وزیر کشور با هشدار بر اساس گزارش‌های رسمی وزارت بهداشت اعلام کرد: در صورت تداوم روند فعلی، جمعیت کشور تا ۵۶ سال دیگر به کمتر از ۴۰ میلیون نفر سقوط خواهد کرد. اسکندر مومنی این پدیده را یک «فاجعه بزرگ» و تهدیدی جدی برای آینده ایران خواند.

به گزارش فرهنگیان پرس، اسکندر مومنی، وزیر کشور، در مراسم تکریم و معارفه ریاست سازمان ثبت احوال، ضمن تشریح ابعاد بحران کاهش جمعیت، گفت: «این موضوع مربوط به یک سازمان خاص نیست و یک مسئله ملی است که نیازمند همکاری همه دستگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی کشور است.»

 

داده‌های ثبت احوال، زنگ خطر جدی

مومنی با اشاره به نقش محوری سازمان ثبت احوال به عنوان«ستون فقرات دولت الکترونیک» و مرجع اصلی داده‌های جمعیتی کشور، بر لزوم «رصد دقیق و ارائه داده‌های صحیح» برای برنامه‌ریزی تأکید کرد.

وی کاهش شدید نرخ باروری را تنها یک مسئله اقتصادی ندانست و گفت: «مسئله فرزندآوری صرفاً موضوع اقتصادی و معیشتی نیست؛ هرچند این مؤلفه بسیار مهم است، اما در کنار آن، مسائل فرهنگی و سبک زندگی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارند. مشاهده می‌شود حتی در برخی خانواده‌هایی که مشکل مالی ندارند، فرزندآوری کاهش یافته و فرزند کمتر به یک سبک زندگی تبدیل شده است.»

 

فراتر از اقتصاد؛ سبک زندگی و بحران معنایی

این تحلیل وزیر کشور،نشان می‌دهد که سیاست‌های صرفاً حمایتی و اقتصادی برای حل این بحران کافی نیست. تغییرات عمیق در نگرش جامعه به تشکیل خانواده، فرزندآوری و اولویت‌های زندگی، بخشی جدایی‌ناپذیر از معادله است. مومنی خاطرنشان کرد: «بنابراین باید همه مؤلفه‌ها به‌صورت هم‌زمان دیده شود.» این صحبت حاکی از آن است که مدیریت این بحران نیازمند یک نگاه جامع و هماهنگی بین‌دستگاهی فراتر از شعار است.

 

زنگ خطری برای همه ارکان جامعه

هشدار وزیر کشور درباره رسیدن جمعیت ایران به زیر ۴۰ میلیون نفر در کمتر از شش دهه آینده،یک زنگ خطر جدی و بی‌سابقه برای تمام ارکان نظام است. این پیش‌بینی، تنها یک مسئله آماری نیست، بلکه تهدیدی استراتژیک برای امنیت ملی، پویایی اقتصادی، تعادل نسلی و حتی هویت فرهنگی کشور محسوب می‌شود.

جامعه‌ای که به سرعت به سمت سالخوردگی پیش می‌رود، با چالش‌های هولناکی مانند فروپاشی نظام تأمین اجتماعی، کمبود شدید نیروی کار، رکود اقتصادی و کاهش توان دفاعی مواجه خواهد شد. نکته بحرانی آنجاست که تأثیر سیاست‌های جمعیتی با دهه‌ها تأخیر مشخص می‌شود و پنجره طلایی برای اقدام عملی، بسیار محدود است.

اذعان وزیر کشور به نقش مؤلفه‌های فرهنگی و سبک زندگی، نشان می‌دهد که سیاست‌های ناکارآمد گذشته، اغلب بر روی یک بُعد متمرکز بوده‌اند. امروز نیاز به یک بسیج ملی واقعی و غیرشعاری وجود دارد؛ بسیجی که در آن، بهبود واقعی معیشت، اشتغال و مسکن جوانان، همراه با بازنگری در نظام آموزشی و رسانه‌ای برای ترویج ارزش خانواده، در دستور کار هماهنگ همه نهادها قرار گیرد. در غیر این صورت، این هشدار تبدیل به واقعیتی تلخ و غیرقابل جبران برای نسل‌های آینده خواهد شد.