مرتضي کلانتريان، قاضي بازنشسته و مترجم نامدار معاصر با مرگي خودخواسته به زندگي‌اش پايان داد. او در عمر 87 ساله‌اش تلاش بسياري براي شناساندن ادبيات جهان به ما کرد. به گزارش خبرگزاري آريا، کتاب‌خوان‌ها دست کم با «سينماي زني در ميان جمع» هاينريش بل و «قرارداد اجتماعي» ژان ژاک روسو کلانتريان را به ياد دارند. اما او علاوه بر اين‌ها کتاب‌هاي مهم ديگري را نيز به فارسي درآورده است. در اين فرصت نگاهي اجمالي مي‌اندازيم به مهم‌ترين ترجمه‌هاي کلانتريان در کارنامه‌‌اش. همو که روزگاري گفته بود مترجمي حرفه‌اش نيست و سفارش ترجمه از هيچ نشري نگرفته و اين کار را صرفا براي علاقه‌اش انجام مي‌دهد. اما ضمنا گفته بود که اگر روزگاري ديگر نتواند ترجمه کند خواهد مرد و در اين اواخر -از قول نزديکانش- چندان ضعيف شده بود که حتي نمي‌توانست پشت ميز کار بنشيند...

به گزارش فرهنگیان پرس، «بررسي يک پرونده قتل» ميشل فوکو
اين کتاب بررسي يک پرونده قتل در مراحل مختلف قضايي است. يک تحقيق درخشان که حادثه‌ي قتل را تا نخستين انگيزه‌ها و گام‌هاي بعدي‌اش تحليل و روانکاوي مي‌کند و از سويي نيز به تاريخ ورود روان‌پزشکي در روند دادرسي قضايي فرانسه مي‌پردازد. فوکو با همان دقت سرشارش دوباره بحث جنون را به دايره‌ي مفهوم مطرح شده مي‌کشاند و از منظر جامعه‌شناسي به تحليل آن مي‌پردازد. کتاب را مي‌توان تحشيه‌اي دانست بر «تاريخ جنون» فوکو و آن‌ها که کتاب را خوانده‌اند احتمالن روايات قاتل را در دادگاه فراموش نخواهند کرد!

«وجدان زنو»
اين رمان از قله‌هاي ادبيات با گرايش به روانکاوي است. داستان بيماري است که روانکاوش از او خواسته تا براي درمان هرچه مي‌تواند درباره‌ي خود بنويسد، از کودکي و نوجواني و همه‌ي دوره‌هاي زندگي‌اش، از درونيات و آرزوهايش، از ميل‌ها و سرکوب‌هايش، از خجالت‌ها و شرم‌هايش، و از هرچه که دوست دارد. اما وقتي در ميانه‌ي درمان پا پس مي‌کشد، درمانگر نوشته‌ها را در قالب نوعي اعتراف‌نامه منتشر مي‌کند. در اين رمان «ايتالو اسووو» نويسنده‌ي قرن بيستمي ايتاليا، بر امر نوشتن به مثابه نوعي تراپي تاکيد مي‌کند. کلانتريان براي بار اول اين نويسنده را به ما شناسانده است. مثل نويسنده‌ي کتاب بعدي و خيلي نويسنده‌هاي ديگر.

«ظرافت جوجه تيغي»
يک رمان باشکوه و لذت‌بخش از نويسنده‌اي فرانسوي که دکتراي فلسفه دارد و شيفته‌ فرهنگ ژاپن است. داستان، داستانِ سرايداري ساده که مارکس و کانت مي‌خواند، فيلم‌هاي اوزو و وندرس مي‌بيند و در خلوتش به سوالات فلسفي فکر مي‌کند. هيچ تلاشي براي در ميان گذاشتن علاقه‌هايش با ديگران ندارد اما وقتي سر و کله‌ي مستاجر جديد ژاپني به اسم کاکورو پيدا مي‌شود همه‌چيز دگرگون مي‌شود. نام کتاب اشاره دارد به وضعيت رنه ميشل، سرايدار پير که از بيرون خارهاي زيادي دارد و کسي را به خود راه نمي‌دهد اما از درون ظريف و صميمي است.

«نقطه ضعف»
يکي از مهم‌ترين رمان‌هاي معاصر يونان که از سيلونه و ژرژ سيمنون تا آندره مالرو آن را ستايش کرده‌اند و ادوين جاهل ان را هم‌پايه‌ي بهترين کارهاي کافکا، اورول و کوستلر مي‌داند. يک رمان پليسي که وقتي به دست مي‌گيريد سخت بتوانيد به زمين بگذاريدش. تعليق و کشش داستان چنان قوي و گيراست که هر جمله جمله‌ي بعدي را فرامي‌خواند و تا اين پازل کامل نشود بي‌قراري مخاطب فروکش نخواهد کرد. اماراکيس، نويسنده‌ي کتاب بخاطر آن توانست جايزه‌ي بزرگ ادبيات جنايي – پليسي 1970 در فرانسه را از آن خود کند. اين کتاب پيش از آن در خود يونان جايزه‌ي 12 تن را در سال 1966 کسب کرده بود. جالب اين‌که محمدرضا اعلامي در سال 1362 فيلمي را با همين نام از روي رمان ساخت.

«ديدار به قيامت»
کتاب جايزه‌ي گنکور 2013 فرانسه را تصاحب کرده و آن‌چنان که خود نويسنده هم گفته بسيار از ادبيات و تاريخ وام گرفته تا بتواند بسياري از روايت‌هاي پيشيني را به يکديگر گره بزند. داستان کتاب اگرچه در اواخر دوران جنگ جهاني اول مي‌گذرد اما چندان به متن جنگ نمي‌پردازد و عمده‌ي تمرکزش را خرج رابطه‌ي دو سرباز مي‌کند که از اين مهلکه جان سالم به در برده‌اند. کتاب موضع آدم‌ها را در برابر پديده‌ي ديوانه‌واري چون جنگ صورت‌بندي مي‌کند: آن‌ها که طالب و تاجر و دلال جنگ‌اند، آن‌ها که قرباني مي‌شوند همه‌چيزشان را از دست مي‌دهند و آن‌ها که چيزهايي را از دست مي‌دهند تا چيزهاي ديگر را به کف آورند.

  • منبع خبر : خبرگزاري آريا