آمار جدید یورواستات نشان میدهد از هر شش بازنشسته در اتحادیه اروپا، یک نفر در معرض خطر فقر قرار دارد. این در حالی است که میانگین مستمری دریافتی تنها ۵۸ درصد دستمزد سالهای پایانی کار است و در کشورهای بالتیک، بیش از نیمی از بازنشستگان به دلیل نیاز مالی به کار ادامه میدهند.
به گزارش فرهنگیان پرس، داده های تکاندهنده یورواستات از عمق بحران معیشتی بازنشستگان در اتحادیه اروپا حکایت دارد. بر اساس جدیدترین آمارهای منتشر شده در سال ۲۰۲۶، نزدیک به یک نفر از هر شش بازنشسته در اتحادیه اروپا در معرض خطر فقر قرار دارد و این آمار در برخی کشورها به مراتب وخیم تر است. در حالی که بسیاری از بازنشستگان تصور میکنند دوران پس از اتمام کار، دورانی آرام و بدون دغدغه مالی خواهد بود، واقعیت های آماری نشان میدهد که فاصله میان درآمد دوران اشتغال و مستمری دریافتی، بسیاری از سالمندان را به سمت ادامه کار و یا حتی زندگی در زیر خط فقر سوق داده است. به گزارش یورونیوز، نسبت جایگزینی (نسبت میانگین مستمری افراد ۶۵ تا ۷۴ ساله به میانگین درآمد افراد ۵۰ تا ۵۹ ساله) در سال ۲۰۲۳ به طور میانگین ۵۸ درصد بوده است، به این معنا که فرد بازنشسته، به طور متوسط تنها کمی بیش از نیمی از درآمد دوران اوج کار خود را دریافت میکند و این کسری بزرگ، بنیان اقتصادی خانوادهها را به شدت تهدید میکند.
بر اساس این گزارش، حدود ۱۳ درصد از بازنشستگان در اتحادیه اروپا همچنان به کار ادامه میدهند و انگیزه های آنان بسیار متفاوت است. اگرچه مهم ترین دلیل اعلام شده، لذت بردن از کار و مفید ماندن با ۳۶.۳ درصد است، اما «نیاز مالی» با ۲۸.۶ درصد، دومین محرک اصلی به شمار میرود. این ارقام نشان میدهد که نزدیک به یک سوم بازنشستگانی که پس از بازنشستگی سرکار میروند، ناچار به انجام این کار هستند و این موضوع، چهره واقعی ناکارآمدی نظام های تأمین اجتماعی در بسیاری از کشورهای اروپایی را آشکار میکند . در این میان، تنوع جغرافیایی بسیار بالاست؛ به گون های که سهم بازنشستگان شاغل در اروپا از ۱.۷ درصد در رومانی تا ۵۴.۹ درصد در استونی متغیر است و کشورهای حوزه بالتیک (لتونی با ۴۴.۲ درصد و لیتوانی با ۴۳.۷ درصد) و سوئد با ۴۱.۷ درصد، بیشترین نرخ اشتغال پس از بازنشستگی را به خود اختصاص دادهاند.
تحلیل دادههای یورواستات نشان میدهد که در کشورهای بالتیک و شرق اروپا، «نیاز مالی» به عنوان عامل اصلی ادامه کار شناخته میشود. دکتر اولگا راجفسکا از دانشگاه ریگا استرادینز در این باره به یورونیوز گفت: «طبیعتاً هر جا مردم میگویند به خاطر نیاز مالی کار میکنند، یعنی احساس میکنند درآمد بازنشستگی آنها کافی نیست» و افزود: «درصد بالای این پاسخ ها نشان میدهد نظام بازنشستگی در آن کشورها ناکافی است و نمیتواند درآمد کافی فراهم کند» . بر اساس آمار، در رومانی (۵۴.۳ درصد) و بلغارستان (۵۳.۶ درصد)، بیش از نیمی از پاسخ دهندگان گفته اند به دلیل نیاز مالی به کار خود ادامه میدهند و این نسبت در کرواسی (۴۸.۲ درصد)، لتونی (۴۷.۹ درصد) و پرتغال (۳۹ درصد) نیز بسیار بالا است . از سوی دیگر، در میان چهار اقتصاد بزرگ اروپا، آلمان با ۳۵.۸ درصد و فرانسه با ۳۷.۷ درصد، بیشترین نسبت بازنشستگانی را دارند که نیاز مالی را انگیزه اصلی کار خود میدانند و این موضوع نشان میدهد که حتی در بزرگترین اقتصادهای اروپا نیز نظام بازنشستگی پاسخگوی نیازهای معیشتی سالمندان نیست.
