کارشناسان سلامت روان با تأکید بر تفاوت اضطراب طبیعی با اختلال اضطرابی، هشدار دادند که خودتشخیصی بر اساس مطالب اینترنتی و تبدیل توصیه‌های سبک زندگی به درمان قطعی، از اشتباهات رایج در مدیریت این اختلال است. درمان شناختی‌رفتاری، دارودرمانی و مهارت‌های آرام‌سازی از روش‌های مؤثر مدیریت اضطراب عنوان شده‌اند.
به گزارش فرهنگیان پرس، اضطراب یکی از واکنش‌های طبیعی انسان در برابر موقعیت‌های نامطمئن، دشوار یا تهدیدکننده است. نگرانی پیش از امتحان، مصاحبه شغلی یا یک تصمیم مهم، به‌تنهایی نشانه بیماری نیست و معمولاً با تغییر شرایط کاهش پیدا می‌کند. با این حال، اضطراب گاهی از یک واکنش گذرا فراتر می‌رود و زمانی که ترس و نگرانی شدید یا بیش از حد شود، کنترل آن دشوار باشد، مدت زیادی ادامه پیدا کند یا در کار، تحصیل، روابط، خواب و فعالیت‌های روزمره اختلال ایجاد کند، احتمال وجود یک اختلال اضطرابی مطرح می‌شود.
تفاوت اصلی میان اضطراب طبیعی و اختلال اضطرابی در چند عامل دیده می‌شود: شدت اضطراب، مدت‌زمان ادامه علائم، دشواری کنترل نگرانی، میزان تأثیر بر عملکرد روزمره و همراهی با علائم جسمی و رفتاری. اختلالات اضطرابی ممکن است با نشانه‌هایی مانند تنش، بی‌قراری، تپش قلب، اختلال خواب، دشواری تمرکز و اجتناب از موقعیت‌های اضطراب‌زا همراه باشند. اختلال اضطراب فراگیر، اختلال هراس، اضطراب اجتماعی و فوبیای خاص، از انواع شناخته‌شده اختلالات اضطرابی هستند و یک فرد ممکن است هم‌زمان بیش از یک نوع اختلال اضطرابی داشته باشد.
تشخیص اختلال اضطرابی با یک آزمون اینترنتی یا تطبیق چند علامت انجام نمی‌شود و به ارزیابی متخصص نیاز دارد. مدیریت اضطراب می‌تواند به فرد کمک کند نشانه‌های اضطراب را زودتر شناسایی کند، واکنش‌های جسمی و هیجانی خود را بهتر تنظیم کند، از رفتارهای اجتنابی فاصله بگیرد، تمرکز و خواب خود را بهبود دهد و در کنار درمان اصلی، مهارت‌های مقابله‌ای مؤثرتری داشته باشد. روش مناسب برای همه افراد یکسان نیست و نوع اختلال، شدت علائم، شرایط جسمی و روانی، دسترسی به خدمات درمانی و ترجیحات فرد، در انتخاب روش مناسب اهمیت دارد.
از جمله روش‌های مؤثر برای مدیریت اضطراب، شناسایی افکار و الگوهای اضطراب‌زا است. در درمان شناختی‌رفتاری یا CBT، فرد می‌آموزد افکار، احساسات و رفتارهای مرتبط با اضطراب را شناسایی و ارزیابی کند. تکنیک‌های آرام‌سازی و تنفس آهسته نیز می‌توانند به کاهش برخی نشانه‌های استرس و اضطراب کمک کنند، اما در صورت شدید یا طولانی بودن علائم، بهتر است از آن‌ها در کنار رویکرد درمانی مناسب استفاده شود. فعالیت بدنی منظم، خواب منظم، کاهش مصرف کافئین و ذهن‌آگاهی از دیگر روش‌های کمکی هستند که نباید جایگزین درمان تخصصی شوند.
