نشست نقد و بررسی کتاب «از باب قرائت اطفال؛ کودکان و کودکی در مطبوعات پیش از مشروطه ایران» با حضور سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده اثر، در موزه آموزشی سروش برگزار شد. در این نشست، پژوهشگران و منتقدان به بررسی ابعاد مختلف این کتاب، از نقش مطبوعات در شکلگیری مفهوم کودکی تا تأثیر آن بر نظام آموزشی سنتی پرداختند. گزارش پیشرو، جزئیات این نشست تخصصی و دیدگاههای مطرحشده درباره خاستگاه ادبیات کودک در ایران را روایت میکند.
به گزارش فرهنگیان پرس، همزمان با سالروز صدور فرمان مشروطیت، نشست تخصصی نقد و بررسی کتاب «از باب قرائت اطفال؛ کودکان و کودکی در مطبوعات پیش از مشروطه ایران» با حضور سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده اثر، و جمعی از پژوهشگران و منتقدان در موزه آموزشی سروش برگزار شد. این رویداد که با همکاری انجمن ایرانی تاریخ برگزار گردید، فرصتی فراهم آورد تا جایگاه کودکان در مطبوعات دوران قاجار و نقش آن در تحول نظام تعلیم و تربیت کشور مورد واکاوی قرار گیرد.
دبیر این نشست، دکتر مهرداد فردیار، ضمن اشاره به مناسبت ایام صدور فرمان مشروطیت، به پیوند تاریخ مطبوعات کودک و نوجوان با شکلگیری مدارس جدید در ایران اشاره کرد. او پژوهشهای تاریخی بهویژه در حوزه مطبوعات را دشوار و مهم دانست که به مرور زمان و با تلاشهای مستمر پژوهشگران تکمیل میگردد. فردیار نقش کاشفی خوانساری را در تعقیب موضوع تاریخ ادبیات کودک و نوجوان و انتشار یادداشتها و مقالات مختلف در این حوزه ستود و او را یکی از چهرههای شاخص این عرصه معرفی کرد.
مسعود کوهستانینژاد، پژوهشگر اسناد تاریخی، در ادامه نشست با تأکید بر ضرورت آشنایی جامع و بهروز با تاریخ مطبوعات برای انجام پژوهشهای این حوزه، به بیان برخی نقاط ضعف کتاب پرداخت. وی بر این باور بود که پژوهشهای مطبوعاتی باید تنها توسط کسانی صورت گیرد که با پیشینه و تحولات رسانههای مکتوب ایران آشنایی کافی دارند تا از بروز خطاهای تاریخی جلوگیری شود.
یاشار هدایی، منتقد ادبیات کودک، اما با نگاهی دیگر به این اثر پرداخت و آن را از منظر جامعهشناختی و معرفتشناختی ارزشمند شمرد. به اعتقاد وی، نویسنده در این کتاب، کودک را در موقعیتهای مختلفی همچون سوژه، مخاطب، دانشآموز و تولیدکننده متن مطبوعاتی توصیف کرده و قرائتهای گوناگون از کودکی در دوره پیش از مشروطه را به نمایش گذاشته است. هدایی تأکید کرد که این رویکرد چندوجهی، یکی از نقاط قوت اصلی کتاب محسوب میشود.
در ادامه، دکتر رحیم روحبخش، پژوهشگر تاریخ آموزش و پرورش، بر ضرورت بررسی مطبوعات دوره قاجار در مطالعات تاریخ تعلیم و تربیت تأکید کرد. وی با اشاره به اشکالات ویرایشی و ارجاعات کتاب، پیشنهاداتی برای اصلاح و تکمیل آن در چاپهای آینده ارائه داد و خواستار دقت بیشتر در مستندسازی منابع تاریخی شد.
سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده کتاب، در بخش پایانی این نشست، ضمن تشکر از برگزارکنندگان و موزه آموزشی سروش، به دیدگاههای مختلف درباره خاستگاه ادبیات کودک اشاره کرد. او گفت: «تعریف ادبیات کودک ذیل تعلیم و تربیت و رسالههای تعلیمی از قدیمیترین رویکردها به تاریخ ادبیات کودک و نوجوان بوده است.» کاشفی خوانساری همچنین بر نقش مطبوعات فارسی و آثار پیشرو ادبیات کودک ایران در دوره ناصری بر تحول نظام آموزش سنتی در مکتبخانهها پیش از تأسیس مدارس جدید تأکید کرد و این مطبوعات را پل ارتباطی میان آموزش سنتی و مدرن دانست. او در پایان، مطالعه مطبوعات کودک و نوجوان را مقولهای بینارشتهای خواند و از متخصصان تاریخ ایران، تعلیم و تربیت، ارتباطات و علوم اجتماعی دعوت کرد تا با ورود به این حوزه، به غنای پژوهشهای آن بیفزایند.
گفتنی است کتاب «از باب قرائت اطفال» که توسط سیدعلی کاشفی خوانساری تألیف شده، به بررسی سهم کودکان و نوجوانان در مطبوعات فارسی هند و نشریات دوره محمدشاه، ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار پرداخته است. این اثر که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ منتشر شد، به عنوان یکی از منابع مهم در حوزه تاریخ ادبیات کودک و مطبوعات ایران شناخته میشود. نویسنده که سردبیر پیشین فصلنامه نقد کتاب کودک و نوجوان و سروش نوجوان بوده و بیش از ۱۰۰ جلد کتاب در حوزه ادبیات کودک و نوجوان منتشر کرده، سالهاست که بهعنوان یکی از چهرههای شاخص این عرصه فعالیت میکند.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
با وجود تلاشهای ارزشمند نویسنده در گردآوری و تحلیل مطبوعات کودک در دوران پیشامشروطه، همچنان این پرسش مطرح است که چرا پس از بیش از دو دهه از انتشار نخستین چاپ این کتاب، همچنان جای خالی آثاری از این دست در حوزه تاریخ تعلیم و تربیت ایران احساس میشود؟ مطبوعات کودک در دوران قاجار، صرفاً یک رسانه سرگرمکننده نبود، بلکه ابزاری برای انتقال مفاهیم نوین آموزشی و پرورشی به شمار میرفت و نقش مهمی در گذار از نظام مکتبخانهای به مدارس جدید ایفا کرد. با توجه به اینکه حدود ۴۰۰ کتاب کودک در دوره قاجار منتشر شده است, ضرورت دارد پژوهشگران جوان با الگوبرداری از آثاری چون «از باب قرائت اطفال»، به کاوش در این گنجینه تاریخی بپردازند و ابعاد پنهان آن را برای نسل امروز روشن سازند. همچنین انتظار میرود نهادهایی همچون موزه آموزشی سروش که خود نگهبان میراث مکتوب تعلیم و تربیت ایران است، با برگزاری مستمر چنین نشستهایی، زمینه را برای آشنایی بیشتر جامعه فرهنگیان و دانشجویان با پیشینه غنی آموزشی کشور فراهم آورند. در شرایطی که نظام آموزشی امروز ایران با چالشهای متعددی مواجه است، بازخوانی تجربههای تاریخی و بهرهگیری از ظرفیت مطبوعات در انتقال مفاهیم تربیتی، میتواند راهگشای بسیاری از مشکلات فعلی باشد. پیشنهاد میشود وزارت آموزش و پرورش با همکاری پژوهشگران این حوزه، نسبت به احیای نشریات کودک و نوجوان با رویکردی تاریخی-تربیتی اقدام کند تا ضمن آشنایی دانشآموزان با پیشینه فرهنگی کشور، خلأ موجود در این عرصه را جبران نماید.
