مدیرکل دفتر آموزش متوسطه نظری وزارت آموزش و پرورش با اذعان به تمایل بیش از ۷۰ درصدی دانش‌آموزان به رشته‌های نظری، از طراحی فرایند هدایت تحصیلی بر اساس آمایش سرزمین و سیاست‌های مهارت‌آموزی خبر داد و راهکار جایگزین را آموزش مهارت‌های مکمل برای همه دانش‌آموزان دانست؛ رویکردی که با واکنش‌های متفاوتی در میان معلمان و والدین مواجه شده است.
به گزارش فرهنگیان پرس، بحث هدایت تحصیلی دانش‌آموزان در آستانه انتخاب رشته پایه نهم، همواره یکی از چالش‌برانگیزترین موضوعات نظام آموزشی کشور بوده است؛ موضوعی که امسال نیز با توجه به تاکیدات مکرر مسئولان بر توسعه آموزش‌های فنی و حرفه‌ای، ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. ابراهیم رفیعی، مدیرکل دفتر آموزش متوسطه دوره دوم نظری وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها، با اشاره به نتایج آزمون‌های رغبت‌سنجی انجام شده، اعلام کرد که بیش از ۷۰ درصد دانش‌آموزان تمایل خود را برای ورود به شاخه نظری اعلام کرده‌اند، اما این آمار به معنای تبعیت کامل از خواست دانش‌آموزان در فرایند هدایت تحصیلی نیست. او تأکید کرد که سیاست‌گذاری‌های کلان کشور بر مبنای آمایش سرزمین و نیاز بازار کار، ضرورت توجه ویژه به رشته‌های مهارتی را ایجاب می‌کند و به همین دلیل، سازوکار هدایت تحصیلی به گونه‌ای طراحی شده که تنها به علاقه صرف اکتفا نمی‌کند. به اعتقاد او، بسیاری از دانش‌آموزان در سنین پایه نهم، شناخت کافی از ماهیت رشته‌های فنی و حرفه‌ای و فرصت‌های شغلی آن ندارند و این وظیفه نظام آموزشی است که با ارائه مشاوره‌های دقیق و شفاف، زمینه انتخاب آگاهانه را برای آنان فراهم کند.
رفیعی با تاکید بر اینکه انتخاب رشته اجباری نیست و دانش‌آموزان نهایتاً بنا بر نظر شورای مدرسه و بر اساس ضریب هوش و استعداد تحصیلی، رشته خود را انتخاب می‌کنند، اظهار داشت که هدف اصلی، شناسایی استعدادهای واقعی در حوزه صنعت، کشاورزی و خدمات است تا دانش‌آموزانی که علاقه و توانایی عملی در این زمینه‌ها دارند، از همان ابتدا مسیر صحیح را طی کنند. او در ادامه به چالش بزرگ دیگر اشاره کرد و گفت بخش قابل توجهی از دانش‌آموزانی که ناگزیر یا بر اساس علاقه وارد شاخه نظری می‌شوند، هیچ تمایلی به حضور در محیط‌های صنعتی و کارگاهی ندارند و این شکاف عمیق میان آموزش نظری و نیازهای بازار کار، معضلی است که نمی‌توان از آن غافل شد. به باور این مقام مسئول، بهترین راهکار برای عبور از این بحران، گنجاندن آموزش‌های مهارتی مکمل در برنامه درسی تمامی دانش‌آموزان شاخه نظری است؛ به طوری که هر دانش‌آموزی فارغ از رشته تحصیلی، حداقل یک مهارت پایه مانند کامپیوتر، حسابداری مقدماتی، یا تعمیرات دستگاه‌های الکترونیکی را فرا بگیرد تا در آینده دچار بحران بیکاری نشود.
