نشست تخصصی «بزرگان فرهنگ ایران در ادبیات کودک و نوجوان» با حضور جمعی از نویسندگان، پژوهشگران و هنرمندان در خانه هنرمندان ایران برگزار شد. در این نشست که به عنوان بخشی از رویداد «آیین مهرماه دیار خراسان» برگزار شد، بر ضرورت بازآفرینی هویت فرهنگی و معرفی چهرههای شاخص به نسل جدید در قالبی متناسب با نیازهای کودکانه تأکید شد.
به گزارش فرهنگیان پرس، نشست تخصصی «بزرگان فرهنگ ایران در ادبیات کودک و نوجوان» از سلسله نشستهای تخصصی آیین مهرماه دیار خراسان «جایزهی آینهدار دوران»، عصر پنجشنبه یکم مرداد ۱۴۰۵ در سالن استاد امیرخانی خانهی هنرمندان ایران برگزار شد. عباس دعایی، دبیر رویداد «آینهدار دوران»، با اشاره به برنامههای این رویداد فرهنگی گفت که برای بزرگداشت بزرگان خراسان، رویدادی با عنوان «آیین مهرماه» در نظر گرفته شده است تا با بهرهگیری از زبان هنر، برخی از اساتید دیار خراسان معرفی شوند. یکی از بخشهای مهم این برنامه، آشنایی با آثار اساتید هنر تصویرگری برای اشعار استاد شفیعی کدکنی با نام «اگر میشد صدا را دید» است که با همکاری انجمن تصویرگران اجرا میشود.
سیدعلی کاشفی خوانساری، نویسنده و پژوهشگر ادبیات کودک، در این نشست با تأکید بر اینکه ادبیات کودک نباید حامل نگاه دستوری یا تحمیلی باشد، گفت: «اگر قرار است شخصیتی به کودکان معرفی شود، این معرفی باید بر پایه نیاز، علاقه و خواست خود بچهها باشد، نه صرفاً به دلیل اهمیت تاریخی، ایدئولوژیک یا جایگاه بیرونی آن شخصیت.» کاشفی خوانساری با اشاره به پیشینه معرفی شخصیتها در ادبیات کودک ایران، از نمونههایی چون کتاب میرزا عبدالرحیم طالبوف و «خلاصهالتواریخ» محمود مفتاحالملک نام برد و گفت که تلاش برای بازنمایی چهرههای معاصر در ادبیات کودک، سابقهای نزدیک به یک قرن دارد.
پروین پناهی، نویسنده و پژوهشگر، نیز در این نشست با اشاره به پیشینه ادبیات کودک و نوجوان گفت که ریشههای این حوزه را باید در دوره باستان جستوجو کرد و از لالاییها، قصههای شفاهی و روایتهای کهن به عنوان منابع اولیه آن یاد کرد. پناهی با اشاره به تحولات دوره معاصر، گفت که از سال ۱۳۲۰ به بعد، نگاه به کودک به عنوان مخاطبی مستقل شکل گرفت و نشریاتی مانند «کیهان بچهها» و «پیک» و نیز فعالیت ناشران و نویسندگانی چون مهدی آذریزدی، نقشی مهم در رشد ادبیات کودک داشتند. او همچنین تأسیس شورای کتاب کودک را یکی از نقاط عطف تاریخ ادبیات کودک ایران دانست و از چهرههایی چون نورالدین زرینکلک و مرتضی ممیز به عنوان هنرمندان اثرگذار در تصویرگری و تولید آثار فرهنگی یاد کرد.
آرش تنهایی، نویسنده و طراح گرافیک، با اشاره به نقش تصویرگران و گرافیستها در کتاب کودک، از چهرههایی مانند نورالدین زرینکلک، پرویز کلانتری، ژانت میخائیلی و مرتضی ممیز به عنوان هنرمندانی نام برد که حضوری ماندگار در این حوزه داشتهاند. تنهایی با طرح این پرسش که چرا باید بسیاری از چهرههای جهانی را بشناسیم اما از بزرگان خودمان بیخبر بمانیم، گفت: «استعمار فرهنگی باعث شده ما آنچه را خود داریم از بیگانه طلب کنیم.» او بر اهمیت «برندینگ فرهنگی» و بازآفرینی هویت ملی در قالبهای امروزی تأکید کرد و گفت که بسیاری از چهرههای شاخص فرهنگ و هنر ایران، مانند تختی و شجریان، به نسل جدید بهدرستی معرفی نشدهاند.
جمشید حقیقتشناس، هنرمند نقاش، نیز در این نشست با اشاره به نگاه اقتصادی به سینمای کودک، گفت که این حوزه همواره به دلیل همراهی خانوادهها با مخاطب کودک، جذابیت سرمایهگذاری داشته است. حقیقتشناس با اشاره به «دوران ترجمه» به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ فرهنگ ایران، تأکید کرد که ما شخصیتها و روایتهای ارزشمندی داریم، اما بسیاری از آنها در قالبی مناسب و امروزی عرضه نشدهاند و باید این میراث را با استانداردهای امروز و نیاز مخاطب کودک بازآفرینی کرد. مریم اسلامی، معاون ادبی آفرینشهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نیز در این نشست به تلاشهای کانون در انتشار بیش از ده جلد از مجموعه «نامداران» اشاره کرد و از فعالیتهای این مجموعه برای معرفی چهرههای شاخص فرهنگی سخن گفت.
علیرضا تابش، مدیر فرهنگی، در بخش پایانی نشست با تجلیل از تلاشهای برگزارکنندگان رویداد «آینهدار دوران»، گفت: معرفی چهرههای برجسته فرهنگی کشور در قالبهای متنوع و هنری، ضرورتی انکارناپذیر برای نسل امروز است. تابش با اشاره به تجربه موفق سال گذشته برای تصویرگری آثار استاد باستانی پاریزی، این حرکت را ارزشمند دانست و پیشنهاد کرد که با بهرهگیری از ظرفیت انجمنهای تخصصی، اطلاعرسانی گستردهتری صورت گیرد تا هنرمندان بیشتری در سراسر کشور از این فراخوان مطلع شوند. در پایان این نشست، نشان «آینهدار دوران» به پاس حمایتهای فرهنگی، توسط علی کاشفیخوانساری به علیرضا تابش اهدا شد.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
با وجود تلاشهای ارزشمند برگزارکنندگان و فعالان حوزه ادبیات کودک، اما آنچه در سالهای اخیر به عنوان چالش اصلی مطرح بوده، کمبود آثار استاندارد و جذاب برای معرفی چهرههای شاخص فرهنگ ایران به نسل جدید است. نهادهای رسمی همچون صداوسیما و وزارت آموزشوپرورش، آنگونه که باید در تولید محتوای متنوع و خلاقانه برای کودکان و نوجوانان نقشآفرین نبودهاند و بسیاری از این پروژهها با تلاش شخصی هنرمندان و بدون حمایت دولتی پیش میرود. تنهایی در این نشست بهدرستی به این نکته اشاره کرد که «استعمار فرهنگی باعث شده ما آنچه را خود داریم از بیگانه طلب کنیم.» اگر میخواهیم نسل جدید با هویت فرهنگی خود آشنا شود و به آن افتخار کند، باید از ظرفیتهای آموزشی و رسانهای کشور برای تولید آثاری فاخر، جذاب و متناسب با دنیای کودک امروز بهره بگیریم و ریشههای فرهنگی ایران را در ذهن آنان زنده نگه داریم.
