جمعی از مدیران عامل ادوار بنیاد سینمایی فارابی در نشستی با رئیس سازمان سینمایی، بر لزوم بازنگری اساسی در مأموریت‌های این نهاد ملی پس از ۴۳ سال فعالیت تأکید کردند. مدیران پیشین با نقد رویه‌های فرسوده و قرنطینه‌ای، فارابی را نهادی خواندند که در دو سه دهه اخیر «فرزند زمانه خود نبوده» و برای اثرگذاری مجدد در سینمای ایران، نیازمند «ری‌برند» و بازتعریف رابطه با سینماگران است.

به گزارش فرهنگیان پرس، نخستین نشست هم اندیشی مدیران عامل ادوار بنیاد سینمایی فارابی به میزبانی حامد جعفری، مدیرعامل فعلی، و با حضور رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور برگزار شد. این نشست که با هدف تبادل نظر درباره برنامه‌ریزی بلندمدت آینده بنیاد و بررسی نسبت فارابی با نیازهای امروز سینمای ایران تشکیل شد، جمعی از مدیران پیشین از جمله سیدمحمد بهشتی (مؤسس)، محمدرضا جعفری‌جلوه، محمدمهدی عسگرپور، سیداحمد میرعلایی، علیرضا تابش، مجید زین‌العابدین و علیرضا رضاداد را گرد هم آورد. رائد فریدزاده در ابتدای این جلسه با اشاره به سابقه ۴۳ ساله فارابی، بازنگری در مأموریت‌های کلان این بنیاد را ضروری دانست و بر استفاده از تجربه مدیران ادوار برای طراحی مسیر درست‌تر تأکید کرد.

حامد جعفری، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی، هدف اصلی از تشکیل این جلسه را بحث و گفت‌گو درباره طراحی سیاست‌ها، مأموریت و برنامه ۱۰ سال آینده بنیاد با تکیه بر تجربه مدیران ارشد این نهاد عنوان کرد. سیدمحمد بهشتی، مؤسس فارابی، با اشاره به سال‌های ابتدایی تأسیس این بنیاد، گفت: «اگرچه از سال ۷۰ نقطه عطفی رخ داد و مدیریت صحنه فرهنگ ناموزون شد، اما ما همچنان درگیر مدیریت شرایط قرنطینه در حوزه فرهنگ هستیم. اصولاً شیوه مدیریت شرایط قرنطینه، یک شیوه منسوخ است که فرصت‌های زیادی را از بین می‌برد.» بهشتی با طرح پرسشی اساسی افزود: «باید فکر کنیم چه شد که ترکیه در صنعت نمایش، فیلم، سریال‌سازی و… از ما که سرآمد این حوزه‌ها در منطقه بودیم پیش‌افتاد؟ چه شد که صنعت سینمای کره از ما جلو افتاد؟»

 

چالش مدیریت فرسوده در برابر تحول خواهی

محمدرضا جعفری‌جلوه، دیگر مدیرعامل پیشین فارابی، با انتقاد از روش‌های سنتی مدیریت فرهنگی، گفت: «امروز باید از مدیریت مقدور فرهنگی سخن گفت. ابزارهای کنترل، نظارت‌ها و بایدها و نبایدها، روش‌های فرسوده، قدیمی و ناکارآمدی هستند.» او تأکید کرد که فارابی باید به جای تقلیل خود به یک کمپانی فیلمسازی، «مدیریت عمیق فرهنگی» کند و بر سرچشمه‌های سینما و سینماگران اثر بگذارد. محمدمهدی عسگرپور نیز با اشاره به فلسفه شکل‌گیری نهادهایی مانند فارابی، گفت: «باید بپذیریم که فارابی در دو سه دهه اخیر، فرزند زمانه خود نبوده است. مشکل این است که فارابی مانند بسیاری از نهادهای دیگر، خود را فقط ملزم به پاسخگویی به بخشی از حاکمیت می‌داند، نه به سینماگران؛ که همین موضوع سبب شده تا مأمور و معذور باشد.»

مجید زین‌العابدین با طرح این پرسش که چقدر از ضرورت‌های قبلی برای فارابی باقی مانده است، مشکل اصلی این بنیاد را حرکت همچنان مانند چهار دهه قبل و عدم بازطراحی متناسب با مقتضیات امروز دانست و گفت: «فارابی نیاز به یک بازتعریف و ری‌برند دارد.» علیرضا رضاداد نیز گلوگاه اصلی فارابی را جمله اول اساسنامه آن دانست که می‌گوید فارابی «بازوی اجرایی وزارت فرهنگ است» و افزود: «این دیدگاه باعث شد فارابی از سازمان سینمایی و کار اصلی خودش جدا شود. هر زمان که رویکردهای فارابی با سازمان سینمایی همراه و هماهنگ بوده، برای سینما اتفاقات خوبی افتاده است و بالعکس.» او همچنین به فقدان منابع در ۲۰ سال اخیر اشاره کرد که مانع از پیشبرد سیاست‌های سینمایی شده است.