صدای چرخ بافندگی در خانهای کوچک، سالهاست که نوای امید و استقلال یک بانوی سرپرست خانوار شده است. مریم نداف، ۵۵ ساله، که از یازدهسالگی بافتنی را آغاز کرده، با پشتکار و هنر دستانش، نهتنها زندگی خود را مدیریت کرده، بلکه برای چندین بانوی دیگر نیز اشتغالزایی کرده است. دریافت ۵۵ میلیون تومان تسهیلات اشتغال از کمیته امداد، نقطه عطفی در توسعه کسبوکار او بود؛ تسهیلاتی که بهگفته خودش، اگر نبود، ادامه کار برایش سخت میشد.
به گزارش فرهنگیان پرس، در گوشهای از یک خانه، صدای یکنواخت چرخ بافندگی، سکوت را میشکند و کلافهای رنگارنگ کاموا، تصویری از تلاش و امید را ترسیم میکنند. اینجا کارگاه بزرگ و پرزرقوبرقی در کار نیست؛ اما همین فضای کوچک، سالهاست چرخ زندگی خانوادهای را به حرکت درآورده است. پشت دستگاه، مریم نداف نشسته است؛ بانویی ۵۵ ساله و سرپرست خانوار که از یازدهسالگی با نخ و کاموا آشنا شده و امروز، حاصل تجربه چند دهه را به محصولاتی تبدیل میکند که راهی بازار میشود.
او که با لبخند خاطراتش را مرور میکند، میگوید: «از یازدهسالگی بافتنی یاد گرفتم. پدرم که به رحمت خدا رفته است، یک دستگاه بافندگی خرید و همان موقع کار را شروع کردم. از همان سن کم با این کار بزرگ شدم و بعد از ازدواج هم هیچوقت آن را کنار نگذاشتم.» زندگی اما همیشه مطابق خواسته او پیش نرفت؛ مسئولیت خانواده، مشکلات اقتصادی و سختیها باعث شد بیش از گذشته به تواناییهای خودش تکیه کند. او تأکید میکند: «هیچوقت دوست نداشتم دستم جلوی کسی دراز باشد. تلاش کردم با هنر خودم هزینههای زندگی را تأمین کنم.»
سالها در حوزه تولید مقنعههای بافتنی برای مناطق محروم سیستان و بلوچستان فعالیت داشت. او از آن روزها چنین یاد میکند: «خودم نخ تهیه میکردم، بافندهها کار میکردند، دخترم دوخت انجام میداد و خودم اتو و بستهبندی میکردم. بعضی سالها هزار تا، دو هزار تا و حتی سه هزار مقنعه تولید میکردیم و برای روستاهای سیستان و بلوچستان ارسال میشد.» اما افزایش قیمت مواد اولیه، ادامه این مسیر را دشوار کرد. «قیمت نخ آنقدر بالا رفت که دیگر تولید برای آن بازار صرفه نداشت. مشتریان توان خرید نداشتند و مجبور شدیم آن کار را متوقف کنیم.» اما توقف یک فعالیت، پایان راه نبود؛ او مسیر تازهای را آغاز کرد و تولید پاپوش، شال، اسکارف و دیگر محصولات بافتنی را در دستور کار قرار داد.
مریم نداف برای یافتن بازار فروش، دست به هر کاری زد؛ «هر جا که فکر میکردم بتوانم مشتری پیدا کنم، میرفتم؛ مسجدها، نمایشگاهها، مغازهها و حتی در فضای مجازی آگهی میگذاشتم. نمونه کار میفرستادم و با شهرهای مختلف تماس میگرفتم تا بتوانم بازار جدید پیدا کنم.» او معتقد است مهمترین سرمایه هر انسان، پشتکار اوست: «اگر خود آدم دنبال کارش باشد، خدا هم کمکش میکند. هیچ کاری بدون تلاش به نتیجه نمیرسد.»
یکی از مهمترین اتفاقات مسیر کاری این بانوی کارآفرین، دریافت تسهیلات اشتغال بود. او با قدردانی از این حمایتها میگوید: «در سه مرحله از تسهیلات اشتغال استفاده کردم. یک مرحله ۱۰ میلیون تومان، یک مرحله ۲۰ میلیون تومان و مرحله بعد هم ۳۰ میلیون تومان بود که در مجموع حدود ۵۵ میلیون تومان تسهیلات دریافت کردم. همین سرمایه کمک کرد دوباره تجهیزات مورد نیازم را تهیه کنم، مواد اولیه بخرم و کارم را گسترش بدهم.» به گفته او، این تسهیلات نقطه آغاز توسعه کسبوکارش بود: «اگر این سرمایه نبود، واقعاً ادامه کار برایم سخت میشد. با همین تسهیلات توانستم دوباره روی پای خودم بایستم و کار را رونق بدهم.»
