به گزارش فرهنگیان پرس، سندرم قلبی-عروقی-کلیوی-متابولی (CKM) که بیماریهای قلبی، کلیوی، دیابت نوع ۲ و چاقی را در یک زنجیره پیچیده به هم متصل میکند، اکنون با انتشار نخستین راهنمای بالینی تخصصی، در کانون توجه جامعه پزشکی جهان قرار گرفته است. این راهنما که توسط انجمن قلب آمریکا (AHA) منتشر شده، با کنار گذاشتن نگاه سنتی به چاقی به عنوان یک مسئله زیبایی یا عامل خطر درجه دوم، بر نقش محوری چربی شکمی در آسیب به ارگانهای حیاتی تأکید دارد .
بر اساس این دستورالعمل جدید، سندرم CKM شامل مجموعهای از عوامل خطر از جمله فشار خون بالا، سطح کلسترول نامنظم، قند خون بالا، کاهش عملکرد کلیه و وزن اضافی است که اغلب به طور همزمان وجود دارند و به آسیب پیشرونده در سیستمهای مختلف اندام منجر میشوند. این سندرم در امتداد یک زنجیره ایجاد میشود که با عوامل خطر متابولیک آغاز و در صورت عدم مدیریت، به بیماریهای قابل توجه قلبی عروقی و کلیوی ختم میشود .
توصیههای جدید که جایگزین دستورالعمل سال ۲۰۱۳ در زمینه مدیریت اضافه وزن و چاقی میشوند، بر خلاف رویکردهای قبلی که بیشتر بر کاهش وزن صرف تمرکز داشتند، تأکید بیسابقهای بر پیشگیری و مداخله زودهنگام دارند . متخصصان مراقبتهای بهداشتی تشویق میشوند تا وزن را به عنوان یک عامل خطر پزشکی که میتواند در آسیب اندامها نقش داشته باشد مورد بحث قرار دهند و از گفتگوهای صرفاً مرتبط با ظاهر فیزیکی فراتر روند.
این تغییر رویکرد، کلیدیترین مستند علمی این پرونده را به یک اصل روشن تبدیل کرده است: چربی اضافی اطراف اندامها میتواند التهاب مزمن، مقاومت به انسولین و آسیب به رگهای خونی را افزایش دهد و احتمال ابتلا به دیابت، بیماری کلیوی، نارسایی قلبی، حمله قلبی و سکته مغزی را به طور قابل توجهی بالا ببرد. محققان مؤسسه سلامت ماساژنرال بریگهام در مطالعهای که در مجله انجمن پزشکی آمریکا (JAMA) منتشر شده است، هشدار دادهاند که حدود ۹۰ درصد از بزرگسالان در ایالات متحده در مراحل اولیه این سندرم قرار دارند و ۱۵ درصد از مردم به مراحل پیشرفته آن مبتلا هستند .
بر اساس یافتههای این پژوهش، تقریباً ۸۰ درصد از بزرگسالان جوان (۲۰ تا ۴۴ سال) هماکنون دارای عوامل خطر سندرم CKM هستند و این سندرم در میان مردان و بزرگسالان سیاهپوست شیوع بیشتری دارد . این آمار هشداردهنده نشان میدهد که سندرم CKM نه یک بیماری دوران سالمندی، بلکه تهدیدی فراگیر برای تمام گروههای سنی محسوب میشود که بیتوجهی به آن میتواند هزینههای سنگین سلامت و اقتصاد را برای جوامع به همراه داشته باشد.
نکته قابل تأمل در این دستورالعمل، تأکید بر این واقعیت است که وزن بدن به تنهایی، کل داستان سلامت متابولیک را روایت نمیکند. افراد ممکن است وزن بدن یکسانی داشته باشند، اما بسته به اینکه بافت چربی چگونه بر عملکرد متابولیک تأثیر میگذارد، پروفایلهای سلامتی کاملاً متفاوتی دارند. به همین دلیل، متخصصان بر لزوم توجه به توزیع چربی در بدن، به ویژه چربی احشایی اطراف شکم و اندامهای داخلی، تأکید ویژهای دارند.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
آنچه در این راهنمای بالینی جدید بیش از هر نکته دیگری خودنمایی میکند، تغییر پارادایم در نگرش به چاقی به عنوان یک معضل صرفاً زیباییشناختی و تبدیل آن به یک معیار کلیدی سلامت است. در شرایطی که سبک زندگی کمتحرک و تغذیه ناسالم به بخش جداییناپذیر زندگی مدرن تبدیل شده است، جامعه ایرانی نیز با معضل فزاینده چاقی و اضافه وزن دست به گریبان است که میتواند بار سنگینی بر نظام سلامت کشور تحمیل کند.
تأکید این راهنما بر پیشگیری و مداخله زودهنگام، درس بزرگی برای سیاستگذاران حوزه سلامت ایران دارد. آموزش همگانی درباره خطرات چربی شکمی، ترویج فعالیت بدنی منظم و اصلاح الگوی تغذیه، میتواند گامهای مؤثری در کاهش شیوع سندرم CKM و بیماریهای وابسته به آن بردارد. همچنین لزوم بازنگری در نظام ارجاع و غربالگری سلامت با محوریت شناسایی زودهنگام عوامل خطر متابولیک، از الزامات اجتنابناپذیر این رویکرد جدید است.
