سرپرست مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش‌وپرورش از بررسی طرحی برای تفکیک دریافت دیپلم از آزمون‌های ورود به دانشگاه خبر داد که در صورت تصویب، کنکور حذف و آزمون جامع پایان دوره جایگزین آن خواهد شد؛ طرحی که هنوز نهایی نشده و زمان احتمالی اجرای آن ۱۴۰۷ اعلام شده است.
به گزارش فرهنگیان پرس، عبدالرضا فولادوند، سرپرست مرکز ارزشیابی و تضمین کیفیت نظام آموزش‌وپرورش، از بررسی طرحی برای تغییر شیوه ارزشیابی دانش‌آموزان و نحوه ورود به دانشگاه خبر داد که بر اساس آن، فرایند دریافت دیپلم از آزمون‌های ورود به آموزش عالی تفکیک می‌شود و در صورت تصویب، آزمون جامع پایان دوره جایگزین سازوکار فعلی کنکور خواهد شد.
فولادوند در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا اظهار کرد: این طرح در شورای معین ستاد انقلاب فرهنگی و همچنین شورای عالی آموزش‌وپرورش مطرح شده، اما برای نهایی شدن باید در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز مورد بررسی و کارشناسی قرار گیرد.
او تأکید کرد که طرح در حال حاضر در مرحله مقدماتی قرار دارد و هنوز تصویب نشده است. بنابراین هرگونه تغییر در شیوه دریافت دیپلم، برگزاری آزمون پایان دوره یا نحوه پذیرش دانشگاه‌ها در شرایط فعلی قطعی نیست و اجرای آن منوط به طی مراحل قانونی و تصویب نهایی خواهد بود.
بر اساس پیشنهاد مطرح‌شده، دانش‌آموزان در پایان دوره متوسطه می‌توانند با شرکت در مجموعه‌ای از آزمون‌ها و کسب امتیاز لازم، فارغ‌التحصیل شوند. در ادامه نیز آزمون جامع پایان دوره می‌تواند مبنایی برای سنجش داوطلبان ورود به دانشگاه قرار گیرد و دانشگاه‌ها بر اساس امتیاز و عملکرد دانش‌آموزان، پذیرش خود را انجام دهند.
این طرح در صورت تصویب، یکی از مهم‌ترین تغییرات در سازوکار سنجش و پذیرش دانش‌آموزان در سال‌های اخیر خواهد بود؛ زیرا نقش آزمون سراسری در ورود به دانشگاه را تغییر داده و فرآیند ارزیابی پایان دوره متوسطه را به بخش مهم‌تری از مسیر ورود به آموزش عالی تبدیل می‌کند.

