وزیر آموزش‌وپرورش دستورالعمل اجرای زیست‌بوم جدید برنامه درسی دوره اول ابتدایی را برای سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ ابلاغ کرد؛ طرحی که پس از اجرای محدود در هشت مدرسه، قرار است در مرحله الگوسازی به حدود ۲۰۰ مدرسه در سراسر کشور برسد و با عبور از کتاب‌محوری، نقش معلمان، مدارس و ظرفیت‌های بومی را در فرایند آموزش و تربیت دانش‌آموزان تقویت کند.
به گزارش فرهنگیان پرس، علیرضا کاظمی، وزیر آموزش‌وپرورش، دستورالعمل اجرای زیست‌بوم جدید برنامه درسی دوره اول ابتدایی را ابلاغ کرد؛ طرحی که با هدف تغییر رویکرد آموزش از کتاب‌محوری به برنامه‌محوری و یکپارچه‌سازی فعالیت‌های آموزشی و پرورشی مدارس طراحی شده است. این برنامه در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶، پس از اجرای محدود در هشت مدرسه طی سال تحصیلی گذشته، وارد مرحله الگوسازی می‌شود و قرار است در حدود ۲۰۰ مدرسه در سراسر کشور به اجرا درآید. در این الگو، مدرسه و معلم صرفاً مجری محتوای کتاب‌های درسی نیستند، بلکه باید با توجه به نیازهای دانش‌آموزان و شرایط محیطی، در طراحی و اجرای فرایند یادگیری نقش فعال‌تری ایفا کنند.
بر اساس دستورالعمل ابلاغ‌شده، این برنامه در چارچوب اسناد بالادستی آموزش‌وپرورش، از جمله سند تحول بنیادین، سیاست‌های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش‌وپرورش، برنامه درسی ملی، زیرنظام برنامه درسی و نقشه راه سند تحول بنیادین اجرا می‌شود. همچنین مصوبه مربوط به «طرح‌واره تحول در برنامه درسی تا سطح مدرسه» مبنای طراحی این الگو قرار گرفته است.
هدف اصلی زیست‌بوم جدید، ایجاد پیوند میان بخش‌های مختلف آموزش و تربیت در مدرسه است؛ به‌گونه‌ای که فعالیت‌های درسی، تربیتی، فرهنگی و مهارتی در قالب یک برنامه منسجم دنبال شوند. در این چارچوب، بسته‌های تربیت و یادگیری نیز برای تأمین مواد و منابع موردنیاز مدارس پیش‌بینی شده‌اند تا معلمان بتوانند متناسب با اهداف آموزشی و ویژگی‌های دانش‌آموزان، از فرصت‌های متنوع‌تری برای یادگیری استفاده کنند.
دستورالعمل جدید همچنین بر ضرورت حمایت مستمر از مدارس مجری طرح تأکید دارد. بر این اساس، مراقبت از اجرای صحیح برنامه، پایش روند پیشرفت، دریافت بازخورد و اصلاح مستمر روش‌ها باید در کنار اجرای برنامه قرار گیرد؛ موضوعی که می‌تواند در شناسایی مشکلات اجرایی و جلوگیری از تبدیل‌شدن طرح به مجموعه‌ای از بخشنامه‌های اداری نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