درمان شناختی‌رفتاری یکی از رویکردهای روان‌درمانی با پشتوانه پژوهشی برای بسیاری از اختلالات اضطرابی است. یکی از مؤلفه‌های مهم این درمان، مواجهه تدریجی است که باید متناسب با وضعیت فرد و در چارچوب یک برنامه درمانی مناسب انجام شود. با این حال، مدیریت اضطراب و درمان اختلال اضطرابی دو مفهوم یکسان نیستند. فردی که به اختلال اضطرابی مبتلاست، ممکن است به روان‌درمانی، دارو یا ترکیبی از این روش‌ها نیاز داشته باشد.
در برخی اختلالات اضطرابی، دارو می‌تواند بخشی از برنامه درمان باشد. مؤسسه ملی سلامت روان آمریکا برای اختلال اضطراب فراگیر، داروهای ضدافسردگی مانند SSRIها و SNRIها را از گزینه‌های رایج معرفی می‌کند. درباره بنزودیازپین‌ها باید با احتیاط بیشتری تصمیم‌گیری کرد؛ زیرا این داروها می‌توانند خطر وابستگی داشته باشند و سازمان جهانی بهداشت استفاده کلی از آن‌ها را برای اختلالات اضطرابی توصیه نمی‌کند. مصرف، تغییر مقدار یا قطع دارو نباید خودسرانه انجام شود و هرگونه تصمیم دارویی باید با نظر پزشک یا متخصص درمان صورت گیرد.
بر اساس پیشینه موضوع، در اسفندماه ۱۴۰۴، وزارت بهداشت با همکاری سازمان نظام روان‌شناسی، سامانه ملی غربالگری سلامت روان را راه‌اندازی کرد که تاکنون بیش از ۲ میلیون نفر از خدمات آن بهره‌مند شده‌اند. همچنین در اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، طرح «مدارس عاری از اضطراب» در ۱۰ استان کشور با هدف شناسایی و حمایت از دانش‌آموزان دارای علائم اختلالات اضطرابی آغاز به کار کرد که تاکنون بیش از ۵۰۰ مدرسه را تحت پوشش قرار داده است.
کارشناسان معتقدند که در شرایط اقتصادی و اجتماعی کنونی کشور و با توجه به آثار روانی ناشی از جنگ تحمیلی و آتش‌بس موقت، شیوع اختلالات اضطرابی در میان اقشار مختلف جامعه از جمله فرهنگیان و دانش‌آموزان افزایش یافته است و ضرورت دسترسی آسان‌تر به خدمات روان‌شناسی و روان‌پزشکی بیش از پیش احساس می‌شود.

زیر ذره‌بین فرهنگیان پرس

با وجود افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان، همچنان بسیاری از افراد جامعه، از جمله معلمان و دانش‌آموزان، به دلیل انگ اجتماعی یا نبود دسترسی به خدمات تخصصی، از مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک خودداری می‌کنند. تأکید بر تفاوت اضطراب طبیعی با اختلال اضطرابی و پرهیز از خودتشخیصی، اگرچه گامی مثبت در جهت افزایش سواد سلامت روان است، اما تا زمانی که نظام ارجاع و درمان اختلالات اضطرابی در سطح مدارس و مراکز آموزشی به صورت جدی پیگیری نشود، بسیاری از مبتلایان همچنان از چرخه تشخیص و درمان خارج خواهند ماند.
ضرورت دارد وزارت آموزش‌پرورش با همکاری وزارت بهداشت، برنامه‌های غربالگری سلامت روان را در تمامی مدارس کشور اجرایی کند و با تخصیص بودجه کافی، امکان حضور روان‌شناسان بالینی در مدارس مناطق محروم را فراهم آورد. همچنین باید با تولید محتوای آموزشی مناسب برای معلمان و والدین، آنان را در شناسایی به‌موقع علائم اختلالات اضطرابی در دانش‌آموزان توانمند ساخت. در شرایطی که فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر خانواده‌ها و فرهنگیان روزافزون است، نظام تعلیم و تربیت نمی‌تواند نسبت به سلامت روانی جامعه هدف خود بی‌تفاوت باشد و لازم است حمایت‌های روانی-اجتماعی به یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری آموزشی تبدیل شود.