سازمان بهزیستی کشور با افتتاح نخستین «مرکز سلامت اجتماعی خانواده»، گامی بلند در جهت تغییر رویکرد از مداخلات پس از وقوع آسیب به پیشگیری و توانمندسازی بنیان خانواده برداشته است. این مرکز که با حضور مسئولان ارشد بهزیستی در تهران راهاندازی شده، بر ارتقای مهارتهای فرزندپروری، افزایش تابآوری و تحکیم روابط سالم در خانواده متمرکز است. مسئولان تأکید دارند که سلامت اجتماعی بدون خانواده توانمند معنا پیدا نمیکند و این مرکز، حلقه مفقوده نظام سلامت اجتماعی کشور محسوب میشود.
به گزارش فرهنگیان پرس، نخستین مرکز سلامت اجتماعی خانواده با رویکرد توانمندسازی خانواده، ارتقای مهارتهای فرزندپروری و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی امروز با حضور مسئولان سازمان بهزیستی کشور افتتاح شد. بر اساس اعلام مسئولان، این مرکز قرار است با اجرای آزمایشی در استان تهران، مدل جدیدی از خدمات خانوادهمحور را در کشور مستقر کند و در صورت موفقیت، به سایر استانها تسری یابد .
سید حسن موسوی چلک، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی کشور، در مراسم افتتاح این مرکز با تأکید بر اینکه فلسفه شکلگیری سازمان بهزیستی از ابتدا بر خانوادهمحوری استوار بوده است، گفت: «به مرور زمان این سازمان بیشتر به یک نهاد حمایتی و مستمریپرداز تبدیل شد در حالی که قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور بار دیگر مسئولیت سلامت اجتماعی را بر عهده بهزیستی قرار داده است.» او سلامت اجتماعی را یکی از چهار بعد اصلی سلامت در کنار سلامت جسمی، روانی و معنوی دانست و افزود که ساختارها و برنامههای سازمان بهزیستی همچنان بیش از اندازه بر خدمات حمایتی فردمحور تمرکز دارد .
موسوی چلک دو راهبرد اساسی را برای تحقق این مأموریت برشمرد: نخست، نگاه همزمان به فرد، خانواده و جامعه و دوم، حرکت در تمامی سطوح پیشگیری، آگاهسازی، مداخله بهنگام، بازتوانی و توانمندسازی. وی تأکید کرد که غایت مددکاری اجتماعی تحقق زیست اجتماعی مطلوب برای مردم است و این هدف با آموزش، پژوهش، استفاده از تجربههای جهانی و بهرهگیری از ظرفیت بخش غیردولتی محقق خواهد شد .
محمد نصیری، مدیرکل بهزیستی استان تهران، با اشاره به اینکه اورژانس اجتماعی سالهاست در مداخله هنگام بحران نقشآفرینی میکند، گفت: «امروز زمان آن رسیده است که خانوادهها پیش از رسیدن به مرحله بحران از خدمات تخصصی روانشناسی، مددکاری و مشاوره بهرهمند شوند.» او با بیان اینکه مرکز سلامت اجتماعی خانواده حلقه تکمیلکننده نظام مداخلات اجتماعی است، افزود: هدف این مراکز آن است که خانوادهها خود نقش اصلی را در حل مسائل ایفا کنند و خدمات تخصصی صرفاً زمینه تقویت توانمندی آنان را فراهم سازد نه اینکه جایگزین خانواده شود .
حمیدرضا الوند، مدیرکل دفتر کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، نیز با اشاره به ماده ۵۷ قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور اظهار کرد که قانون سازمان بهزیستی را متولی سلامت اجتماعی معرفی کرده است و این موضوع نیازمند تغییر نگاه از ارائه خدمات فردمحور به تقویت خانواده و جامعه است. او افزود: «سالها بخش عمدهای از خدمات متوجه افراد دارای معلولیت یا کودکان بیسرپرست بود اما امروز بیش از هر زمان دیگری باید برای تحکیم بنیان خانواده سرمایهگذاری کنیم چون مهمترین شاخص سلامت اجتماعی، سلامت خانواده است.» الوند همچنین با اشاره به مقاومت فرهنگی در مراجعه به روانشناس و دریافت خدمات مشاوره، خواستار فرهنگسازی گسترده در این حوزه شد .
علیرضا محمدی، معاون سلامت اجتماعی بهزیستی شهر تهران، در این مراسم با بیان اینکه رویکرد اصلی سازمان بهزیستی، خانوادهمحوری و توانمندسازی خانوادههاست، اظهار کرد که حاصل خانواده توانمند، تربیت فرزندانی ایمن، سالم و برخوردار از امنیت روانی و اجتماعی است. او با اعلام افتتاح نخستین مرکز سلامت اجتماعی خانواده افزود که این طرح ابتدا در استان تهران به صورت پایلوت اجرا میشود و پس از ارزیابی میزان اثربخشی در سایر استانهای کشور توسعه خواهد یافت .
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
افتتاح مرکز سلامت اجتماعی خانواده، اگرچه گامی مثبت در جهت تغییر رویکرد از مداخله به پیشگیری محسوب میشود، اما پرسش اساسی اینجاست که آیا سازمان بهزیستی با کسری بودجهی مزمن و ناترازیهای مالی، توانایی اجرای این طرح را در سطح ملی دارد؟ تجربهی سالهای اخیر نشان داده که بسیاری از مصوبات و طرحهای نوین، به دلیل کمبود منابع مالی و زیرساختی، روی کاغذ باقی مانده یا با تأخیر چندین ساله اجرا شدهاند. اگرچه قانون احکام دائمی برنامههای توسعه، دولت را مکلف به تأمین اعتبار برای حوزه سلامت اجتماعی کرده، اما در عمل، تخصیص اعتبارات همواره با چالشهای جدی مواجه بوده است.
نکتهی تأملبرانگیز دیگر، هماهنگی این مرکز با سایر طرحهای خانوادهمحور بهزیستی مانند «مراقب همراه خانوادههای دارای فرزند چندقلو» و «دستهای مهربانی» است . رئیس سازمان بهزیستی اخیراً از اجرای ۱۳ چرخش تحولآفرین در این نهاد خبر داده و تأکید کرده که حرکت از مؤسسهمحوری به خانوادهمحوری، یکی از مهمترین این چرخشهاست . اما آیا این مراکز جدید، صرفاً به موازیکاری با اورژانس اجتماعی و سایر نهادهای حمایتی منجر نمیشوند؟ آنچه مسلم است، بدون تأمین پایدار منابع مالی، توانمندسازی نیروی انسانی متخصص و مهمتر از همه، تغییر نگاه از خدمات مستمریمحور به خدمات توانمندساز، این مرکز نیز همچون بسیاری از طرحهای قبلی، به فضایی برای نمایش و گزارشهای صوری تبدیل خواهد شد. خانوادههای ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری به مداخلات عملی و مستمر نیاز دارند؛ مداخلاتی که آنان را از دریافتکننده صرف خدمات، به عاملان اصلی تغییر و تحول در زندگی خود تبدیل کند.
