به گزارش فرهنگیان پرس، روزبه حسینپناهی، معلم بازنشسته ۶۴ ساله تبریزی که سال ۹۸ بازنشسته شده، در گفتوگویی دردناک با خبرگزاری ایلنا، شکاف عمیق بین شعارهای رسمی و معیشت واقعی بازنشستگان را به تصویر کشید. او که در خانهای اجارهای زندگی میکند و فاقد خودرو است، از عدم پرداخت حق اولاد فرزند چهارمش که ۱۱ ماه پیش متولد شده، توسط صندوق بازنشستگی کشوری خبر داد.
براساس گزارش ایلنا، حسینپناهی اعلام کرد: هر بار که برای پیگیری مراجعه میکند، با پاسخهایی مانند «بودجه نداریم» یا «قانون اجازه نمیدهد» مواجه میشود، در حالی که محدودیت پرداخت حق اولاد برای فرزند چهارم از سال ۹۲ لغو شده و دیوان عدالت اداری نیز بارها بر لزوم پرداخت آن رأی داده است.
او با اشاره به داشتن سه فرزند محصل دیگر زیر ۱۸ سال گفت: «با این تورم و گرانی چطور باید زندگی را مدیریت کرد؟ ما محتاج همین حق اولاد ناچیز برای خرید شیرخشک بچهمان هستیم.»
فریادی برای حفظ کرامت
این معلم بازنشسته تأکید کرد که درد اصلی او، تنها پول نیست، بلکه «بیحرمتی» است. او خطاب به مسئولان گفت: «شما نوکر مردم هستید. این صندلیهایی که رویش تکیه زدهاید امانت است… شما باعث شدید در ۶۴ سالگی شرمنده خانوادهام باشم.
ما صبرمان به آخر رسیده.»
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
این روایت، تنها شرح حال یک فرد نیست؛ تصویری نمادین از وضعیت بخشی از جامعه بازنشستگان فرهنگی است که پس از سالها خدمت، در تنگنای معیشت و در سایه بیتوجهی به مطالبات قانونی خود گرفتار شدهاند.
این تناقض آشکار، زمانی دردناکتر میشود که مسئولان در تریبونهای رسمی از «حمایت از خانواده» و «جوانی جمعیت» سخن میگویند اما شاید اولویت نهادهای متولی، از پرداخت حداقلی حقوق قانونی یک معلم بازنشسته نیست.
