معاون پژوهشی وزارت آموزشوپرورش با انتقاد از نبود نگرشسنجی نسبت به زیست دانشآموزان، از طراحی الگوی «گونهشناسی مخاطب» خبر داد و تأکید کرد که دانشآموزان از آموزش صرف محتوا اشباع شدهاند و به جای تولید محصولات آموزشی، باید به طراحی «موقعیتهای تربیتی» و «محصولات کنشآفرین» روی آورد.
به گزارش فرهنگیان پرس، صادق حسینزاده ملکی، معاون پژوهشی وزارت آموزشوپرورش، در نخستین جلسه شورای عالی پیشگیری با هدف افزایش همگرایی اندیشمندان حوزه تولید محتوا در پیشگیری از اعتیاد که در مجتمع فرهنگی شقایق برگزار شد، با اشاره به چالشهای پیش روی نظام تعلیم و تربیت، بر ضرورت بازنگری اساسی در شیوههای تربیتی تأکید کرد و گفت: «یکی از مهمترین چالشهای امروز، نبود “نگرشسنجی” و “روایتکاوی” از زیست دانشآموزان است؛ یعنی باید بدانیم دانشآموز از پیامهایی که به او منتقل میکنیم چه برداشتی دارد و تصویر ذهنی او چگونه شکل میگیرد.»
معاون پژوهشی وزارت آموزشوپرورش با اشاره به اینکه رویکردهای سنتی دیگر پاسخگوی نیازهای نسل جدید نیست، از طراحی الگوی «گونهشناسی مخاطب» خبر داد و اظهار کرد: «بر این اساس، الگوی گونهشناسی مخاطب را طراحی کردهایم تا روایتها، پیامها و گزارههای تربیتی متناسب با ویژگیها و نیازهای هر گروه از مخاطبان تدوین شود. در بسیاری از موضوعات، از جمله مسائل فرهنگی و اجتماعی، همه مخاطبان نگاه یکسانی ندارند؛ بنابراین در برخی موارد، “مهندسی تصویر” و خلق تصویر ذهنی مناسب، حتی مهمتر از انتقال صرف محتواست.»
او با انتقاد از رویکرد صرفاً محصولمحور در نظام آموزشی، بر لزوم حرکت به سمت طراحی فعالیتهای تربیتی تأکید کرد و گفت: «در کنار تولید محتوا باید برای موقعیتهای تربیتی نیز برنامهریزی شود. اردوگاهها، کانونهای فرهنگی و تربیتی، مدارس، مساجد و سایر محیطهای تربیتی باید به فضاهایی برای تجربه، تعامل و یادگیری عملی تبدیل شوند؛ بهگونهای که دانشآموزان در قالب بازیهای گروهی، فعالیتهای جمعی و تجربههای واقعی، پیامهای تربیتی را درونی کنند.»
ملکی با بیان اینکه ابزار تربیت تنها «محصول» نیست، تصریح کرد: «بخش مهمی از فرایند تربیت، طراحی فعالیتها و موقعیتهایی است که امکان تجربه و کنشگری را برای دانشآموز فراهم میکند. در کشور صدها اردوگاه و بیش از هزار کانون تربیتی وجود دارد که باید از این ظرفیت برای اجرای برنامههای هدفمند تربیتی استفاده شود.» او در ادامه بر ضرورت تولید «محصولات کنشآفرین» تأکید کرد و گفت: «ظرفیت بزرگی از والدین، دانشآموزان، نوجوانان، جوانان و دانشجویان برای مشارکت در فعالیتهای فرهنگی و پیشگیرانه وجود دارد، اما باید ابزارها و برنامههایی در اختیار آنان قرار گیرد تا بتوانند نقش مؤثر و فعال ایفا کنند.»
معاون پژوهشی وزارت آموزشوپرورش با اشاره به تجربههای سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی، به ناکارآمدی روشهای فعلی انتقال محتوا اذعان کرد و گفت: «بسیاری از موضوعاتی که امروز تصور میشود در کتابهای درسی وجود ندارد، در واقع در محتوای آموزشی گنجانده شده است؛ اما پرسش اساسی این است که چرا آثار مورد انتظار حاصل نمیشود. پاسخ این است که دانشآموزان از آموزش و انتقال صرف محتوا اشباع شدهاند و افزودن محتوای جدید، بهتنهایی مسئله را حل نخواهد کرد.»
این اظهارات در حالی مطرح میشود که پیشتر در سومین رویداد ملی مدارس آینده، علیرضا کاظمی وزیر آموزشوپرورش نیز با انتقاد از ساختارهای سنتی، بر لزوم ترسیم «تصویر واقعی مدرسه آینده» و بازآرایی کامل رویکردهای تربیتی تأکید کرده بود . کاظمی در آن رویداد با اشاره به اینکه مدارس فعلی بیشتر شبیه پناهگاه هستند تا محیط تربیت، گفته بود که برنامه درسی فشرده و محدود، بسیاری از فرصتهای تربیتی را از بین برده است .
همچنین حسینزاده ملکی در جایگاه معاون پرورشی و فرهنگی وزارت آموزشوپرورش، پیشتر بر ضرورت مراقبت در برابر آسیبهای روانی و اجتماعی دانشآموزان در شرایط جنگی و اهمیت نقشآفرینی اجتماعی آنان تأکید کرده بود . او با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی اخیر، از اجرای طرحهای غربالگری گسترده برای شناسایی وضعیت دانشآموزان خبر داده و تغییر رویکرد از ارتباط صرف با دانشآموزان به سمت مشارکتدهی و نقشآفرینی آنان را در دستور کار قرار داده بود .
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
نکته قابل تأمل در سخنان ملکی، اذعان صریح به ناکارآمدی روشهای فعلی و تغییر رویکرد از «تولید محتوا» به «طراحی موقعیت تربیتی» است؛ رویکردی که میتواند نقطه عطفی در نظام تعلیم و تربیت کشور باشد، مشروط بر اینکه از شعار فراتر رود و به برنامههای عملیاتی مشخص تبدیل شود. با توجه به اینکه کشور در شرایط آتشبس موقت پس از یک جنگ تحمیلی تمامعیار به سر میبرد و دانشآموزان ماهها با تعطیلیهای مکرر، قطعی اینترنت و فشارهای روانی دستوپنجه نرم کردهاند، طراحی موقعیتهای تربیتی مبتنی بر تجربه و کنشگری میتواند به التیام زخمهای روانی و بازسازی سرمایههای اجتماعی دانشآموزان کمک شایانی کند.
با این حال، تحقق این هدف والا مستلزم تغییر نگاه در سطوح بالای تصمیمگیری و تخصیص منابع کافی به حوزههای پرورشی و فعالیتهای فوقبرنامه است. همچنین ضرورت دارد که الگوی «گونهشناسی مخاطب» هرچه سریعتر از مرحله طراحی خارج و در بستر مدارس و کانونهای تربیتی به اجرا درآید تا بتواند پاسخگوی نیازهای متنوع نسل جوان در شرایط پیچیده امروز باشد. اگر این تغییر رویکرد با جدیت دنبال شود، میتواند نظام آموزشی را از انفعال صرف به سمت پویایی و کنشگری مؤثر سوق دهد و نسلی توانمند، پرسشگر و مسئولیتپذیر را برای آینده کشور تربیت کند.
