خانه تاریخی علاءالدوله در خیابان فردوسی که در آستانه تخریب و تبدیل به پارکینگ بود، پس از هفت سال تلاش و با مشارکت سرمایهگذار خصوصی در حال مرمت تخصصی است. این پروژه در شرایط آتشبس پس از جنگ رمضان پیش میرود و ظرف یک سال به پاتوق فرهنگی تهران تبدیل میشود.
به گزارش فرهنگیان پرس، خانه تاریخی علاءالدوله که روزگاری مقر حاکم تهران در دوره قاجار بود، اینک پس از سال ها فراموشی و نزدیک شدن به مرز نابودی، نفس دوباره میگیرد. این بنای ۱۳۰ ساله که در خیابان فردوسی، نبش کوچه لالهزار قرار دارد، سالها در پشت دیوارهای بلند پنهان شده بود و کمتر کسی از وجود آن خبر داشت . در سال ۱۳۹۳، این خانه در مزایدهای برای فروش گذاشته شد با این هدف که تخریب شود و به پارکینگ تبدیل گردد، اما دبیر انجمن مالکان و حافظان خانههای تاریخی تهران پس از بازدید از محل، خانه ارزشمندی را پشت دیوارها پیدا کرد و پیگیریها برای نجات آن آغاز شد .
سرانجام شهرداری تهران در سال ۱۳۹۷ این خانه تاریخی را تملک کرد و عملیات حفاظت اضطراری آن شروع شد. در آن زمان، بنا وضعیت بسیار نابسامانی داشت. پوریا عباسی، طراح و مجری پروژه مرمت عمارت علاءالدوله، تصریح کرد: «تنها همین بخش از ساختمان بزرگ باقی مانده و بخشهای غربی، شرقی و شمالی تخریب شده است. این بنا نزدیک به ۱۵ سال در معرض مستقیم باد و باران قرار داشت» . به گفته او، تزئینات آینهکاری، گچبری و کاشیکاری این بنا منحصربهفرد و کمنظیر است. در مرحله اول، سقف موقت شیروانی برای جلوگیری از تخریب بیشتر اجرا شد و اکنون نوبت به مرمت تخصصی رسیده است.
مشارکت خصوصی، رمز موفقیت پروژه
یکی از نکات برجسته این پروژه، ورود سرمایهگذار بخش خصوصی به عرصه مرمت میراث فرهنگی است. شهاب بارانی، مدیر فنی و امور پیمانهای شرکت توسعه فضاهای فرهنگی، گفت: «مرحله دفع خطر و حفاظت اضطراری به شکل کامل و با مشارکت سرمایهگذار بخش خصوصی پایان یافته است. گام دوم و مرمت کامل نیز به زودی آغاز و پیشبینی میشود ظرف یک سال آینده بنا به بهرهبرداری برسد. این تجربه موفقی از مشارکت بخش خصوصی با شهرداری است» . میترا جلوداری، مدیر پروژه ساماندهی فضای شهری شرکت توسعه فضاهای فرهنگی نیز اظهار داشت که سرمایهگذار خصوصی خودش برای سرمایهگذاری در این پروژه اعلام آمادگی کرد، موضوعی که در پروژههای فرهنگی و تاریخی تهران کمیاب است .
این خانه تاریخی موقعیت ممتازی دارد؛ یک طرف آن به خیابان فردوسی و طرف دیگر به کوچای در لالهزار راه دارد. این ویژگی دو نبش بودن به منطقه ۱۲ تهران که بافتی بسیار متراکم و فشرده دارد، امکان ایجاد یک فضای تنفسگاهی شهری و پیادهراه فرهنگی را میدهد. پیشبینی میشود این مکان به پاتوق فرهنگی تهران تبدیل شود و شهروندان در آن حس تعلق خاطر پیدا کنند.
