به گزارش فرهنگیان پرس، نشست تخصصی «تحول مفاهیم شهری و مسیر حرکت به سوی شهرهای دانشبنیان» صبح پنجشنبه ۲۳ مهرماه ۱۴۰۵ در اتاق بازرگانی اصفهان با حضور اسفندیار اختیاری، معاون سیاستگذاری و توسعه معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاستجمهوری و جمعی از مدیران شهری، فعالان اقتصادی و دانشگاهیان برگزار شد. اختیاری در این نشست با تشریح مفاهیم بنیادین اقتصاد دانشبنیان و تفاوت آن با اقتصاد فیزیکی، به تبیین ضرورت تحول در نگاه مدیران شهری پرداخت.
دانش، حلقه گمشده زیستبوم شهری
اختیاری سخنان خود را با یک پرسش بنیادین آغاز کرد: «وقتی اکوسیستم نوآوری در اصفهان و در شهرهای مختلف داریم، سؤال اصلی این است که این اکوسیستم چقدر توانسته با مردم یک شهر ارتباط برقرار کند؟ چقدر توانسته در حل مشکلات شهری از این دانش استفاده شود؟» او با اشاره به ظرفیتهای اصفهان در حوزه اقتصاد دانشبنیان گفت: «شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان در مکانی بسیار مناسب قرار گرفته و کارکرد بسیار خوبی دارد؛ اما چرا در بدنه شهر اصفهان آن را نمیبینید؟»
معاون سیاستگذاری معاونت علمی، پاسخ این پرسشها را در یک جمله خلاصه کرد: «دانش در بدنه زیستبوم شهری رواج پیدا نکرده است.» او با انتقاد از رویکردهای سنتی توسعه شهری اظهار کرد: «هنوز وقتی درباره توسعه صنایع صحبت میکنید، از صنایعی سخن به میان میآید که آببر و آلاینده هستند؛ در حالی که برای حرکت به سمت توسعه پایدار، باید این نگاه اصلاح شود.»
اختیاری با تعریف شهر هوشمند بهعنوان «شهری که با بهرهگیری از ظرفیت افراد و شرکتهای توانمند، مسائل و چالشهای خود را حل میکند»، تصریح کرد: «برای تحقق شهر هوشمند، بیش از آنکه به قانون نیاز داشته باشیم، به مدیران شهری نیازمندیم که چنین نگاهی داشته باشند.»
شهر دانشبنیان؛ تعریفی که باید در عمل محقق شود
اختیاری در بخش اصلی سخنان خود به تبیین مفهوم «شهر دانشبنیان» پرداخت و گفت: «شهر دانشبنیان شهری است که با تکیه بر دانش، سرمایه انسانی و نوآوری، بهصورت نظاممند و با بهرهگیری از حکمرانی هوشمند، ارزش اقتصادی ایجاد میکند، کیفیت زندگی شهروندان را ارتقا میدهد و زمینه توسعه پایدار شهری را فراهم میسازد.»
او با تأکید بر اینکه «تحقق این هدف به مشارکت همه بخشهای شهر نیاز دارد و نمیتوان آن را به یک مجموعه یا نهاد محدود کرد»، افزود: «این اتفاق حاصل همافزایی میان بخشهای مختلف شهری است؛ از استاندار و فرماندار گرفته تا اعضای شورای شهر، مدیرکل صنعت و مدیرکل محیط زیست — همه باید کنار هم تصمیم بگیرند.»
معاون سیاستگذاری معاونت علمی با اشاره به اینکه «حق انتخاب نداریم و باید به سمت بهرهگیری از دانش و نوآوری در مدیریت شهری حرکت کنیم»، خاطرنشان کرد: «در شهری که هوشمند نیست، مسئله صرفاً کمبود پروژه نیست، بلکه نبود یک الگوی توسعه مبتنی بر دانش و نوآوری است.»
یزد؛ نخستین پایلوت شهر دانشبنیان
اختیاری در بخش پایانی سخنان خود به تجربه اجرای پایلوت شهر دانشبنیان در یزد اشاره کرد و گفت: «یزد بهعنوان نخستین شهر دانشبنیان کشور انتخاب شده است.» بر اساس گزارشهای منتشرشده، ایده شهر دانشبنیان نخستینبار سه سال پیش توسط اختیاری در شورای راهبری فناوریها و تولیدات دانشبنیان — که مصوبات آن در حکم مصوبات هیئت دولت است — به تصویب رسید و یزد بهعنوان نخستین پایلوت کشوری انتخاب شد .
او با اشاره به دلایل انتخاب یزد اظهار کرد: «یزد به دلیل برخورداری از وسعت کمتر و سرانه بالای شرکتهای دانشبنیان، برای آغاز این مسیر انتخاب شده است.» اختیاری درباره چالشهای اجرای این طرح گفت: «آیا خیلی آسان دارد پیاده میشود؟ نه، سه چهار سال است که روی این زمینه کار میکنیم.»
