به گزارش فرهنگیان پرس، دکتر محمدرضا ظفرقندی در نامهای خطاب به دانشگاههای علوم پزشکی سراسر کشور، با هشدار نسبت به آمار تکاندهنده تلفات ترافیکی، تصریح کرد: «نسبت مرگ ناشی از حوادث ترافیکی به کل مرگ ناشی از حوادث در ایران، دو برابر شاخص جهانی است.» وی این وضعیت را در تناقض آشکار با سیاستهای «جوانی جمعیت» خواند.
آمار یک فاجعه ملی؛ قاتل اول جوانان
بر اساس اعلام وزیر بهداشت،حوادث ترافیکی پس از بیماریهای قلبی و سکته مغزی، سومین عامل مرگومیر در کشور و دومین عامل ایجاد بار بیماری و ناتوانی است. اما نکته هولناکتر، تأکید وی بر این موضوع است که «حوادث ترافیکی، اولین علت مرگ در جوانان و نوجوانان و کودکان بالای پنج سال در کشور» است. این آمار، زنگ خطری جدی برای سرمایه انسانی و آینده کشور محسوب میشود.
واکنش وزارت بهداشت؛ تشکیل کمیتههای استانی
ظفرقندی با اشاره به تصویب«راهبردهای ملی اولویتدار مدیریت آسیبهای ناشی از حوادث ترافیکی» در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی، تشکیل «کمیته فنی سلامت و ایمنی ترافیک» در استانها را ابلاغ کرد. هدف از تشکیل این کمیتهها، ایجاد «عزم همگانی و همکاری کلیه ذینقشان» مانند پلیس، راهداری، شهرداریها و اورژانس، برای اجرای برنامههای پیشگیرانه و کاهش تلفات عنوان شده است. وزیر بهداشت تأکید کرد جلسات این کمیته باید به طور منظم و با حضور نمایندگان تمام دستگاههای مسئول تشکیل شود.
ناتوانی در مهار اپیدمی مرگ
ابلاغ این شیوهنامه،اعتراف صریح نظام سلامت به ناتوانی در مهار یک اپیدمی خزنده و ساختگی است: اپیدمی مرگ در جادهها. رقم مرگ ۲۰ نفره در هر ۱۰۰ هزار نفر، ایران را در رده کشورهای با آمار بسیار بالا قرار میدهد و نشان میدهد پس از دههها، سیاستهای متزلزل در حوزه ایمنی ترافیک – از ساخت جاده و خودرو تا اعمال قانون و فرهنگسازی – شکست خوردهاند.
تشکیل کمیته، هرچند ضروری، اما به خودی خود درمان درد نیست. تجربه نشان داده است کمیتههای متعدد در ایران اغلب به جلسات بیحاصل و صدور بیانیههای تکراری تبدیل میشوند.
سؤال اساسی اینجاست: آیا این کمیته جدید، اختیار و قدرت لازم را برای وادار کردن دستگاههای قدرتمندی مانند صنعت خودروسازی به ارتقای استانداردهای ایمنی، یا مجبور کردن سازمانهای راهداری به اصلاح نقاط حادثهخیز، یا ساماندهی ناوگان فرسوده حملونقل عمومی را خواهد داشت؟ یا صرفاً نهادینهسازی دیگری برای پوشش ناکارآمدیهاست؟
تا زمانی که ایمنی ترافیک به یک «فوریت ملی» با بودجه و اختیار ویژه تبدیل نشود و رؤسای دستگاههای مرتبط در قبال آمار مرگ پاسخگو نباشند، تشکیل هر کمیتهای تنها مُسکنی موقتی بر زخمی عمیق خواهد بود. نسل جوان ایران، نه در حوادث ترافیکی، که در برخورداری از حق «زندگی ایمن» محروم شدهاند.
