به گزارش فرهنگیان پرس، حمیدرضا خانمحمدی، معاون وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور، امروز شنبه دوم آبان ۱۴۰۵ در آیین اختتامیه طرح شهید عجمیان در شهرستان رامیان استان گلستان، از بهسازی و شادابسازی حدود ۸۱ هزار کلاس درس در دو سال گذشته خبر داد. خبرگزاری مهر و خبرگزاری ایلنا این سخنان را به نقل از وزارت آموزش و پرورش منتشر کردهاند.
به گزارش خبرگزاری مهر، خانمحمدی در آماری از پیشرفت این طرح در سطح کشور گفت: «در قالب طرح شهید عجمیان، حدود ۸۱ هزار کلاس درس طی دو سال بهسازی و شادابسازی شده است که این حجم از اقدامات، نشاندهنده ظرفیت بالای مشارکت مردمی در ارتقای فضاهای آموزشی کشور است.»
او در بخش دیگری از همین سخنان، از رقمی بزرگتر یاد کرد و گفت: «اجرای این طرح در مقیاس ملی و بهسازی بیش از ۱۵۰ هزار کلاس درس، از جمله اقدامات گستردهای است که با الهام از روحیه جهادی این شهید گرانقدر به انجام رسیده است.» در گزارشهای منتشرشده توضیحی دربارهٔ بازهٔ زمانی این ۱۵۰ هزار کلاس و نسبت آن با رقم ۸۱ هزار کلاسی دو سال اخیر داده نشده است.
رئیس سازمان نوسازی مدارس دربارهٔ استان میزبان نیز گفت: «بهسازی، شادابسازی و آمادهسازی بیش از هفت هزار کلاس درس طی دو سال در گلستان، حاصل تلاش جمعی نیروهای جهادی، مردم و دستگاههای مسئول است که محیطی مناسبتر را برای دانشآموزان فراهم کرده است.»
از رنگآمیزی تا مشارکت اجتماعی
به گزارش خبرگزاری ایلنا، خانمحمدی تأکید کرد ماهیت این طرح فراتر از کار فیزیکی است و گفت: «این طرح صرفاً به رنگآمیزی و زیباسازی محدود نمیشود، بلکه یک الگوی عملی برای سازماندهی مشارکت اجتماعی و تقویت روحیه جهادی است. در این الگو، دانشآموزان، اولیا، خیرین، مدیران مدارس، دهیاران، شهرداران، بخشداران، فرمانداران و سایر مسئولان در کنار یکدیگر برای بهبود محیطهای آموزشی تلاش میکنند.»
وی پیامد تربیتی این مشارکت را تقویت حس تعلق دانشآموزان به مدرسه دانست و افزود: «در این فرایند، دانشآموزان از دریافتکننده محض خدمات فراتر رفته و در آبادانی مدرسه مشارکت میکنند. این همافزایی باعث تقویت احساس تعلق به مدرسه، مسئولیتپذیری و روحیه همکاری در میان دانشآموزان میشود.»
خانمحمدی همچنین واگذاری امور به نیروهای میدانی و پرهیز از گسترش ساختارهای اداری غیرضروری را از ویژگیهای «مدیریت جهادی» برشمرد و گفت: «مدرسه کانون پرورش استعدادها، تقویت هویت ملی و تربیت نسلی آگاه، توانمند و مسئولیتپذیر است؛ لذا فراهم کردن محیطی استاندارد برای تحصیل، همواره باید در اولویت برنامههای اجرایی قرار داشته باشد.» در پایان این مراسم از گروههای جهادی، خیرین، دانشآموزان، بسیجیان و داوطلبان فعال در طرح تجلیل شد.
طرح شهید عجمیان به نام شهیدی نامگذاری شده است که به گفتهٔ رئیس سازمان نوسازی مدارس، همراه پدرش در تابستانها در قالب گروههای جهادی به مدارس سر میزد و به تعمیر و بهسازی آنها میپرداخت تا دانشآموزان سال تحصیلی را در شرایط مناسبتری آغاز کنند.
