به گزارش فرهنگیان پرس، معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیطزیست با تشریح عملکرد سال جاری، از گسترش آموزشهای رسمی و غیررسمی در این حوزه خبر داد.
بر اساس این گزارش، بیش از ۱۱ هزار دانشآموز در قالب طرح «محیطیار» در مدارس سراسر کشور فعال شدهاند.
هادی کیادلیری در گفتوگو با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: تقویت آموزشهای رسمی و غیررسمی محیطزیست، توسعه مشارکتهای مردمی و ارتقای فرهنگ عمومی حفاظت از محیط زیست، محور اصلی رویکرد معاونت آموزش بوده است.
او افزود: در بخش آموزشهای رسمی، تدوین «برنامه ملی درسی محیط زیست» آغاز شده و طرح ملی «محیطیار» از ابتدای مهرماه بهصورت رسمی اجرایی شده است. هماکنون در فاز اول بیش از ۱۱ هزار دانشآموز به عنوان محیطیار در مدارس فعالیت میکنند.
معاون سازمان حفاظت محیط زیست، تدریس درس شناخت محیطزیست در تمام دانشگاهها و مراکز آموزش عالی از سال تحصیلی جدید را یکی از اقدامات اساسی در حوزه آموزش عالی ارزیابی کرد.
او از دیگر برنامهها به تدوین طرح «سرباز محیطبان ماهر»، بازنگری رشته HSE در مقطع کارشناسی ارشد، برگزاری جشنوارههای فرهنگی-هنری محیطزیستی در استانها، تولید محتوای آموزشی و تدوین دستورالعملی برای رعایت ملاحظات محیطزیستی در برگزاری جلسات و مراسم اشاره کرد.
کیادلیری در پایان از برنامهریزی برای توسعه آموزش محیطزیستی در حوزههای علمیه و نیز تدوین دورههای آموزشی ضمن خدمت برای کارکنان دستگاههای اجرایی خبر داد.
گسترش آموزش در سایه بحرانهای حلنشده
این گزارش در شرایطی ارائه میشود که کشور با چالشهای بنیادین محیطزیستی از جمله بحران آب، آلودگی هوای کلانشهرها، پدیده ریزگردها و تخریب روزافزون مراتع و جنگلها دستوپنجه نرم میکند.
موفقیت برنامههای آموزشی منوط به هماهنگی و اقدام عملی سایر دستگاهها، بهویژه در بخشهای صنعتی، نظارتی و اجرایی است.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
گسترش آموزش محیطزیست در مدارس و دانشگاهها، اقدام مبارکی است که سالها انتظار آن میرفت. با این حال، خطر «شعارزدگی» و تبدیل این موضوع حیاتی به یک درس حفظی یا فعالیت نمایشی، کاملاً جدی است.
ثبتنام ۱۱ هزار دانشآموز به عنوان محیطیار عددی قابلتوجه است، اما پرسش اینجاست: محتوای آموزشی این دانشآموزان چیست؟
آیا صرفاً جمعآوری زباله از حیاط مدرسه است یا شامل شناخت اکوسیستم محلی، حقوق محیطزیستی و مهارتهای advocacy (مداخلهگری مسالمتآمیز) نیز میشود؟
آیا سیستم آموزشی ما که خود درگیر کمبود معلم متخصص، تراکم کلاس و فشار آزمونهاست، فضای واقعی برای پرورش «سربازان حفاظت از زمین» را دارد؟
از سوی دیگر، آموزش دانشگاهی هم زمانی ثمربخش خواهد بود که منجر به تغییر نگرش و عمل شود.
آیا فارغالتحصیلان مهندسی، اقتصاد و مدیریت پس از گذراندن این واحد، در آینده شغلی خود ملاحظات محیطزیستی را رعایت خواهند کرد؟
پاسخ به این سوال منفی است، مگر آنکه قوانین بازدارنده و مشوقهای اقتصادی قدرتمندی نیز همزمان تقویت شوند.
نکته غایب در این گزارش، «نقش معلم» به عنوان کلید اصلی انتقال این مفاهیم است. تا زمانی که معلمان با دورههای عمقی و مستمر توانمند نشوند و انگیزه و ابزار کافی نداشته باشند،
هر طرحی در نهایت به یک گزارش اداری تقلیل خواهد یافت. سازمان محیطزیست و آموزشوپرورش باید دست در دست هم، بر کیفیت، عمق و تداوم آموزشها تمرکز کنند، نه صرفاً بر کمیت و آمار.
فرهنگ محیطزیستی با سخنرانی و بخشنامه درست نمیشود، با عمل، الگوسازی و ایجاد حساسیت در جامعه رشد میکند.
