به گزارش فرهنگیان پرس، جهانگیر در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به چالش جهانی نسل موسوم به «زد» (Gen Z)، وضعیت ایران را مشابه توصیف کرد و گفت: «مهمترین اقدام برای مقابله با این وضعیت، فرهنگسازی و الگوسازیهای مثبت است. همچنین، ایجاد برنامههای نشاطآور برای نوجوانان از اهمیت بالایی برخوردار است تا اوقات فراغت آنها بهدرستی پر شود.»
فضای مجازی؛ موتور محرک انتقام از جامعه
معاون قوه قضاییه با تشریح آسیبهای فضای مجازی اظهار داشت:«نوجوانان امروزی، اگر به درس، کار و خانواده اهمیت ندهند، به دلیل بمباران فضای مجازی و تبلیغاتی است که مدیران این فضا را ایجاد کردهاند.» به گفته وی، این فضا باعث میشود نوجوانان «خواهان تجربه همزمان همه خوشیهای دنیا» و در عین حال «به دنبال کسب درآمدهای بسیار بالا بدون تلاش» باشند. جهانگیر نتیجه این تناقض را «عصیانگری» خواند و توضیح داد: «آنها میخواهند از جامعه، خانواده، و همسایگان خود انتقام بگیرند، زیرا تصور میکنند این افراد شرایط را برای دستیابی به آرزوهایشان محدود کردهاند.»
از قمار اینترنتی تا سرقت؛ زنجیره شکست و خشم
جهانگیر رواج«قماربازیهای اینترنتی» را نیز ناشی از همین آرزوهای تخیلی و سریع دانست و هشدار داد که شکست در این راه، «تابآوری آنها را کاهش داده و خشمهای فروخفتهای را ایجاد میکند.» وی این خشم را سرمنشاء فعالیتهای ناپسندی مانند «بازار اراذل و اوباش، خودزنی، دگرزنی» و نیز «سرقت و رفتارهای ضد اجتماعی» برشمرد.
فقر و یأس؛ بستر واقعی جرم
این مقام قضایی در تحلیل نهایی،بر نقش محوری فقر و محرومیت تأکید کرد و گفت: «کمبودهای جدی در مسائل اساسی زندگی ممکن است باعث شوند که نوجوانان احساس کنند هیچ امیدی برای بهبود وضعیتشان ندارند.» وی مثال زد: «یک نوجوان بیکار که از خانوادهای ضعیف نشأت میگیرد، حتی ممکن است برای خرید یک موتورسیکلت یا دوچرخه هم با مشکلات مالی مواجه شود.» جهانگیر در پایان هشدار داد وقتی راهی برای قرض یا حمایت نباشد، این یأس به بزهکاری میانجامد.
فرهنگیان پرس میپرسد:
اعتراف صریح معاون قوه قضاییه به«بیهویتی» و «بیامیدی» نسل نوجوان به عنوان بستر جرم، هشداری است بس جدیتر از هر آمار رسمی. نکته درخور تأمل در سخنان وی، دوگانگی تحلیل است: از یک سو، فضای مجازی و «مدیران این فضا» به عنوان متهم اصلی معرفی میشوند و از سوی دیگر، فقر مادی و «کمبودهای اساسی زندگی» به عنوان بستر واقعی.
پرسش اینجاست که دستگاه قضایی و حکومت، کدام یک از این دو علت را اولویت مقابله قرار میدهند؟ تجربه نشان داده است مقابله با Symptom (نشانه) در فضای مجازی، همواره آسانتر و پرسر و صداتر از درمان علت ریشهای (فقر و نابرابری) بوده است.
وقتی نوجوانی در دنیای واقعی، افقی برای تحصیل، شغل مناسب، مسکن مستقل و تفریح سالم نمیبیند، طبیعی است که در فضای مجازی پناه گیرد و در دام آرزوهای پوچ فروغلتد.
«الگوسازی مثبت» و «برنامه نشاطآور» زمانی اثرگذار خواهد بود که در کنار یک «برنامه اقتصادی مثبت» و «برنامه اشتغالآور» برای خانوادههای ایرانی قرار گیرد. در غیر این صورت، این هشدارها نیز مانند بسیاری از هشدارهای پیشین، در گفتمانی بیحاصل تکرار خواهد شد، در حالی که جامعه هر روز بخشی از سرمایه انسانی خود را در پیچوخم بیهویتی و عصیان از دست میدهد.