با این حال، بررسی پیشینه موضوع نشان می‌دهد که این بحث تنها به سال جاری محدود نمی‌شود و ریشه در سیاست‌های چند سال اخیر آموزش و پرورش دارد. از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون، وزارت آموزش و پرورش بارها بر لزوم تغییر نگاه صرفاً نظری به آموزش تأکید کرده و حتی در بخشنامه‌های مختلف، بر افزایش ظرفیت هنرستان‌ها و تجهیز کارگاه‌ها اصرار داشته است. در اسفندماه سال گذشته، علی فرهادی، معاون وقت آموزش متوسطه، اعلام کرده بود که سهم پذیرش هنرستانی‌ها باید به ۵۰ درصد برسد، اما آمارهای فعلی نشان می‌دهد که هنوز فاصله معناداری با این هدف وجود دارد. در این میان، نگرانی خانواده‌ها و دبیران درباره کیفیت آموزش‌های مهارتی مکمل نیز به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شده است؛ چراکه بسیاری از مدارس نظری فاقد کارگاه و تجهیزات لازم هستند و صرفاً ارائه یک کتاب تئوری، نمی‌تواند دانش‌آموز را برای ورود به بازار کار آماده کند. برخی از کارشناسان آموزشی نیز معتقدند که بدون تغییر نگرش جامعه به رشته‌های فنی و اصلاح نظام پرداخت حقوق و دستمزد در این حوزه، حتی اجباری کردن هدایت تحصیلی نیز کارایی چندانی نخواهد داشت و تنها به افزایش تعداد دانش‌آموزان ناراضی در هنرستان‌ها منجر خواهد شد.
از سوی دیگر، تجربه کشورهای موفق نشان داده است که ادغام مهارت‌های عملی با دروس نظری، نه تنها به کاهش نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان کمک می‌کند، بلکه به ارتقای خلاقیت و کارآفرینی در میان نسل جوان نیز منجر می‌شود. اما اجرای این طرح در نظام آموزشی متمرکز ایران، نیازمند زیرساخت‌های گسترده، تأمین نیروی انسانی متخصص و البته بودجه‌های کلان است که در شرایط کنونی اقتصادی کشور با چالش‌های جدی مواجه است. رفیعی در ادامه صحبت‌های خود به این نکته اشاره کرد که برنامه‌های مدونی برای توانمندسازی معلمان در حوزه مهارت‌آموزی تدوین شده است، اما او نگفت که چگونه می‌توان معلمی که خود در طول سال‌های تحصیل، آموزش نظری دیده را به یک مربی مهارتی تبدیل کرد.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

در شرایطی که کشور ایران در دوران آتش‌بس موقت پس از تنش‌های اخیر به سر می‌برد و تحریم‌های اقتصادی همچنان بر پیکره جامعه سایه انداخته است، پرداختن به موضوع مهارت‌آموزی بیش از پیش حیاتی به نظر می‌رسد. با این حال، به نظر می‌رسد وزارت آموزش و پرورش در این میان، یک فرصت طلایی را از دست می‌دهد. به جای آنکه صرفاً بر سر دو راهی «نظری یا مهارتی» دانش‌آموزان را تحت فشار قرار دهد، بهتر است به اصلاح بنیادین نظام آموزشی بپردازد. ارائه مهارت‌های مکمل ایده‌ای تحسین‌برانگیز است، اما در عمل، اگر این مهارت‌ها صرفاً جنبه تشریفاتی داشته باشد و استانداردهای لازم را کسب نکند، نه تنها کمکی به آینده شغلی دانش‌آموزان نخواهد کرد، بلکه باری اضافی بر دوش سیستم آموزشی و زمان دانش‌آموزان تحمیل می‌کند. در بحبوحه نبرد اقتصادی و تحریم‌های ظالمانه، کشور بیش از هر زمان دیگری به نیروی کار ماهر و کارآمد نیاز دارد، اما این مهم محقق نمی‌شود مگر اینکه آموزش‌های مهارتی از سطح تئوری خارج شده و با حمایت بخش خصوصی و صنایع، به یک مطالبه عمومی تبدیل شود. به نظر می‌رسد اگر وزارت آموزش و پرورش نتواند نگاه خانواده‌ها را نسبت به رشته‌های مهارتی تغییر دهد و مزیت اقتصادی این رشته‌ها را در جامعه نهادینه کند، هرگونه برنامه‌ریزی در حوزه هدایت تحصیلی، صرفاً به یک جابجایی آماری منجر خواهد شد و نه حل معضل بیکاری فارغ‌التحصیلان.