به گزارش فرهنگیان پرس، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش با اشاره به تعطیلیهای اخیر مدارس، مجموع این تعطیلیها و روزهای آموزش غیرحضوری در استان تهران را حدود یک ماه اعلام کرد. این در حالی است که وی تأثیر این وقفه بر روند آموزش را «عمده» ندانست.
علی فرهادی در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: در استان تهران مجموع تعطیلیها و آموزش غیرحضوری در سال تحصیلی جاری، تقریبا «یک ماه» بوده است. وی با بیان اینکه این تعطیلیها در مجموع «کم و محدود» بوده و در بسیاری از استانها حتی کمتر از یک هفته بوده، افزود: تفاوت اصلی در کیفیت آموزش حضوری و غیرحضوری است، اما تلاش ما این است که بودجهبندی آموزشی کاملاً پوشش داده شود.
سخنگوی وزارت آموزشوپرورش «برودت هوا، ناترازی انرژی و آلودگی هوا» را مهمترین عوامل تعطیلیهای اخیر برشمرد و تأکید کرد: به دولت و استانداران بارها گفتهایم که تا حد امکان سمت تعطیلی نروند و اگر مجبور شدند، گزینه آموزش غیرحضوری را جایگزین کنند. وی در پایان گفت: معلمان آمادگی تدریس آنلاین دارند و دانشآموزان نیز امکان ادامه تحصیل در منزل را دارند، بنابراین ضرورتی برای تعطیلی کامل مدارس نمیبینیم.
فرهادی از برگزاری کلاسهای فوقبرنامه و هماهنگی با خانوادهها برای جبران عقبماندگیها خبر داد و اطمینان داد برنامهریزی امتحانات طوری انجام میشود که تدریس کامل کتابها تضمین شود.
یک ماه؛ زمان ناچیز یا هشدار جدی؟
اعلام «یک ماه» تعطیلی و آموزش غیرحضوری تنها در تهران، عدد کوچکی نیست. این رقم معادل از دست دادن حدود یکششم زمان آموزشی یک نیمسال تحصیلی است.
سؤال اینجاست که آیا کیفیت آموزش غیرحضوری برای همه پایهها و همه مناطق تهران یکسان است؟
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
اعلام «یک ماه» تعطیلی و آموزش غیرحضوری در پایتخت، نه یک آمار عادی، که زنگ خطری جدی برای نظام آموزشی است. طبیعیسازی این حجم از اختلال تحت عنوان «کم و محدود»، نادیده گرفتن تأثیر عمیق وقفه آموزشی بر یادگیری، بهویژه در دانشآموزان مقاطع پایه و مناطق محروم است.
سخنگوی وزارت آموزشوپرورش دلیل اصلی را «برودت هوا و ناترازی انرژی» عنوان میکند، اما پرسش اساسی این است: چرا پس از سالها، مدارس کشور هنوز به زیرساختهای اولیه گرمایشی مطمئن و ایمن مجهز نیستند؟
چرا مشکل «ناترازی انرژی» باید با تعطیلی مراکز آموزشی که مهمترین نهادهای هر جامعهای هستند، «مدیریت» شود؟
از سوی دیگر، ادعای «آمادگی معلمان برای تدریس آنلاین» و «امکان تحصیل دانشآموزان در منزل» بدون در نظر گرفتن شکاف عمیق دسترسی به ابزار و اینترنت باکیفیت، واقعبینانه نیست.
این سخنان نشان میدهد که مسئولان، عمق بحران «بیثباتی آموزشی» را که نتیجه مستقیم کمتوجهی به نوسازی و ایمنسازی مدارس است، درک نکردهاند.
جامعه فرهنگیان و خانوادهها به جای وعده جبران با کلاسهای فوقبرنامه فشرده، خواستار برنامهریزی و تأمین اعتبار جدی برای حل زیرساختی این مشکلات هرساله هستند.
