یک روانشناس با اشاره به تأثیرات عمیق فقر و بیکاری بر سلامت روان کودکان و نوجوانان، نسبت به بروز علائمی چون شب‌ادراری، چسبندگی شدید، افت تحصیلی و پرخاشگری هشدار داد و گفت که والدین نباید با فاجعه‌سازی کلامی و متهم کردن فرزندان، حس گناه مادام‌العمر را در آنان ایجاد کنند. او همچنین بر لزوم کمک تخصصی در صورت مشاهده علائم هشداردهنده تأکید کرد.
به گزارش فرهنگیان پرس، شادی مکی، روزنامه‌نگار و پژوهشگر حوزه اجتماعی، در گزارشی به بررسی تأثیرات مخرب فقر و بیکاری بر روان کودکان و نوجوانان در شرایط کنونی کشور پرداخته است . در این گزارش که با گفت‌وگو با مهدیه سادات شاهمرادی، روانشناس و مدرس دانشگاه، تهیه شده، آمده است که این روزها فریاد فقر و بیکاری در جامعه از همیشه بلندتر است و دیگر تنها جوانان تازه‌فارغ‌التحصیل نیستند که بیکار شده‌اند، بلکه افرادی با سابقه کاری بالا و حتی در شرف بازنشستگی نیز به خیل بیکاران پیوسته‌اند. این شرایط، فشار روانی مضاعفی را بر والدینی که دارای فرزند هستند، وارد می‌کند و سوال اصلی این است که چگونه می‌توان از آسیب‌های روانی ناشی از این وضعیت بر کودکان جلوگیری کرد.
مهدیه سادات شاهمرادی در این گفت‌وگو با تأکید بر اینکه والدین باید فیلتری برای تأمین امنیت روانی کودک باشند، نه بلندگوی بحران، گفت: «ذهن کودک زیر ۱۲ سال هنوز توان پردازش مفاهیم انتزاعی مثل تورم یا تعدیل نیرو را ندارد، اما اضطراب والدین را مثل اسفنج جذب می‌کند. بنابراین والدین نباید برای تخلیه‌ی روانی خود، کودک را به همدلی بزرگسالانه دعوت کنند.» او با اشاره به تفاوت‌های مواجهه با کودکان در گروه‌های سنی مختلف، تأکید کرد که برای کودک زیر ۷ سال نباید کلمه «بی‌پولی» را به کار برد و برای کودک دبستانی نیز توضیح باید در حد «برنامه‌ریزی مالی خانواده کمی فرق کرده» باشد و بلافاصله این تضمین داده شود که خوراک و امنیت او تأمین است . این روانشناس همچنین به اشتباهات رایج والدین از جمله فاجعه‌سازی کلامی، متهم کردن کودک به اسراف و استفاده از کودک به عنوان پیک خبرهای بد اشاره کرد و گفت که این رفتارها باعث ایجاد حس گناه مادام‌العمر در کودک می‌شود. مهدیه سادات شاهمرادی درباره تفاوت واکنش کودکان و نوجوانان به شرایط اقتصادی سخت، توضیح داد که نوجوانان بیکاری را نه فقط یک تهدید معیشتی، بلکه زخمی بر هویت و اعتبار خانواده در چشم هم‌سالان می‌بینند و احتمالاً با خشم یا شرم واکنش نشان می‌دهند. بنابراین، در مواجهه با نوجوان باید شفاف‌تر و منطقی‌تر صحبت کرد و از او برای یافتن راه‌حل‌های کوچک کمک خواست.
از سوی دیگر، فقر و بیکاری به عنوان یکی از مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی شناخته می‌شوند که نه‌تنها بر سلامت اقتصادی، بلکه بر سلامت روانی و اجتماعی افراد تأثیر می‌گذارند و می‌توانند زمینه‌ساز بروز آسیب‌هایی چون اعتیاد، جرم و بزهکاری شوند . مهدیه سادات شاهمرادی در این گزارش با اشاره به تأثیر هم‌زمان تجربه جنگ و فقر بر روان کودکان، گفت که جنگ سامانه هشدار مغز را روی درجه حساسیت فوق‌العاده تنظیم کرده است و فقر ناگهانی مثل چکشی بر همان زخم نیمه‌بسته فرود می‌آید. به گفته او، «کودکی که قبلاً صدای بمباران را تجربه کرده، حالا صدای بحث مالی والدین را همان‌قدر تهدیدکننده حس می‌کند» و این موضوع سیستم استرس را در حالت آماده‌باش دائمی قفل می‌کند. مهدیه سادات علائم هشدار جدی از جمله بازگشت رفتارهایی در سنین پایین‌تر مانند شب‌ادراری، چسبیدن افراطی به والدین، ترس از تنهایی، افت ناگهانی و شدید تحصیلی، بی‌علاقگی کامل به بازی و دوستان، پرخاشگری انفجاری، فرار از خانه، صحبت از آینده‌ای که «اصلاً وجود ندارد» و همچنین دردهای جسمی بدون علت پزشکی را برشمرد و به والدین توصیه کرد در صورت مشاهده این علائم، فوراً از متخصص کمک بگیرند.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

گزارش شادی مکی و گفت‌وگو با مهدیه سادات شاهمرادی، زنگ خطری جدی برای خانواده‌ها و نهادهای متولی است. در شرایطی که موج فقر و بیکاری گسترده‌تر از همیشه شده، پرداختن به سلامت روان کودکان و نوجوانان نه یک مسئله فرعی، بلکه یک ضرورت حیاتی است. بسیاری از خانواده‌ها که خود درگیر فشارهای اقتصادی و معیشتی هستند، ممکن است به‌درستی ندانند چگونه با فرزندان خود در این شرایط برخورد کنند و چه رفتارهایی می‌تواند به سلامت روان آنان آسیب جبران‌ناپذیری وارد کند. مهدیه سادات شاهمرادی به‌درستی به والدین توصیه می‌کند که با ایجاد فضایی امن و گفت‌وگوهای متناسب با سن کودک، از بروز آسیب‌های جدی پیشگیری کنند؛ با این حال، این راهکارها در سطح فردی، نمی‌تواند جایگزین سیاست‌گذاری‌های کلان برای کاهش فقر و بیکاری شود. دولت و نهادهای مربوطه باید با جدیت بیشتری به دنبال حل ریشه‌ای معضل بیکاری و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر باشند تا خانواده‌ها در کوران مشکلات اقتصادی، تنها نمانند و فرزندان این مرزوبوم، در سایه‌ای از امنیت و امید، به جای تحمل فشارهای روانی، به رشد و شکوفایی دست یابند.