پیشینهٔ این طرح نشان میدهد آمارهای اعلامشده در یک سال گذشته یکدست نبوده است. به گزارش پایگاه خبری پانا، خانمحمدی در هشتم شهریور ۱۴۰۴ و در سومین سال اجرای طرح، در سفر به خراسان رضوی گفته بود ۱۱۰ هزار کلاس درس در کشور در قالب طرح شهید عجمیان در دست بازسازی است و هزار و ۴۵۰ مدرسه با بیش از شش هزار کلاس در آن استان پیش از آغاز سال تحصیلی بازسازی میشود. او در همان سفر تصریح کرده بود: «سازمان نوسازی همکاری و تسهیل لازم را انجام میدهد اما مردم پای کار اصلی این طرح هستند.»
یک سال بعد، به گزارش ایرنا در ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، همزمان با رونمایی از سامانهٔ طرح شهید عجمیان، خانمحمدی سال جاری را چهارمین سال اجرای این طرح خواند و گفت بهسازی و شادابسازی ۷۶ هزار کلاس درس برای سال تحصیلی جدید هدفگذاری شده و به همین دلیل سامانهای برای پایش و رصد آن لازم است.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
بهسازی کلاسهای فرسوده، بهویژه در روستاها و مناطق کمبرخوردار، کاری ارزشمند است و هر معلمی که در کلاسی با دیوارهای ترکخورده، نیمکتهای شکسته و پنجرههای بیپرده درس داده، اهمیت آن را میفهمد. اما گزارش امروز بیش از آنکه تصویری روشن از کارنامهٔ طرح بدهد، با چند عدد ناهمخوان روبهروست: ۸۱ هزار کلاس در دو سال، «بیش از ۱۵۰ هزار کلاس» در مقیاس ملی، ۱۱۰ هزار کلاس «در دست بازسازی» در شهریور ۱۴۰۴ و هدف ۷۶ هزار کلاسی برای مهر ۱۴۰۵. اگر هدف امسال بهتنهایی ۷۶ هزار کلاس بوده، روشن نیست چرا کارنامهٔ دو سال ۸۱ هزار کلاس اعلام میشود و آیا هدف امسال محقق شده است یا نه.
مسئلهٔ دوم، تعریف «بهسازی» است. خود رئیس سازمان نوسازی میگوید طرح به رنگآمیزی محدود نمیشود، اما گزارشها تفکیکی میان کارهای ظاهری و اقدامات اثرگذار بر ایمنی و کیفیت آموزش، مانند گرمایش و سرمایش، روشنایی، سرویسهای بهداشتی و تجهیزات، ارائه نمیدهند. بدون این تفکیک، عدد کلاسها نمیگوید دانشآموز و معلم در عمل چه تغییری در کلاس خود دیدهاند.
مسئلهٔ سوم به خود مدرسه برمیگردد. وقتی «مردم پای کار اصلی» معرفی میشوند، در عمل بخشی از بار جذب خیر، هماهنگی گروههای داوطلب و گاه تأمین هزینه بر دوش مدیران و معلمان میافتد؛ همان کسانی که این روزها با کلاسهای پرجمعیت، کمبود نیرو و فشار معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. مشارکت مردمی اگر جایگزین تعهد بودجهای دولت شود، مدارس محلات برخوردار که اولیای توانمندتری دارند جلو میافتند و مدارس محروم، که بیشترین نیاز را دارند، عقب میمانند؛ نتیجهای خلاف عدالت آموزشی که بارها شعار آن داده شده است.
راهحل روشن است: سازمان نوسازی مدارس میتواند دادههای همان سامانهای را که در مرداد رونمایی شد، بهصورت عمومی و به تفکیک استان، سال و نوع اقدام منتشر کند؛ سهم بودجهٔ دولتی، کمک خیرین و آورده اولیا را جدا گزارش دهد؛ اولویت را با شاخص محرومیت و ایمنی تعیین کند، نه با توان جذب کمک؛ و از معلمان و مدیران هر مدرسه دربارهٔ کیفیت کار انجامشده نظرسنجی کند. همچنین باید صریحاً اعلام شود که هیچ مدیر و معلمی برای جذب کمک یا دریافت پول از خانوادهها تحت فشار قرار نمیگیرد. آنگاه عدد ۸۱ هزار یا ۱۵۰ هزار کلاس، از یک رقم تبلیغاتی به شاخصی قابل راستیآزمایی برای جامعهٔ فرهنگیان و خانوادهها تبدیل میشود.
