به گزارش فرهنگیان پرس، عمار احمدی، معلم و پژوهشگر اردبیلی، در حاشیه نمایشگاه «مانوین» در گفتگویی اختصاصی با خبرنگار ما درباره مسیر علمی و حرفهای خود گفت: «من دارای مدرک دکترا انسانشناسی و مردمشناسی از دانشگاه تهران هستم» و سالهاست در روستاهای استان اردبیل تدریس میکند. او با اشاره به تیم تخصصی خود توضیح داد: «ما یک تیم تخصصی هستیم؛ برگزیدگان استان اردبیل که در آن یک معمار خوب، یک گرافیست و طراح، یک موزیسین، یک مجسمهساز و چندین هنرمند و ایدهپرداز حضور دارند» و این تیم در کنار شرکت شهر خلاق فعالیت میکند.
احمدی درباره سابقه معلمی خود گفت: «من معلم هستم، معلمی در اردبیل، ولی سعی میکنم در شهر نباشم؛ سالهاست در روستاها هستم.» او مقاطع راهنمایی تا دبیرستان را تدریس میکند و افزود: «هنر، جامعهشناسی و فلسفه درس میدهم و تخصص من مطالعات اجتماعی آموزشوپرورش است.» به گفته او، ۲۲ سال از عمرش را در این حرفه گذرانده است.
این پژوهشگر با اشاره به کارنامه نویسندگی خود اظهار کرد: «نزدیک به ۲۸ سال است که نویسنده هستم و اولین کتابم با عنوان «ساوالاری» به عنوان کتاب سال استان معرفی شد.» او ادامه داد: «از آنجا شروع کردم تا به امروز ۵۰ جلد کتاب در حوزه فرهنگشناسی و فرهنگ عامه مردم ایران، خصوصاً آذربایجان، دارم.» احمدی از دریافت دو بار جایزه کتاب سال، جایزه بینالمللی غدیر، جایزه شهید باهنر و چند جایزه پژوهشی در جشنوارههای مختلف خبر داد.
او درباره کتاب سهجلدی «ساوالاری» توضیح داد: «ساوالاری یعنی عیاران جوانمردان؛ این کتاب یک مونوگرافی و مردمنگاری تام است.» احمدی با اشاره به اینکه در زمان نگارش این کتاب دانشجوی مردمشناسی نبوده، گفت: «آن زمان لیسانس زبان و ادبیات فارسی داشتم و اصلاً رشته مردمشناسی را نمیشناختم.» او افزود که دکتر جابر انصاری، استاد دانشگاه هنرهای زیبا، پس از دیدن کتابش به او گفت: «عمار، شما مردمشناس و انسانشناس ذاتاً هستی؛ از ادبیات فاصله بگیر و در حوزه انسانشناسی و مردمشناسی کار کن.» به گفته احمدی، این استاد برای آن کتاب مقدمهای طولانی نیز نوشت.
احمدی در پاسخ به این پرسش که چرا با وجود نارضایتی معلمان از حقوق، اینقدر به پژوهش ادامه داده، صراحتاً گفت: «خدا وکیلی راست میگویند؛ اینکه پول نمیدهند و معلمها ارزش اجتماعی و اقتصادی ندارند، این واقعاً راست است.» او با اشاره به تجربه شخصی خود افزود: «من سال ۸۵ وارد آموزشوپرورش شدم و پس از دو سه سال دیدم این واقعاً کفاف زندگی را نمیکند؛ استعفا دادم و وارد کار تجاری و پژوهشی با سازمانهای مختلف شدم.» احمدی ادامه داد که در تهران با سازمان فرهنگ و ارشاد، شهرداری، حوزه هنری و صدا و سیما کار پژوهشی و مستندسازی انجام داده است.
این معلم پژوهشگر درباره بازگشت دوباره خود به کلاس درس گفت: «بعداً که از نظر مالی تأمین شدم، به نوعی برگشتم دوباره به معلمی.» او با تأکید بر اینکه «معلمی شغل مالی نیست، معلمی عشق است»، تصریح کرد: «نگاهت به معلمی باید اینگونه باشد که معلم کسی نیست که پول بگیرد؛ معلم باید معلم باشد و پولش را از جای دیگر بگیرد.» احمدی با انتقاد از کسانی که صرفاً برای شغل وارد معلمی شدهاند، گفت: «به کسانی که فقط صرفاً برای شغل آمدهاند، پیشنهاد میکنم همین امروز از معلمی استفاده کنند؛ هم برای خودشان بهتر است و هم برای جامعه.»