عملیات مرمت در بحبوحه جنگ رمضان
اما آنچه این پروژه را از دیگر پروژههای مرمتی متمایز میکند، اجرای بخشی از آن در شرایط جنگی است. میترا جلوداری، مدیر پروژه، درباره انجام عملیات در دوران جنگ رمضان گفت: «محله فردوسی در دوران جنگ رمضان مدام مورد حمله موشکی قرار گرفت. با توجه به اینکه سقف بنا کاملاً ریخته بود، عملیات نخالهبرداری، داربستبندی و نصب سقف موقت را در همان شرایط انجام دادیم تا از بنا حفاظت کنیم» . او افزود که هر بار نخالهبرداری میکردند، به نشانههایی از گذشته برمیخوردند؛ باغ تاریخی و نقش و نگارهای روی آجرها که جذابیت ماجرا را بیشتر میکرد.
گفتنی است ایران هماکنون در شرایط آتشبس موقت پس از جنگ رمضان به سر میبرد. در همین راستا و در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۵، عملیات اجرایی ساخت ۲۴۰ واحد مسکونی آسیبدیده در جنگ رمضان در تهران با حضور شهردار وقت آغاز شد . همچنین بر اساس پژوهشهای انجام شده در سال ۱۴۰۴، حدود ۷۸ درصد بناهای تاریخی تهران در معرض ریسک سازهای قابل توجه قرار دارند و تنها نزدیک به ۲۲ درصد معابر، توان تردد استاندارد خودروهای امدادی را دارند . این آمار نشان میدهد که حفاظت از میراث فرهنگی در شرایط بحرانی، به یک چالش جدی تبدیل شده است.
پیشینه مرمت خانههای تاریخی تهرانشرکت توسعه فضاهای فرهنگی از سال ۱۳۸۴ کار شناسایی خانههای ارزشمند تاریخی تهران را آغاز کرده و مطالعات ارزشمندی روی آنها انجام داده است. جلوداری در پایان تصریح کرد که این شرکت آمادگی دارد خانههای تاریخی را به علاقهمندان و سرمایهگذاران معرفی کند تا مانند خانه علاءالدوله احیا شوند و به چرخه زندگی شهروندان بازگردند . در سالهای اخیر، رویکرد بازآفرینی خلاق در بافت تاریخی تهران مورد توجه قرار گرفته است؛ رویکردی که بر ارتباط میان اقتصاد و فرهنگ و تولید مکانهای خلاق تأکید دارد . تجربه موفق خانه علاءالدوله میتواند الگویی برای دهها خانه تاریخی دیگر باشد که هنوز در بافت مرکزی تهران در حال تخریب و فرسودگی هستند.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
موفقیت پروژه مرمت خانه علاءالدوله در شرایط جنگی و با مشارکت بخش خصوصی، پرسشهای اساسی را پیش روی متولیان شهری قرار میدهد: چرا برای نجات این خانه باید بیش از یک دهه زمان صرف میشد؟ چه تعداد خانه تاریخی دیگر هنوز در بافتهای فرسوده تهران “گم” شدهاند و در آستانه تخریب قرار دارند؟ تجربه نشان داده است که تکیه صرف بر بودجه دولتی برای مرمت دهها بنای تاریخی کافی نیست. مدل مشارکت عمومی-خصوصی در پروژه علاءالدوله ثابت کرد که سرمایهگذاران حاضرند با حفظ هویت تاریخی، پا به عرصه مرمت بگذارند، به شرط آنکه شهرداری و دستگاههای مرتبط، فرایندهای اداری را تسهیل و بستر قانونی مناسبی فراهم کنند.
اما نگرانی دیگری نیز وجود دارد: پس از اتمام مرمت و تبدیل بنا به “پاتوق فرهنگی”، چه تضمینی وجود دارد که این مکان به یک قهوهخانه لوکس یا رستوران گرانقیمت تبدیل نشود و کارکرد فرهنگی واقعی خود را حفظ کند؟ تجربه برخی از خانههای تاریخی بازسازی شده در تهران نشان داده است که گاهی کاربری تجاری بر کارکرد فرهنگی غلبه میکند و بنا باز هم از دست مردم عادی خارج میشود. برای جلوگیری از این آسیب، ضروری است پیش از آغاز بهرهبرداری، آییننامه شفاف و الزامآوری برای کاربری فرهنگی این مکان تصویب شود و نظارت مردمی و رسانهای بر عملکرد آن استقرار یابد. میراث فرهنگی وقتی زنده میماند که به متن زندگی روزمره شهروندان راه یابد، نه آنکه در پشت ویترینی لاکچری محصور شود.