عبور از کتاب‌محوری و تقویت نقش مدرسه و معلم

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های زیست‌بوم جدید برنامه درسی، تغییر نگاه از آموزش صرفاً کتاب‌محور به رویکردی برنامه‌محور است. در الگوی سنتی، کتاب درسی و محتوای تعیین‌شده در سطح ستاد، بخش عمده مسیر آموزش را مشخص می‌کنند؛ اما در رویکرد جدید، قرار است مدرسه با حفظ چارچوب‌ها و انتظارات ملی، در تنظیم و اجرای برنامه آموزشی و تربیتی نقش مؤثرتری داشته باشد.
این تغییر به معنای کنارگذاشتن کتاب‌های درسی یا حذف اهداف ملی آموزش نیست، بلکه هدف آن استفاده از منابع و روش‌های متنوع در کنار کتاب و فراهم‌کردن فرصت‌های یادگیری متناسب با نیازهای دانش‌آموزان است. در چنین ساختاری، معلمان می‌توانند با توجه به تفاوت‌های فردی، شرایط فرهنگی و اجتماعی منطقه و امکانات موجود، زمینه یادگیری عمیق‌تر و کاربردی‌تر را فراهم کنند.
از دیگر اهداف اعلام‌شده این طرح، تقویت اختیار و مسئولیت حرفه‌ای مدارس، مناطق و استان‌هاست. بر همین اساس، نقش ستاد آموزش‌وپرورش نیز باید از تمرکز صرف بر ابلاغ دستورها و نظارت اداری، به سمت پشتیبانی علمی، توانمندسازی و کمک به حل مشکلات اجرایی مدارس حرکت کند.
توجه به ظرفیت‌های بومی، محلی و محیطی نیز در دستورالعمل جدید جایگاه ویژه‌ای دارد. استفاده هدفمند از امکانات فرهنگی، اجتماعی و آموزشی هر منطقه می‌تواند به معنادارترشدن فرایند یادگیری کمک کند؛ مشروط بر آنکه کیفیت آموزش و تحقق اهداف ملی در مناطق مختلف کشور حفظ شود و تفاوت امکانات مدارس به تشدید نابرابری آموزشی منجر نشود.
این برنامه همچنین بر مشارکت خانواده‌ها، دانش‌آموزان و سایر ذی‌نفعان تأکید دارد. همراهی خانواده‌ها در دوره ابتدایی اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا تجربه‌های یادگیری دانش‌آموزان تنها به کلاس درس محدود نمی‌شود و محیط خانه، روابط اجتماعی و فرصت‌های فعالیت عملی نیز در شکل‌گیری مهارت‌ها و نگرش‌های آنان اثرگذار است.

پیشینه اجرای طرح از سال ۱۴۰۴

تحول برنامه درسی مدرسه‌محور از سال ۱۴۰۴ وارد مرحله طراحی و اجرای محدود شد. بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم در ۲۹ آذر ۱۴۰۴، طرح‌واره تحول برنامه درسی از پایه اول ابتدایی آغاز شده بود و اجرای آزمایشی آن در شمار محدودی از مدارس دنبال می‌شد؛ قرار بود این تجربه در سال بعد به مرحله گسترده‌تری وارد شود.
در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴ نیز علیرضا کاظمی در آیین افتتاحیه نشست تخصصی زیست‌بوم جدید برنامه درسی دوره اول ابتدایی بر ضرورت تحول عمیق، مستمر و پایدار در نظام تعلیم‌وتربیت تأکید کرد. این اظهارات نشان می‌داد که تغییر برنامه درسی، یکی از محورهای اصلی پیگیری تحول در آموزش‌وپرورش است.
در ادامه این روند، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ از آغاز مرحله جدید اجرای برنامه در ۲۰۰ مدرسه منتخب از مهر همان سال خبر داد. به گفته او، هدف طرح تنها تغییر کتاب‌های درسی نیست، بلکه تحول در کلیت برنامه آموزشی و تربیتی مدرسه، از فعالیت‌های مهارتی تا موقعیت‌های یادگیری درون و بیرون کلاس را دنبال می‌کند. همچنین برای پشتیبانی از اجرای طرح، راهبران آموزشی در نظر گرفته شده‌اند تا به آماده‌سازی مدارس و توانمندسازی معلمان کمک کنند.
در گزارش دیگری در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی اعلام کرد که این طرح در حدود ۲۰۰ مدرسه و نزدیک به ۵۰۰ کلاس درس اجرا خواهد شد. بر اساس همان گزارش، بازخوردهای ۳۲۰ معلم پایه اول ابتدایی در ۳۲ استان و ناحیه گردآوری شده و محتوای برنامه نیز برای اصلاح و بهبود با معلمان مجری دوره قبل به بحث گذاشته شده است.
این پیشینه نشان می‌دهد که زیست‌بوم جدید برنامه درسی از مرحله طراحی و اجرای محدود به مرحله الگوسازی گسترده‌تر رسیده است. با این حال، توسعه طرح به مدارس بیشتر باید بر پایه ارزیابی دقیق نتایج اجرا، بررسی مشکلات معلمان و سنجش میزان تحقق اهداف آموزشی انجام شود؛ زیرا گسترش جغرافیایی برنامه به‌تنهایی تضمین‌کننده موفقیت آن نیست.