در مقابل، اسپانیا با ۱۹.۶ درصد و ایتالیا با ۲۹.۷ درصد، پایین ترین نرخ را در میان اقتصادهای بزرگ دارند. با این حال، استاد پلاتون تینوس از دانشگاه پیرئوس در گفتگو با یورونیوز تأکید کرده است که در یونان، تغییرات سیاستی جدید در سال ۲۰۲۲ باعث افزایش چشمگیر تعداد بازنشستگان شاغل ثبتشده شده است، هرچند این افزایش هنوز در داده های موجود منعکس نشده است. در این میان، استاد کنه هنکندز از موسسه بینرشتهای جمعیت شناسی هلند (NIDI) نیز به عوامل دیگری مانند سالم تر و تحصیل کرده تر بودن بازنشستگان امروزی، تغییر هنجارهای سازمانی و کمبود نیروی کار اشاره کرد و گفت که در کشورهایی با مستمری های خوب نیز افزایش کار پس از بازنشستگی دیده میشود و این پدیده لزوماً نشانه ضعف نظام بازنشستگی نیست، بلکه میتواند نشانه ای از تغییر نگرش به دوران سالمندی باشد . اما هنکندز در عین حال هشدار داد که در کشورهای فقیرتر، بسیاری از بازنشستگان ممکن است بخواهند کار کنند اما نتوانند شغلی پیدا کنند و این موضوع، ابعاد پنهان بحران بیکاری در میان سالمندان را آشکار میکند.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
آنچه در اروپا در حال رخ دادن است، تصویر شفافی از آینده احتمالی نظام بازنشستگی در ایران است؛ جایی که با افزایش جمعیت سالمندان و کاهش نسبت پشتیبانی، صندوق های بازنشستگی با کسری فزاینده مواجه اند و ارزش واقعی مستمری ها در اثر تورم مداوم، روزبه روز در حال کاهش است. تجربه کشورهایی مانند لتونی و استونی که بیش از نیمی از بازنشستگانشان به دلیل نیاز مالی سرکار میروند، نشان میدهد که نادیده گرفتن اصلاحات ساختاری در نظام تأمین اجتماعی، نه تنها به معنای پایین آمدن سطح زندگی یک نسل است، بلکه به ایجاد یک بحران انسانی و اجتماعی منجر خواهد شد که دامن گیر کل جامعه میشود. در شرایط کنونی جنگ اقتصادی و تحریم های ظالمانه، ضرورت بازنگری در قوانین بازنشستگی، افزایش سن بازنشستگی به صورت پلکانی و منطقی و مهم تر از همه، متناسب سازی مستمری ها با نرخ تورم واقعی، به یک الزام غیرقابل انکار برای دولت و مجلس تبدیل شده است. نباید فراموش کرد که بازنشستگان امروز، سازندگان فردای این کشور بوده اند و واگذاری آنان به دامان فقر و ناامیدی، نه تنها ظلمی آشکار به حقوق آنان است، بلکه سرمایه اجتماعی نظام را نیز به شدت خدشه دار خواهد کرد. همانطور که کارشناسان اروپایی نیز تأکید دارند، سیاست های سالمندی فعال باید همراه با تأمین امنیت اقتصادی باشد و نباید بار تأمین معیشت سالمندان را بر دوش خود آنان انداخت.
