصیل، تکلیف قانونی دولت و از بدیهی‌ترین مصادیق حق آموزش است. وقتی مدیرکل آموزش‌وپرورش استان تهران، ساخت مدرسه توسط خیرین را «فراتر از ساخت مدرسه» و «سرمایه‌گذاری برای نسل آینده» می‌خواند، در واقع کم‌کاری نهادهای دولتی را با ستایش از بخشش خصوصی می‌پوشاند. این ستایش، هرچند برای خیرین صادقانه و شایسته احترام است، اما وقتی در ادبیات رسمی تکرار می‌شود، این پیام را می‌رساند که دولت از وظیفه خود شانه خالی کرده و انتظار دارد جامعه مدنی جای خالی را پر کند.
دومین اشکال، ناپایداری و نابرابری ذاتی این مدل است. خیرین بر اساس علاقه، تعلق محلی، توان مالی و گاه انگیزه‌های شخصی مدرسه می‌سازند. نتیجه، توسعه نابرابر فضاهای آموزشی است: مناطقی که خیر توانمند دارند، مدارس نوساز می‌گیرند و مناطقی که ندارند، همچنان در مدارس فرسوده و کلاس‌های ۴۰ نفره می‌مانند. عدالت آموزشی که صبوری بر آن تأکید می‌کند، با سازوکاری که به‌طور ساختاری نابرابری‌آفرین است، محقق نمی‌شود. تجربه سال‌های گذشته — از ابتدای ۱۴۰۴ تا امروز — نشان می‌دهد که گزارش‌های رسمی بارها از کمبود فضای آموزشی در استان تهران و تراکم چند برابر ظرفیت در برخی مناطق خبر داده‌اند؛ آماری که خود گواهی است بر ناکافی بودن مدل مشارکتی فعلی.
سومین اشکال، بعد کیفی ماجراست. تأکید بر «ساخت مدرسه» و «توسعه فضاهای آموزشی» در حالی است که بحران
اصلی آموزش‌وپرورش، تنها کمبود ساختمان نیست؛ کمبود معلم متخصص، فرسودگی تجهیزات آموزشی، محتوای نامتناسب و افت کیفیت یادگیری نیز هست. اگر شراکت با خیرین تنها به ساخت سوله محدود شود و به کیفیت آموزش، تربیت معلم و محتوای درسی تعمیم نیابد، نتیجه، ساختمان‌های نوسازی خواهد بود که در آن‌ها همان آموزش کم‌کیفیت تکرار می‌شود. خیرین مدرسه‌ساز می‌توانند در حوزه‌هایی مانند تجهیز آزمایشگاه‌ها، حمایت از معلمان مناطق محروم و بورسیه دانش‌آموزان مستعد نیز نقش‌آفرین باشند، اما این امر نیازمند چارچوب شفاف و هماهنگ است، نه نشست‌های تشریفاتی.
نکته پایانی، مسئولیت‌پذیری نهادهای نظارتی است. مجلس، دیوان محاسبات و سازمان بازرسی باید پاسخ دهند که چرا پس از سال‌ها، بودجه عمرانی آموزش‌وپرورش برای رفع کمبود فضای آموزشی کافی نبوده و چرا استان تهران، با وجود این‌همه ظرفیت اقتصادی، همچنان با کمبود مدرسه روبه‌روست. ستایش از خیرین، در جای خود ارزشمند است، اما نباید به ابزاری برای فرار از پاسخ‌گویی تبدیل شود. عدالت آموزشی زمانی محقق می‌شود که دولت، پیش از آنکه دست به دعا و ستایش خیرین بلند کند، دست به بودجه و برنامه‌ریزی بلند کند. تا آن روز، مدرسه‌ای که خیرین می‌سازند، هرچند ارزشمند، نشانه‌ای از ناتوانی دولتی است که باید می‌ساخت.