توانمندسازی معلمان و پایش مستمر؛ شرط اجرای موفق

در دستورالعمل جدید، توسعه شایستگی‌های حرفه‌ای مدیران، معلمان و عوامل مدرسه از اهداف مهم به شمار می‌رود. تغییر برنامه درسی زمانی می‌تواند به بهبود کیفیت آموزش منجر شود که مجریان آن با اهداف، روش‌ها، منابع و شیوه‌های ارزیابی جدید آشنایی کافی داشته باشند و در طول اجرای برنامه نیز از پشتیبانی تخصصی برخوردار شوند.
همچنین پیش‌بینی چرخه مستمر آماده‌سازی، توانمندسازی، اجرا، مراقبت، پایش، بازخورد، اصلاح، غنی‌سازی و بهبود نشان می‌دهد که این طرح باید فرایندی یادگیرنده و قابل اصلاح باشد. به این معنا که تجربه مدارس مجری صرفاً به ثبت گزارش‌های اداری محدود نشود، بلکه نتایج آن در اصلاح محتوای آموزشی، روش‌های تدریس و سازوکارهای حمایتی به کار گرفته شود.
از سوی دیگر، تفکیک مسئولیت‌های ستاد، استان، منطقه و مدرسه اهمیت زیادی دارد. اگر اختیارات مدارس افزایش یابد اما منابع، آموزش و پشتیبانی متناسب با آن فراهم نشود، مسئولیت‌های جدید می‌تواند به فشار مضاعف بر مدیران و معلمان منجر شود. بنابراین، اجرای موفق طرح نیازمند تعیین روشن وظایف، تأمین منابع آموزشی و ایجاد سازوکار پاسخ‌گویی در تمام سطوح است.

زیر ذره‌بین فرهنگیان پرس

حرکت از کتاب‌محوری به برنامه‌محوری می‌تواند فرصتی برای تقویت کیفیت آموزش ابتدایی باشد، اما موفقیت آن به نحوه اجرا در کلاس درس بستگی دارد، نه صرفاً به ابلاغ دستورالعمل. معلمان باید بدانند چه اختیاراتی دارند، چه منابعی در اختیارشان قرار می‌گیرد و چگونه می‌توانند برنامه را با نیازهای دانش‌آموزان هماهنگ کنند؛ بدون آنکه با افزایش وظایف، کمبود امکانات یا ابهام در شیوه ارزیابی مواجه شوند. از سوی دیگر، اجرای طرح در حدود ۲۰۰ مدرسه باید فرصتی برای سنجش مستقل نتایج، شناسایی نقاط ضعف و انتشار گزارش‌های شفاف باشد. وزارت آموزش‌وپرورش لازم است مشخص کند این الگو چه تأثیری بر کیفیت یادگیری، مهارت‌های دانش‌آموزان، عدالت آموزشی و بار کاری معلمان داشته است. همچنین باید اطمینان حاصل شود که مدارس محروم و مناطق کم‌برخوردار، به دلیل کمبود منابع و نیروی انسانی، از فرصت‌های پیش‌بینی‌شده در برنامه جدید عقب نمی‌مانند. تحول واقعی زمانی محقق می‌شود که اختیار مدرسه با حمایت مالی و تخصصی همراه باشد و نتایج آن در بهبود تجربه یادگیری دانش‌آموزان قابل مشاهده باشد.