پژوهشگر دانشگاه ویرجینیا با آزمایش چندین برنامه رژیم غذایی مبتنی بر هوش مصنوعی، ضمن تأیید سهولت استفاده از این ابزارها، نسبت به خطاهای مکرر در تشخیص مواد غذایی و جمعآوری گسترده دادههای شخصی کاربران هشدار داد. کرانز تأکید کرد که این برنامهها مکمل مشاوره تخصصی تغذیه هستند، نه جایگزین آن.
به گزارش فرهنگیان پرس، وبسایت علمی «سایتکدِیلی» در گزارشی به نتایج آزمایش پژوهشگران دانشگاه ویرجینیا درباره برنامههای ردیابی رژیم غذایی مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته است. این برنامهها که با گرفتن عکس از غذا یا اسکن رمزینه (بارکد) اطلاعات تغذیهای را ارائه میدهند، در سالهای اخیر محبوبیت فراوانی یافتهاند.
سیبیل کرانز (Sibylle Kranz)، متخصص تغذیه و پژوهشگر دانشگاه ویرجینیا، با آزمایش نسخههای رایگان چندین برنامه کاربردی محبوب، به بررسی دقت و کارایی این ابزارها پرداخته است. او برای این آزمایش، حسابهای کاربری و اهداف سلامتی متفاوتی ایجاد کرد تا ویژگیها و توصیههای آنها را مقایسه کند. نتیجه این تحقیق، ترکیبی از سهولت استفاده و نادرستیهای احتمالی بود.
کرانز معتقد است که هوش مصنوعی مولد، تحولی اساسی در برنامههای ثبت غذا ایجاد کرده است. او در این زمینه گفت: «بهجای ثبت دستی وعدههای غذایی، کاربران میتوانند رمزینه را اسکن کنند، بگویند چه خوردهاند یا از غذا عکس بگیرند تا تجزیه و تحلیل فوری از اندازه وعده و مواد مغذی دریافت کنند. برخی از این برنامههای کاربردی رژیمهای غذایی شخصیسازیشده و مشاوره تغذیه نیز ارائه میدهند.»
مزایای این ابزارها از نگاه این پژوهشگر، عمدتاً به دسترسی آسان و انگیزهبخشی مربوط میشود. کرانز تصریح کرد: «این ابزارها ثبت غذا را آسانتر و در دسترستر میکنند و به افراد کمک میکنند با انگیزه بمانند و به اهداف خود برسند. با یادگیری عادات کاربران، این برنامهها میتوانند الگوهای ظریفی را تشخیص دهند و توصیههایی ارائه کنند که حتی یک متخصص تغذیه نیز ممکن است قادر به ارائه آنها نباشد.» او در توضیح بیشتر افزود: «بهمرور زمان، تقریباً مانند این است که هوش مصنوعی میداند در کابینت و یخچال شما چه چیزی وجود دارد. چیزهایی درباره شما میداند که خودتان هم نمیدانید.»
مزایای این ابزارها از نگاه این پژوهشگر، عمدتاً به دسترسی آسان و انگیزهبخشی مربوط میشود. کرانز تصریح کرد: «این ابزارها ثبت غذا را آسانتر و در دسترستر میکنند و به افراد کمک میکنند با انگیزه بمانند و به اهداف خود برسند. با یادگیری عادات کاربران، این برنامهها میتوانند الگوهای ظریفی را تشخیص دهند و توصیههایی ارائه کنند که حتی یک متخصص تغذیه نیز ممکن است قادر به ارائه آنها نباشد.» او در توضیح بیشتر افزود: «بهمرور زمان، تقریباً مانند این است که هوش مصنوعی میداند در کابینت و یخچال شما چه چیزی وجود دارد. چیزهایی درباره شما میداند که خودتان هم نمیدانید.»