آزمون جامع به جای کنکور

فولادوند درباره جزئیات پیشنهاد ارائه‌شده گفت آزمون پایان دوره قرار است به شکل یک آزمون جامع برگزار شود و از نظر ساختار، مشابه آزمون‌های جامع دانشگاهی باشد.
او توضیح داد: چند ماده درسی مشخص برای این آزمون‌ها اعلام خواهد شد و دانش‌آموزانی که تمایل داشته باشند، می‌توانند در آزمون‌های مربوط شرکت کنند و بر اساس نتایج کسب‌شده، دیپلم خود را دریافت کنند. همچنین دانشگاه‌ها می‌توانند پذیرش دانشجویان را بر اساس امتیاز و عملکرد داوطلبان در این آزمون‌ها انجام دهند.
در این مدل، دانشگاه‌ها اختیار بیشتری برای انتخاب دانشجویان موردنظر خود بر اساس امتیازهای به‌دست‌آمده خواهند داشت و داوطلبانی که امتیاز بالاتری کسب کنند، در فرآیند پذیرش مورد توجه قرار خواهند گرفت.
با این حال، فولادوند بار دیگر تأکید کرد: «این طرح در حال حاضر در مرحله مقدماتی قرار دارد و هنوز نهایی نشده است.»
به گفته او، در صورت فراهم شدن زیرساخت‌های لازم، این طرح قابلیت اجرا خواهد داشت و در پیشنهاد اولیه، سال ۱۴۰۷ به عنوان زمان احتمالی اجرای آن مطرح شده است. با این حال، این زمان‌بندی نیز قطعی نیست و اجرای آن به تصویب نهایی طرح و فراهم شدن زیرساخت‌های مورد نیاز بستگی دارد.
فولادوند همچنین گفت در برنامه اولیه، برای سال آینده برخی دروس از جمله زیست‌شناسی مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ موضوعی که نشان می‌دهد اجرای چنین طرحی در صورت تصویب، به تدریج و با تعیین مواد درسی مشخص دنبال خواهد شد.
طرح جدید در شرایطی مطرح شده که نظام سنجش و پذیرش دانشجو در سال‌های اخیر با تغییرات متعددی روبه‌رو بوده است. افزایش نقش سوابق تحصیلی و امتحانات نهایی، یکی از مهم‌ترین این تغییرات بوده و در مصوبه‌های جدید نیز همچنان موضوع تعداد دروس نهایی و میزان اثرگذاری آنها در پذیرش دانشگاه‌ها در حال تنظیم است.
بر اساس مصوبه‌ای که در سال ۱۴۰۵ ابلاغ شده، تصمیم‌گیری درباره تعداد دروس آزمون نهایی برای تشکیل سابقه تحصیلی در آزمون سراسری سال ۱۴۰۷ و پس از آن به شورای عالی آموزش‌وپرورش واگذار شده است؛ البته تعداد این دروس نمی‌تواند از حداقل‌های تعیین‌شده در مصوبات پیشین کمتر باشد. همچنین طبق مقررات جاری برای آزمون سراسری ۱۴۰۵، سوابق تحصیلی پایه یازدهم و دوازدهم در فرایند سنجش و پذیرش نقش دارند.

فاصله گرفتن آموزش‌وپرورش از فشار کنکور

یکی از استدلال‌های مطرح‌شده برای طرح جدید، کاهش فشار کنکور بر نظام آموزش‌وپرورش است. فولادوند معتقد است در شرایط فعلی، سنگینی کنکور تا حد زیادی بر عملکرد آموزش‌وپرورش اثر گذاشته و باعث شده این نهاد در برخی موارد از کارکردهای اصلی خود فاصله بگیرد.
او گفت: «هدف اصلی آموزش‌وپرورش باید تعلیم و تربیت، آموزش مهارت‌های موردنیاز دانش‌آموزان، تقویت سبک زندگی و آماده‌سازی آنان برای زندگی آینده باشد.»
بر اساس این دیدگاه، اگر آزمون ورود به دانشگاه از فرآیند عادی تعلیم و تربیت مدرسه جدا شود، مدارس می‌توانند تمرکز بیشتری بر آموزش رسمی، مهارت‌آموزی، تربیت اجتماعی و آماده‌سازی دانش‌آموزان برای زندگی داشته باشند.
فولادوند افزود: «می‌توان محتوای آموزشی را به‌درستی تدوین و تدریس کرد و فرایند آموزش را از دغدغه‌های مربوط به کنکور جدا ساخت.»
این مسئله در سال‌های گذشته نیز یکی از محورهای بحث درباره کنکور بوده است. افزایش تأثیر سوابق تحصیلی و توسعه امتحانات نهایی با هدف تغییر وزن آزمون تستی در سنجش داوطلبان دنبال شده و اکنون نیز سیاست‌گذاری درباره تعداد دروس نهایی برای سال‌های آینده ادامه دارد.
در صورت اجرای طرح پیشنهادی فولادوند، مرحله بعدی این تغییر می‌تواند تبدیل آزمون جامع پایان دوره به ابزار اصلی سنجش داوطلبان ورود به دانشگاه باشد. در این صورت، شیوه طراحی آزمون، استانداردسازی سؤالات، نحوه تصحیح، امنیت آزمون، اعتبار امتیازها و نحوه مقایسه عملکرد دانش‌آموزان در سراسر کشور اهمیت ویژه‌ای پیدا خواهد کرد.
از سوی دیگر، پذیرش دانشگاه‌ها بر اساس امتیاز آزمون جامع نیازمند سازوکار شفاف و یکسان برای تمام دانش‌آموزان است. تفاوت امکانات آموزشی مدارس، دسترسی دانش‌آموزان به کلاس‌های تقویتی و آموزشی و اختلاف شرایط اقتصادی خانواده‌ها از جمله عواملی است که در طراحی چنین نظامی باید مورد توجه قرار گیرد.

