معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش با اشاره به نرخ بالای تکرار پایه در پایه‌های اول و ششم ابتدایی، بر ضرورت مداخله جدی در این دو مقطع تأکید کرد و فقدان آموزش‌های پیش‌دبستانی، دوزبانگی و تأثیر مستقیم فقر اقتصادی بر بازده تحصیلی را از مهم‌ترین عوامل این چالش برشمرد و بر حمایت‌های آموزشی و معیشتی از دانش‌آموزان کم‌برخوردار تأکید کرد.

به گزارش فرهنگیان پرس، ورود به مقاطع تحصیلی همواره برای دانش‌آموزان با تغییرات رفتاری و شناختی همراه است. با این حال، تداوم افت تحصیلی در دو نقطه عطف نظام ابتدایی یعنی «ورود به مدرسه» و «پایان دوره ابتدایی»، زنگ خطری است که سیاست‌گذاران آموزش و پرورش را بر آن داشته تا راهکارهای پیشگیرانه را در دستور کار قرار دهند.

رضوان حکیم‌زاده، معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش، در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها در تبیین دلایل تمرکز سیاست‌گذاری‌ها بر کاهش نرخ تکرار پایه در مقاطع تحصیلی ابتدایی، گفت: «پایه اول ابتدایی به دلیل گذار دانش‌آموز از فضای خانه به مدرسه، از اهمیت و حساسیت ویژه‌ای برخوردار است. متأسفانه بخش قابل توجهی از دانش‌آموزان به دلیل عدم دسترسی به دوره‌های پیش‌دبستانی، آمادگی لازم را برای ورود به این پایه ندارند.»

او افزود: «در مناطق دوزبانه و مناطق کم‌برخوردار، فقدان آموزش‌های پیش‌دبستانی مشهودتر است و دانش‌آموزان ممکن است فاقد آمادگی زبانی، شناختی و مهارت‌های اجتماعی لازم برای ورود به کلاس اول باشند؛ همین امر موجب می‌شود که نرخ تکرار پایه و بازماندگی از تحصیل در پایه اول نسبت به سایر پایه‌ها بیشتر باشد.»

معاون آموزش ابتدایی وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: «پایه ششم نیز به دلیل اینکه نقطه پایان یک دوره تحصیلی و آغاز مرحله‌ای جدید است، شرایط خاص خود را دارد. در این مقطع، دانش‌آموزان در شرایط سنی حساسی قرار دارند و متأسفانه در خانواده‌های کم‌برخوردار که با چالش فقر اقتصادی دست‌وپنج نرم می‌کنند، این دانش‌آموزان بیش از سایرین در معرض آسیب اشتغال زودهنگام قرار می‌گیرند.»

حکیم‌زاده تصریح کرد: «تأثیر مستقیم فقر اقتصادی بر بازده تحصیلی دانش‌آموزان در این پایه، یکی از عوامل کلیدی است که برنامه‌ریزی برای حمایت‌های آموزشی و معیشتی از این گروه را بیش از پیش ضروری می‌سازد.»

او همچنین بیان داشت: «با ورود دانش‌آموزان به پایه‌های میانی، وضعیت تحصیلی آنان به مرور به سمت ثبات و شرایط مطلوب‌تر حرکت می‌کند؛ بنابراین تمرکز راهبردی نظام آموزشی باید بر رفع موانع موجود در مقاطع‌گذار و به ویژه پایه اول و ششم متمرکز باشد.»

بر اساس آمارهای موجود، نرخ تکرار پایه در مقطع اول ابتدایی به حدود ۱۰ درصد می‌رسد که این رقم در مقایسه با نرخ متوسط ۳ درصدی در کل کشور، نشان‌دهنده یک بحران جدی در این مقطع است . این آمار در مناطق روستایی و کم‌برخوردار به مراتب بالاتر است و نشان می‌دهد که نابرابری آموزشی در همین سال‌های نخستین تحصیل شکل می‌گیرد .

 

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

نگاهی به پیشینه این موضوع در یک سال اخیر نشان می‌دهد که معاونت آموزش ابتدایی از ابتدای سال ۱۴۰۴ تاکنون طرح‌های متعددی مانند «طرح حامی» را برای کاهش افت تحصیلی و بازماندگی از تحصیل اجرا کرده است که به گفته مسئولان، توانسته است کاهش ۴۹ درصدی دانش‌آموزان با سطح «نیازمند تلاش» را به همراه داشته باشد . با این حال، نرخ ۱۰ درصدی تکرار پایه در کلاس اول، زنگ خطری جدی است که نشان می‌دهد راهکارهای کنونی کافی نبوده است.

در شرایط حساس کنونی که ایران در آتش‌بس موقت پس از جنگ تحمیلی به سر می‌برد، غفلت از سرمایه‌گذاری بر نظام تعلیم و تربیت در سال‌های طلایی کودکی، خطایی راهبردی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تکرار پایه نه تنها بهبود چشمگیری در عملکرد تحصیلی ایجاد نمی‌کند، بلکه می‌تواند به کاهش انگیزه، افزایش استرس و حتی ترک تحصیل منجر شود . آنچه بیش از هر راهکار دیگری ضروری به نظر می‌رسد، توانمندسازی معلمان پایه اول و ششم، توسعه دوره‌های پیش‌دبستانی در مناطق محروم و دو زبانه، و ایجاد نظام حمایت معیشتی از خانواده‌های کم‌برخوردار است . نظام تعلیم و تربیت اگر نتواند در همین گام‌های نخستین، عدالت و شایسته‌سالاری را به دانش‌آموزان بیاموزد، آینده جنگ روایت‌ها را در کلاس‌های درس باخته است.