امروز فعالیت او تنها به تولید شخصی محدود نیست. او با همکاری یکی از دوستانش، بخشی از تولید را در قالب یک کارگاه کوچک انجام میدهد و تعدادی از بانوان نیز بهصورت خانگی با آنها همکاری میکنند. او میگوید: «بعضی از خانمها شرایط حضور در کارگاه را ندارند. کار را به خانه میبرند، میبافند و بعد تحویل میدهند. این کار باعث شده چند نفر هم از همین طریق درآمد داشته باشند.» در کارگاه، برخی بانوان گلدوزی، اتوکشی و آمادهسازی محصولات را انجام میدهند و گروهی دیگر نیز در خانههای خود بافتنی تولید میکنند. «همه دوست دارند درآمدی داشته باشند. خیلی از این خانمها خانهدار هستند و کار در منزل بهترین فرصت برایشان است.»
فعالیت مریم نداف تنها به تولید محدود نمیشود؛ او سالها آموزش بافتنی نیز انجام داده است: «قبلاً آموزشگاه داشتم. افراد زیادی پیش من آموزش دیدند و بعضیهایشان الان خودشان تولیدکننده هستند. حتی خیلی وقتها رایگان آموزش میدادم، چون اعتقاد دارم اگر کسی مهارت یاد بگیرد، میتواند زندگیاش را تغییر بدهد.» او با تأکید بر اهمیت کار و تلاش برای زنان سرپرست خانوار میگوید: «همیشه به خانمها میگویم از کار کردن نترسند. هیچ کاری عار نیست. اگر انسان بتواند با دسترنج خودش زندگی کند، احساس عزت بیشتری دارد.» «نباید فقط منتظر کمک دیگران بود. اگر مهارتی بلد هستیم، باید از آن استفاده کنیم. حتی درآمد کم هم از بیکار ماندن بهتر است.»
با وجود همه موفقیتها، هنوز دغدغههای بسیاری دارد. افزایش قیمت مواد اولیه، هزینههای تولید، اجارهنشینی و دشواریهای بازار فروش از مهمترین مشکلاتی است که به آن اشاره میکند. او میگوید: «امروز تهیه نخ و مواد اولیه خیلی سختتر از گذشته شده است. هزینهها بالا رفته، اما باز هم ناامید نیستم و کار را ادامه میدهم.» او باور دارد که خداوند هیچ تلاشی را بیپاسخ نمیگذارد: «هر وقت با امید کار کردم، خدا هم کمکم کرد. شاید سختی زیاد باشد، اما اگر آدم ناامید نشود، بالاخره نتیجه زحمتش را میبیند.»
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
داستان مریم نداف، روایت پشتکار یک زن ایرانی در شرایط سخت اقتصادی است، اما از زاویهای دیگر، نشاندهندهی کارآمدی سیاستهای حمایتی مانند تسهیلات اشتغال کمیته امداد است؛ سیاستی که با سرمایهای اندک، میتواند چرخ زندگی بسیاری از خانوادهها را بچرخاند. در شرایطی که دهکهای پایین جامعه با تورم خوراکیها دستوپنجه نرم میکنند و سفرهی کارگران روزبهروز کوچکتر میشود، اینگونه طرحهای اشتغالزایی میتواند بهجای مسکنهای موقت، راهکاری بنیادین برای توانمندسازی اقشار آسیبپذیر باشد. اما آیا نهادهای حمایتی، بهویژه در شرایط جنگ تحمیلی و تحریمهای اقتصادی، بودجهی کافی برای گسترش این تسهیلات در سطح ملی دارند؟ آیا دولت با افزایش سقف وامها و تسهیل فرآیند دریافت آنها، میتواند مشاغل خانگی را بهعنوان یکی از راهکارهای اصلی مقابله با بیکاری و توانمندسازی زنان سرپرست خانوار به رسمیت بشناسد؟ تجربهی موفقی مانند مریم نداف نشان میدهد که با یک فرصت کوچک، میتوان امید را به خانههای بسیاری بازگرداند. آنچه امروز بیش از پیش نیاز است، عزمی جدی برای حمایت از این قشر زحمتکش و تسهیل مسیر اشتغال آنهاست تا صدای چرخ بافندگی، بهجای نوای ناامیدی، سرود استقلال و عزت را در کوچهپسکوچههای این سرزمین طنینانداز کند.