چالش اجرای طرح جدید

تغییر شیوه سنجش دانش‌آموزان تنها با تغییر نام آزمون یا جایگزین کردن یک آزمون جامع به جای کنکور امکان‌پذیر نیست. اگر آزمون جامع پایان دوره نیز به یک آزمون سرنوشت‌ساز برای ورود به دانشگاه تبدیل شود، این احتمال وجود دارد که بخش مهمی از فشار آموزشی و رقابت موجود صرفاً از کنکور به آزمون جدید منتقل شود.
بنابراین، تفاوت اصلی طرح جدید با سازوکار فعلی باید در نوع سنجش و میزان ارتباط آن با آموزش مدرسه مشخص شود. اگر هدف، کاهش وابستگی آموزش‌وپرورش به آزمون‌های رقابتی است، لازم است آزمون جامع بر مبنای محتوای واقعی برنامه درسی، مهارت‌های مورد نیاز و استانداردهای آموزشی طراحی شود و صرفاً به آزمونی جدید با همان کارکرد کنکور تبدیل نشود.
همچنین تعیین نقش دانشگاه‌ها در پذیرش دانشجو باید به صورت دقیق مشخص شود. نحوه استفاده دانشگاه‌ها از امتیاز آزمون، حدود اختیار آنها، معیارهای پذیرش و نحوه ایجاد فرصت اعتراض یا بررسی مجدد نتایج، از جمله جزئیاتی است که بدون تعیین آنها نمی‌توان درباره شکل نهایی این طرح قضاوت کرد.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

تغییر شیوه سنجش و پذیرش دانشجو زمانی می‌تواند به کاهش فشار بر دانش‌آموزان و مدارس منجر شود که مسئله از ریشه حل شود؛ زیرا صرف حذف نام «کنکور» الزاماً به معنای حذف کنکورزدگی نیست. اگر آزمون جامع پایان دوره به تنها مسیر اصلی ورود به دانشگاه تبدیل شود، ممکن است بازار کلاس‌های تستی و رقابت فشرده آموزشی با شکل جدیدی ادامه پیدا کند. بنابراین پیش از اجرای چنین طرحی باید مشخص شود آزمون جامع دقیقاً چه مهارت‌هایی را می‌سنجد، چگونه استاندارد می‌شود، چه نسبتی با آموزش مدرسه دارد و چگونه از ایجاد نابرابری میان دانش‌آموزان مناطق مختلف جلوگیری خواهد شد. همچنین معلمان باید در طراحی محتوای ارزشیابی و تعیین استانداردهای سنجش نقش واقعی داشته باشند؛ زیرا هر تغییر در نظام آزمون مستقیماً بر شیوه تدریس، برنامه مدرسه و فشار کاری معلمان اثر می‌گذارد. مهم‌تر از همه، چون طرح فعلاً در مرحله پیشنهاد است، اطلاع‌رسانی شفاف درباره مراحل کارشناسی و تصویب آن ضروری است تا دانش‌آموزان، والدین و مدارس بر اساس یک طرح نهایی‌نشده تصمیم‌های آموزشی بلندمدت نگیرند.