در پهنه جنوب شرقی سیستان و بلوچستان، مدرسه برای بسیاری از کودکان فقط یک ساختمان نیست؛ آخرین روزنه دسترسی به آموزش است. اما نبود پیشدبستانی، کمبود ابزارهای دیجیتال، فقر خانوارها و ضعف زیرساختهای فرهنگی و ارتباطی، آموزش را به یکی از آسیبپذیرترین حوزههای زندگی مردم این منطقه تبدیل کرده است. در چانف، مسئله آموزش فقط […]
در پهنه جنوب شرقی سیستان و بلوچستان، مدرسه برای بسیاری از کودکان فقط یک ساختمان نیست؛ آخرین روزنه دسترسی به آموزش است. اما نبود پیشدبستانی، کمبود ابزارهای دیجیتال، فقر خانوارها و ضعف زیرساختهای فرهنگی و ارتباطی، آموزش را به یکی از آسیبپذیرترین حوزههای زندگی مردم این منطقه تبدیل کرده است.
در چانف، مسئله آموزش فقط کمبود کلاس و معلم نیست؛ مسئله، فرسایش تدریجی فرصت یادگیری است. کودکی که از همان سالهای نخست، به پیشدبستانی، کتابخانه، فضای فرهنگی، اینترنت پایدار و حتی یک گوشی یا تبلت ساده دسترسی ندارد، عملاً از نقطهای پایینتر از همسالان خود وارد مسیر تحصیل میشود.
این شکاف در ظاهر آرام است، اما در عمل، آینده تحصیلی و اجتماعی او را از ابتدا تحتتأثیر قرار میدهد.فقر آموزشی در این منطقه، بیشتر از آنکه به یک مشکل آموزشی شبیه باشد، به یک چرخه بسته شباهت دارد؛ چرخهای که با فقر اقتصادی آغاز میشود و به افت یادگیری، ترکتحصیل، کاهش مهارت و در نهایت تکرار همان فقر در نسل بعدی میرسد. خانوادهای که درگیر تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی است، توان خرید ابزار آموزشی دیجیتال را ندارد. مدرسهای که امکانات مکمل ندارد، نمیتواند این خلأ را پر کند و منطقهای که کتابخانه و فرهنگسرای فعال ندارد، از مهمترین پشتوانههای تربیتی و فرهنگی محروم میماند.اهمیت این مسئله در شرایط امروز دوچندان شده است. تجربه سالهای اخیر نشان داده هر بار که آموزش به سمت مجازیشدن رفته، مناطق محروم بیشترین آسیب را دیدهاند.
در سیستان و بلوچستان پیشتر نیز اعلام شده بود که صدها هزار دانشآموز به آموزش مجازی دسترسی نداشتهاند و دلیل اصلی آن، نبود زیرساخت اینترنت، نداشتن گوشی هوشمند و تبلت و ناآشنایی بخشی از خانوادهها با فضای دیجیتال بوده است. این یعنی هر موج تازهای از آموزش غیرحضوری، برای بخشی از دانشآموزان این منطقه نه فرصت، بلکه تهدیدی تازه است.
در کنار این وضعیت، نبود پیشدبستانی یک خلأ جدی دیگر است. آموزش در سالهای آغازین، فقط یادگیری حروف و اعداد نیست؛ پایهگذاری نظم، زبان، مهارت ارتباطی و آمادگی ذهنی برای ورود به مدرسه است. وقتی این حلقه حذف میشود، کودک در همان ابتدای راه با عقبماندگی روبهرو میشود و جبران آن در سالهای بعد بسیار دشوارتر خواهد بود.
در مناطقی مانند چانف، این کمبود مراکز فرهنگی و نبود برنامههای پشتیبان، عمیقتر هم میشود.فقر فرهنگی در اینجا معنایی ملموس دارد: نبود کتابخانه، محدود بودن دسترسی به منابع خواندنی، کمبود فضاهای تربیتی و نبود برنامههای غنیساز برای کودکان و نوجوانان.
در چنین شرایطی، مدرسه بهتنهایی نمیتواند نقش نهادهای مکمل آموزشی را ایفا کند. نتیجه آن است که آموزش رسمی نیز بهجای حرکت رو به جلو، بیشتر درگیر حفظ حداقلها میشود.
از سوی دیگر، فقر اقتصادی خانوادهها در این منطقه بهطور مستقیم بر آموزش اثر میگذارد. دادهها و گزارشهای منتشرشده در سالهای اخیر نشان دادهاند که سیستان و بلوچستان از نظر فقر آموزشی، بازماندگی از تحصیل و محرومیت ساختاری در وضعیت نگرانکنندهای قرار دارد. این شرایط زمانی بحرانیتر میشود که کودکان ناچار باشند همزمان با درس، بار بخشی از معیشت خانواده را هم تحمل کنند یا در معرض ترکتحصیل زودهنگام قرار بگیرند.
نکته مهم این است که بحران آموزش در چانف، فقط یک مسئله محلی نیست؛ نشانهای از نابرابری عمیق در توزیع امکانات آموزشی در سطح استان و کشور است. وقتی منطقهای از ابتداییترین زیرساختهای فرهنگی و آموزشی محروم میماند، انتظار جهش تحصیلی بدون سرمایهگذاری هدفمند، بیشتر شبیه آرزو است تا برنامه.اگر قرار باشد آموزش در این منطقه از حالت شکننده خارج شود، باید همزمان چند حلقه تقویت شود: ایجاد و توسعه پیشدبستانی، تأمین ابزارهای آموزشی دیجیتال برای دانشآموزان، تقویت اینترنت و برق پایدار، راهاندازی کتابخانه و مراکز فرهنگی، و حمایت ویژه از خانوادههای کمدرآمد. در غیر این صورت، هر بار که آموزش به فضای مجازی منتقل شود یا بحرانهای بیرونی شدت بگیرد، نخستین قربانیان، کودکان این مناطق خواهند بود.
در چانف، مسئله فقط کمبود امکانات نیست؛ مسئله این است که فقر، آموزش را از یک حق عمومی به امتیازی نایاب تبدیل کرده است و تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، از عدالت آموزشی هم خبری نخواهد بود.
- نویسنده : فهیمه محمدخانی
- منبع خبر : فرهنگیان پرس