معاون سیاستگذاری معاونت علمی با اشاره به محورهای اصلی نقشه راه «شهر دانشبنیان یزد» تصریح کرد: «حکمرانی هماهنگ شهری، توسعه زیرساختهای دیجیتال، ایجاد زیستبوم نوآوری فعال، تقویت پیوند دانشگاه، پارک علم و فناوری و صنعت، توسعه اقتصاد نوآورانه، مشارکت شهروندان و پایش و ارزیابی مستمر از جمله این موارد است.»
اختیاری در پایان با تأکید بر ضرورت تدوین شاخصهای مشخص برای ارزیابی روند توسعه دانشبنیان گفت: «باید شاخصهای زیربنایی، فرایندی و پیامدی متناسب با شرایط شهر، شهرستان و استان خود تعریف کنید تا امکان برنامهریزی، ارزیابی و سنجش میزان تحقق اهداف فراهم شود.» او همچنین خاطرنشان کرد: «باید زیستبوم شهریمان را به زیستبوم نوآوری پیوند بزنیم. نمیتواند دو زیستبوم متفاوت با هم باشد. این دو باید با هم درگیر شوند و به هم کمک کنند تا ما بتوانیم پیشرفت کشور را داشته باشیم.»
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
سخنان اسفندیار اختیاری در اتاق بازرگانی اصفهان، فراتر از یک نشست تخصصی برای مدیران شهری، حاوی یک اعتراف صریح درباره شکاف میان «زیستبوم نوآوری» و «بدنه شهر» است. او بهدرستی میپرسد که چرا شهرک علمی و تحقیقاتی اصفهان — با همه دستاوردهایش — در زندگی روزمره شهروندان اصفهانی قابل لمس نیست. این پرسش، در واقع همان پرسشی است که معلمان و فرهنگیان نیز بارها با آن مواجهاند: چرا فناوری و دانش تولیدشده در دانشگاهها، به کلاسهای درس و زندگی دانشآموزان راه پیدا نمیکند؟ اگر شهر دانشبنیان قرار است به «ارتقای کیفیت زندگی» منجر شود، اولین جایی که باید این ارتقا را حس کرد، مدرسه است؛ جایی که نسل آینده شکل میگیرد. اما نظام آموزشی کشور، همچنان با روشهای سنتی و محتوای بهروز نشده اداره میشود و کمتر نشانی از پیوند با زیستبوم نوآوری در آن دیده میشود.
نکته قابل تأمل دیگر، تأکید اختیاری بر ضرورت «همافزایی همه نهادهای شهری» است. او بهدرستی میگوید که شهر دانشبنیان با یک بخشنامه یا تصمیم یک دستگاه محقق نمیشود. اما تجربه سالهای گذشته در ایران نشان میدهد که بزرگترین مانع در این مسیر، نه فقدان قانون یا شاخص، بلکه فقدان «حکمرانی هماهنگ» است. شهرداری، استانداری، اداره کل صنعت، محیط زیست و آموزش و پرورش، هر کدام جزیرهای مستقل عمل میکنند و کمتر پیش میآید که برای یک هدف مشترک، منابع و اختیارات خود را تجمیع کنند. پایلوت یزد، اگرچه گامی مثبت است، اما پرسش اساسی اینجاست: آیا این پایلوت به یک الگوی قابل تکرار در سایر شهرها تبدیل خواهد شد یا به یک پروژه نمایشی محدود به همان استان باقی میماند؟ تجربه طرحهای مشابه در ایران — از شهر هوشمند تا شهر خلاق — نشان میدهد که بسیاری از این طرحها، پس از مدتی به فراموشی سپرده شدهاند.
در نهایت، باید توجه داشت که شهر دانشبنیان، پیش از آنکه یک پروژه فنی یا اقتصادی باشد، یک پروژه فرهنگی و آموزشی است. اگر شهروندان — و مهمتر از آنها، معلمان و دانشآموزان — با مفاهیم پایه دانشبنیان، نوآوری و تفکر انتقادی آشنا نباشند، شهر دانشبنیان به مجموعهای از سامانهها و ساختمانهای مدرن تقلیل خواهد یافت که در آن، انسانها همچنان با روشهای سنتی زندگی و کار میکنند. اختیاری بهدرستی گفت که «شهرها دانشبنیان نمیشوند، شهرها هوشمند میشوند»؛ اما باید افزود که شهرها، پیش از هر چیز، با آموزش و پرورش، دانشبنیان میشوند. بدون سرمایهگذاری در آموزش پایه و تربیت نسلی که بیاموزد، بپرسد و بیافریند، هیچ شهر دانشبنیانی ساخته نخواهد شد.