با این حال، این شخصیسازی هزینههایی نیز به همراه دارد. کرانز هشدار میدهد که برای ارائه توصیههای شخصی، این برنامهها اطلاعات گستردهای از جمله عادات غذایی، موقعیت مکانی، اندازههای بدن و حتی وضعیت عاطفی را جمعآوری میکنند. او تأکید کرد: «اگر کاربران سیاستهای حفظ حریم خصوصی را بهدقت نخوانند، نمیدانند که شرکتها با این دادهها چه میکنند.»
دقت، یکی دیگر از نگرانیهای جدی مطرح شده در این پژوهش است. کرانز در آزمایشهای خود با این برنامهها، بارها با خطاهایی مواجه شده است. او در این باره گفت: «میتوانم دهها مثال برایتان بیاورم که از غذا عکس گرفتم و مجبور شدم آن را اصلاح کنم، چون برنامه آنچه را که در تصویر بود اشتباه تشخیص داده بود. هوش مصنوعی پیشرفت زیادی کرده، اما هنوز خطاهای زیادی در آن وجود دارد.»
به گفته این پژوهشگر، پایگاههای داده برخی از این برنامهها مشارکتی هستند و از ورودیهای کاربران ساخته شدهاند که این موضوع میتواند اطلاعات ناسازگار یا نادرست ایجاد کند. کرانز تجربه خود را اینگونه شرح داد: «از یک غذا عکس گرفتم، آن را تشخیص داد و تأیید کردم و در پایگاه داده ثبت کردم. یک هفته بعد، همان غذا را خوردم، اما برنامه آن را طور دیگری شناسایی کرد یا برخی از مواد تشکیلدهنده را تغییر داده بود. این برنامهها هنوز به اندازه کافی دقیق نیستند.»
با وجود این محدودیتها، کرانز معتقد است که هوش مصنوعی میتواند مکمل ارزشمندی برای مشاوره تخصصی تغذیه باشد، اما نه جایگزینی برای آن. او به کاربران علاقهمند به این برنامهها توصیه میکند که تنظیمات حریم خصوصی را بهدقت بررسی کنند، برنامهای را انتخاب کنند که امکان محدودکردن اطلاعات شخصی را فراهم کند، دقت برنامه را با مقایسه توصیههای آن با منابع معتبر تغذیهای تأیید کنند و بهمدت یک هفته بهطور کامل به ثبت غذا متعهد شوند و نتیجه را بررسی کنند.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
اگرچه توسعه برنامههای هوش مصنوعی در حوزه تغذیه و سلامت، گامی فناورانه و امیدوارکننده محسوب میشود، اما هشدارهای مطرح شده از سوی پژوهشگران دانشگاه ویرجینیا، ضرورت نگاه نقادانه به این ابزارها را گوشزد میکند. در شرایطی که بسیاری از کاربران ایرانی نیز به دلیل افزایش آگاهی عمومی نسبت به سلامت و تغذیه، به سمت استفاده از این برنامهها روی آوردهاند، باید توجه داشت که دادههای شخصی کاربران در فضای مجازی به سادگی در اختیار شرکتهای خارجی قرار میگیرد و سیاستهای حریم خصوصی این برنامهها معمولاً برای کاربران عادی قابل درک نیست. همچنین خطاهای تشخیصی این برنامهها، به ویژه در مورد غذاهای سنتی و محلی ایرانی که ممکن است در پایگاههای داده بینالمللی ثبت نشده باشند، میتواند منجر به ارائه اطلاعات تغذیهای نادرست و گمراهکننده شود. ضرورت دارد کاربران ایرانی با آگاهی کامل از محدودیتهای این ابزارها، از آنها صرفاً به عنوان راهنمای کمکی استفاده کنند و هرگز توصیههای تغذیهای این برنامهها را بدون مشورت با متخصصان تغذیه، مبنای تصمیمگیری جدی برای سلامتی خود قرار ندهند. همچنین نهادهای نظارتی کشور باید نسبت به شناسایی و معرفی برنامههای معتبر و دارای استانداردهای لازم اقدام کنند تا سلامت و حریم خصوصی کاربران ایرانی در فضای مجازی حفظ شود.
