آمارهای جدید مرکز آمار از گذران وقت ایرانیان در تابستان ۱۴۰۴ منتشر شد. یافته‌ها نشان می‌دهد بیشترین زمان افراد به «رسیدگی و خودمراقبتی» اختصاص داشته، اما شاخص «اشتغال» تنها حدود ۳ ساعت از شبانه‌روز را به خود اختصاص داده است.

به گزارش فرهنگیان پرس، تازه‌ترین داده‌های مرکز آمار ایران از چگونگی گذران وقت شهرنشینان در تابستان ۱۴۰۴ حکایت دارد. بر این اساس، مردم به طور متوسط نزدیک به ۱۲ ساعت از شبانه‌روز خود را صرف فعالیت‌های ضروری اولیه مانند خواب، خوراک و نظافت شخصی کرده‌اند.

 

براساس گزارش خبرگزاری ایرنا، این طرح آمارگیری که در شهریور ۱۴۰۴ و برای افراد ۱۵ ساله و بیشتر اجرا شده، نشان می‌دهد متوسط بیشترین زمان صرف‌شده در شبانه‌روز متعلق به «رسیدگی و خود مراقبتی» با ۱۱ ساعت و ۵۶ دقیقه است. پس از آن، «فرهنگ، فراغت و رسانه‌های گروهی» با ۴ ساعت و ۳ دقیقه، «خدمات خانگی بدون مزد» و «اشتغال و فعالیت‌های مرتبط برای مزد» هر دو با ۲ ساعت و ۵۵ دقیقه، و «معاشرت و مشارکت اجتماعی» با ۱ ساعت و ۳۶ دقیقه قرار دارند. کمترین زمان نیز با ۲ دقیقه، به «کار داوطلبانه بدون مزد» اختصاص یافته است.

 

شکاف جنسیتی آشکار در توزیع وظایف

نکته قابل تأمل در این آمار، تفاوت فاحش بین زنان و مردان در انجام کارهای خانگی و ساعات اشتغال است. زنان در قیاس با مردان، به طور متوسط ۳ ساعت و ۴۰ دقیقه بیشتر کار خانگی بدون مزد انجام داده‌اند. در مقابل، مردان ۴ ساعت و ۲۵ دقیقه بیشتر از زنان به فعالیت‌های شغلی با مزد پرداخته‌اند. این آمار، بار نابرابر مسئولیت‌های خانگی و مراقبتی را که عمدتاً بر دوش زنان است، به وضوح نشان می‌دهد.

 

زیر ذره‌بین فرهنگیان پرس

این آمار فراتر از چند عدد، آینه‌ای از فشارها و اولویت‌های زندگی شهری ایرانیان است. اختصاص نزدیک به نیمی از شبانه‌روز به «خودمراقبتی» (که بخش عمده آن خواب است) می‌تواند نشانه‌ای از خستگی و فرسودگی جسمی و روانی جامعه در مواجهه با چالش‌های معیشتی باشد.

آنچه نگران‌کننده‌تر است، سهم پایین «اشتغال» (کمتر از ۳ ساعت) در کنار سهم بالای «فراغت و رسانه» (بیش از ۴ ساعت) است.

این ترکیب بیش از آنکه نشانه رفاه باشد، می‌تواند حاکی از وجود جمعیت زیادی باشد که یا بیکارند، یا در شغل‌های ناپایدار و کم‌درآمد با ساعت‌های کاری کوتاه فعالیت می‌کنند و بخشی از زمان خود را با رسانه و فضای مجازی پر می‌کنند.

شکاف عمیق جنسیتی در کار خانگی نیز مسئله‌ای ساختاری است که نه‌تنها بر زندگی زنان، بلکه بر مشارکت کامل آنان در عرصه‌های اجتماعی، اقتصادی و حتی فراغت تأثیر منفی می‌گذارد.

این آمار باید زنگ خطری برای سیاست‌گذاران باشد تا به جای پرداختن به سطح، به ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی این الگوی زمانی، از جمله ناامنی شغلی، بار کاری مضاعف زنان و کمبود فضاهای فراغت جمعی باکیفیت بپردازند.