او درباره تأثیر رویکرد پژوهشی خود بر دانشآموزان گفت: «دکتر رفیعفر که از انسانشناسهای تاپ مملکت ماست، وقتی کارهای من را میبیند، میگوید این کارها را در ایران کسی انجام نمیدهد؛ حتی در دانشگاه کسی با دانشجوی خودش کار مردمنگاری و مونوگرافی انجام نمیدهد، اما تو با دانشآموزانت این کار را میکنی.» احمدی توضیح داد: «من به دانشآموزان سطح دبیرستان و ابتدایی مصاحبه، تحقیق و فیشبرداری یاد میدهم و آنها میشوند بازوی تحقیقی من.» او از کتابی با عنوان «انسانشناسی آل» یاد کرد که هشت دختر دانشآموز پژوهشگر آن بودهاند و همچنین از کتابی درباره مکتبخانه اصیل که با دانشآموزان کار شده و هنوز چاپ نشده است.
این پژوهشگر با اشاره به یکی از دانشآموزان خود گفت: «یکی از آنها الان در دانشگاه هنر اصفهان تحصیل میکند؛ دانشآموزی از روستای آلوچای، آخرین روستا در دامنه ساوالان، که با من کتاب نوشته و مقاله کار کرده و مطمئنم یکی از هنرمندان برجسته کشور خواهد شد.»
احمدی در بخش دیگری از این گفتگوی اختصاصی در حاشیه «مانوین» به موضوع صنایع خلاق و نقش آن در تعالی فرهنگی پرداخت و گفت: «سؤال خوبی است و اصلاً هدف من و آمدنم به اینجا همین است.» او با اشاره به همکاری خود با شرکت شهر خلاق اردبیل توضیح داد: «از زمانی که تصمیم گرفتند در کنار کارهای تجاری، کارهای فرهنگی و هویتی انجام دهند، من خودم را موظف کردم کنارشان باشم.» به گفته او، غرفه این تیم در نمایشگاه «مانوین» «یک قصه دارد» و همه عناصر آن قصه دارند: «ما این قصهها را بازشناسی و بازآفرینی کردیم؛ قصه هم همان هویت و فرهنگ اصیل بومی ایران است.»
این انسانشناس با تأکید بر تعمیم این رویکرد به سایر استانها گفت: «اگر شرکتی از سیستان و بلوچستان من را ساپورت کند، عاشقانه میروم و همین کار را انجام میدهم.» او با مثالزدن به عروسکهای اسطورهای جهانی و انیمیشنهای ساختهشده بر اساس آنها گفت: «بچههای ما هیچگونه دلبستگی هویتی با آنها نمیتوانند داشته باشند و فقط به عنوان سرگرمی از آنها استفاده میکنند؛ در حالی که این همذاتپنداری فقط در هویت خودمان میتواند اتفاق بیفتد.» احمدی با اشاره به قصه «کلاغها» اثر صمد بهرنگی و عروسکی از آن که با کودک یتیم سخن میگوید، گفت: «این اتفاق فقط در هویت خودمان میتواند بیفتد و کشورهای دیگر هم در هویت خودشان میتوانند کار ماندگاری انجام دهند.»
او در پایان با اشاره به شرایط جنگی کشور تصریح کرد: «الان که شرایط جنگی است، بهترین فرصت است که ما به خودمان برگردیم و ببینیم واقعاً میتوانیم با هویت و داشتههای خودمان تولیدات اقتصادی انجام دهیم تا در این تحریمها دست خالی نباشیم.»
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
روایت عمار احمدی، یک تناقض تکاندهنده را آشکار میکند: معلمی که ۵۰ جلد کتاب در حوزه هویت ایرانی نوشته و دانشآموزان روستایی را به پژوهشگر تبدیل کرده، خودش یک بار از آموزشوپرورش استعفا داده چون «حقوق کفاف زندگی نمیداد». این اعتراف صریح، مهمترین پیام این گفتگوی اختصاصی برای سیاستگذاران است: تا زمانی که معلم مجبور باشد «پولش را از جای دیگر بگیرد» و معلمی را «عشق» در برابر «شغل» تعریف کند، نظام آموزشی نمیتواند بر توانمندترین سرمایههای انسانی خود تکیه کند؛ پژوهش، هویتسازی و تربیت نسل آینده تنها با معلمی محقق میشود که خودش پژوهشگر، نویسنده و راوی فرهنگ باشد — و چنین معلمی، پیش از هر چیز، به امنیت معیشتی و کرامت شغلی نیاز دارد.
- نویسنده : مهدیه شاهمرادی
