نتایج یک مطالعه گسترده نشان میدهد که ۷۵ درصد کودکان حداقل یک آسیب روحی را تجربه کرده اند و هر آسیب اضافی، نیم واحد به شاخص توده بدنی (BMI) آنان میافزاید. این پژوهش که بر روی ۵۴۰۰ کودک انجام شده، نقش حیاتی حمایت یک بزرگسال دلسوز را در کاهش اثرات مخرب تروما بر وزن و سلامت آینده کودکان آشکار میکند.

به گزارش فرهنگیان پرس، تحقیقات جدید پژوهشگران بیمارستان کودکان لس آنجلس حاکی از آن است که تروماهای دوران کودکی از جمله سوءاستفاده، طلاق، فقر و قلدری، ارتباط مستقیمی با افزایش شاخص توده بدنی کودکان دارند. این یافته ها که در نشریه تخصصی منتشر شده، زنگ خطری جدی برای نظام سلامت و آموزش و پرورش کشورهاست، چراکه بیش از نیمی از کودکان مورد مطالعه حداقل یک تجربه تلخ را در کارنامه زندگی خود ثبت کرده اند .

دکتر ویکتوریا گلدمن، محقق ارشد این پروژه، با اشاره به اهمیت نقش حمایتگرایانه بزرگسالان در زندگی کودکان میگوید: «زمانی که حداقل یک بزرگسال حامی و پایدار در کنار کودک باشد، میتواند تأثیر بسیار زیادی بر نحوه عملکرد او داشته باشد» . این گزاره، نقطه امیدی در میان یافته های هشداردهنده این مطالعه به شمار میرود و بر ضرورت تقویت شبکه های حمایتی در مدارس و خانواده ها تأکید دارد.

شانا آدیس، دیگر محقق این مطالعه، با توضیح مکانیزم بیولوژیکی این پدیده اظهار کرد که استرسهای مزمن، سیستم هورمونی و متابولیک بدن را دستخوش تغییر کرده و زمینه را برای افزایش وزن فراهم میکنند. او توضیح داد: «وقتی استرس دارید، ممکن است بخواهید یک تکه کیک را بخورید زیرا باعث میشود احساس بهتری داشته باشید. با این حال، یک مکانیسم بیولوژیکی نیز وجود دارد که این رفتار را هدایت میکند و استرس باعث میشود بدن تمایل بیشتری به غذاهای پرکالری پیدا کند» .

حمایت، سپری در برابر چاقی با وجود این آمار نگرانکننده، پژوهشگران به یک یافته امیدوارکننده نیز دست یافتهاند. کودکانی که حداقل یک بزرگسال دلسوز در زندگی خود داشتند، حتی با وجود تجربه سطوح بالای آسیب، از شاخص توده بدنی پایین تری نسبت به همسالان خود برخوردار بودند. این یافته نشان میدهد که حضور یک چهره حمایتگر میتواند به عنوان سپری در برابر پیامدهای فیزیولوژیک استرس عمل کرده و مسیر سلامت کودک را تغییر دهد.

آمارها نشان میدهد که از هر ۴ کودک، ۳ نفر حداقل یک تروما را تجربه کردهاند که بسیار فراتر از پیشبینی های اولیه محققان بوده است . این حجم بالای آسیب های روحی در سنین حساس رشد، میتواند زمینه ساز بیماری های مزمن در بزرگسالی نظیر دیابت، بیماری های قلبی و اختلالات روانی باشد. پژوهش های پیشین نیز نشان داده است که تجارب نامطلوب کودکی، مسیر رشد طبیعی مغز را مختل کرده و خطر ابتلا به افسردگی، اضطراب و حتی بیماری های خودایمنی را در سال های بعد افزایش میدهد .

 

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

نظام آموزشی ایران، علی رغم تمام دغدغه های معیشتی و فشارهای ناشی از جنگ و تحریم، نباید از نقش حیاتی خود در شناسایی و حمایت از کودکان آسیبدیده غافل شود. مدارس به عنوان دومین نهاد مؤثر پس از خانواده، میتوانند با ایجاد فضایی امن و حضور مشاوران متخصص، نقش آن «بزرگسال دلسوز» را ایفا کنند. غربالگری روانشناختی دانش آموزان و آموزش مهارت های مقابله با استرس به معلمان، سرمایه گذاری است که از بار سنگین بیماری های مزمن و چاقی در آینده میکاهد. با توجه به اینکه پژوهش ها نشان داده اند مداخله زودهنگام میتواند از تبدیل این کودکان به بزرگسالانی با طیف وسیعی از مشکلات پزشکی جلوگیری کند ، ضروری است وزارت آموزش و پرورش با همکاری وزارت بهداشت، برنامه های جامع حمایت از کودکان در معرض آسیب را در اولویت کاری خود قرار دهد و با تشکیل کارگروه های تخصصی، راهکارهای عملی برای کاهش اثرات مخرب تروماهای کودکی بر روی نسل آینده کشور تدوین کند.