رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به جمعیت حدود ۱۱ میلیون نفری سالمندان در ایران، نسبت به شتاب سالمندی جمعیت هشدار داد و گفت با ادامه روند کنونی، سهم سالمندان از جمعیت کشور در سال‌های آینده به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد؛ روندی که علاوه بر پیامدهای جمعیتی، موضوع درآمد، حمایت اجتماعی، تنهایی، مناسب‌سازی محیط و توانمندسازی سالمندان را به یکی از مسائل مهم آینده کشور تبدیل می‌کند.
به گزارش فرهنگیان پرس، سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، در مراسم روز جهانی سالمند با اشاره به اینکه سالمندان حدود ۱۱ میلیون نفر از جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند، گفت کشور با سرعت بالایی به سمت سالمندی حرکت می‌کند و لازم است سیاست‌های اجتماعی از نگاه صرفاً حمایتی به سمت توانمندسازی سالمندان، تقویت خانواده و مناسب‌سازی محیط زندگی تغییر کند.
حسینی با اشاره به شاخص‌های جمعیتی اظهار کرد: اگر ۱۴ تا ۲۱ درصد جمعیت یک کشور بالای ۶۰ سال باشند، آن کشور سالمند محسوب می‌شود و ایران در حال ورود به این مرحله است.
او افزود: نرخ رشد جمعیت کشور ۱.۲۴ درصد، اما نرخ رشد جمعیت سالمندان ۴.۴۵ درصد است و بر اساس برآوردهای مطرح‌شده، در سال ۱۴۲۲ پنجره جمعیتی کشور بسته خواهد شد و جمعیت سالمند از جمعیت جوان پیشی خواهد گرفت. همچنین پیش‌بینی شده است در سال ۱۴۳۰ حدود ۳۳ درصد جمعیت ایران بالای ۶۰ سال باشند.
این تغییر صرفاً یک تحول آماری نیست و می‌تواند ساختار اقتصادی و اجتماعی کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد. افزایش تعداد سالمندان به معنای افزایش نیاز به خدمات سلامت، مراقبت اجتماعی، حمایت‌های درآمدی، حمل‌ونقل مناسب، مسکن متناسب با نیازهای سالمندان و محیط‌های شهری دسترس‌پذیر است.

سالمندی و کاهش درآمد

رئیس سازمان بهزیستی کشور با اشاره به وضعیت اقتصادی بخشی از سالمندان گفت: از ۷۰ سالگی به بعد، ۷۰ درصد افراد با کاهش درآمد مواجه می‌شوند و میانگین دهک درآمدی آنان نیز پایین‌تر از افراد زیر ۷۰ سال است. همچنین ۴۵ درصد افراد بالای ۷۰ سال با کاهش دارایی مواجه هستند.
این وضعیت نشان می‌دهد سالمندی در کنار بُعد جمعیتی، یک مسئله اقتصادی نیز محسوب می‌شود. کاهش درآمد پس از خروج از بازار کار، افزایش هزینه‌های درمان و مراقبت و وابستگی بیشتر برخی سالمندان به حمایت‌های خانوادگی یا اجتماعی می‌تواند فشار مضاعفی بر خانواده‌ها و نظام رفاهی کشور وارد کند.
حسینی همچنین اعلام کرد ۵۰ درصد مستمری‌بگیران سازمان بهزیستی را سالمندان تشکیل می‌دهند و سالمندان ۲۲ درصد معلولان و ۹ درصد بیماران خاص کشور را نیز شامل می‌شوند.
به گفته او، یکی دیگر از مسائل قابل توجه، وضعیت زنان سالمند سرپرست خانوار است. ۷۷ هزار زن سرپرست خانوار سالمند تحت پوشش بهزیستی قرار دارند که ۵۱ هزار نفر از آنها در طرح توانمندسازی قرار گرفته‌اند.
این آمار اهمیت سیاست‌های پیشگیرانه و توانمندساز را بیشتر می‌کند؛ زیرا افزایش تعداد سالمندان، بدون تقویت زیرساخت‌های اقتصادی و اجتماعی، می‌تواند وابستگی بخشی از این جمعیت به حمایت‌های رسمی و خانوادگی را افزایش دهد.

از سالمندی مخاطره‌آمیز تا سالمندی سالم

حسینی با تأکید بر ضرورت تغییر نگاه جامعه به سالمندی اظهار کرد: می‌توان به سالمندی نگاهی فرصت‌آفرین یا تهدیدآمیز داشت و باید تلاش کرد این دوره از زندگی که می‌تواند سرشار از فرصت باشد، مورد توجه قرار گیرد.
او افزود: یکی از ۱۳ چرخش تحول‌آفرین در سازمان بهزیستی، حرکت از «سالمندی مخاطره‌آمیز» به سمت «سالمندی سالم» است. مبنای این تغییر نیز عبور از نگاه فردمحور به سالمندی و توجه همزمان به خانواده، جامعه و محیط پیرامون سالمندان است.
این تغییر رویکرد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا سالمندی الزاماً به معنای ناتوانی نیست. بخشی از مشکلاتی که سالمندان با آن مواجه می‌شوند، می‌تواند ناشی از محیط نامناسب، نبود دسترسی آسان به خدمات، محدودیت حمل‌ونقل عمومی یا ضعف شبکه‌های اجتماعی و خانوادگی باشد.
حسینی نیز بر همین مسئله تأکید کرد و گفت: در گذشته تمرکز بر جبران کمبودهای سالمندان بود، اما امروز باید چتر حمایتی خانواده و جامعه را تقویت کرد.
او افزود: افراد نباید صرفاً به دلیل سالمند یا معلول بودن، ناتوان تلقی شوند؛ بلکه محیط نیز در ایجاد یا رفع ناتوانی نقش دارد و با مناسب‌سازی و دسترس‌پذیر کردن محیط برای همه افراد جامعه، می‌توان زمینه توانمندی و توسعه را فراهم کرد.
موضوع سالمندی جمعیت در سال‌های اخیر نیز به یکی از محورهای مهم سیاست‌گذاری جمعیتی کشور تبدیل شده است. در این میان، مسئله تنها افزایش تعداد سالمندان نیست؛ بلکه نسبت میان جمعیت فعال اقتصادی، کودکان و سالمندان و توان نظام‌های بازنشستگی، سلامت و رفاه اجتماعی برای پاسخگویی به نیازهای این جمعیت نیز اهمیت دارد.
از سوی دیگر، کاهش نرخ باروری و افزایش امید به زندگی باعث می‌شود سهم سالمندان در ساختار جمعیتی افزایش یابد. بنابراین برنامه‌ریزی برای سالمندی باید سال‌ها پیش از رسیدن جمعیت به سنین بالاتر آغاز شود و حوزه‌هایی مانند اشتغال، بیمه، سلامت، شهرسازی، حمل‌ونقل و خدمات اجتماعی را همزمان دربرگیرد.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

مسئله سالمندی ایران را نمی‌توان صرفاً به سازمان بهزیستی یا پرداخت مستمری محدود کرد. اگر پیش‌بینی افزایش سهم سالمندان در سال‌های آینده محقق شود، کشور با تغییر گسترده‌ای در نیازهای اجتماعی و اقتصادی مواجه خواهد شد. مهم‌ترین راهکار، حرکت از سیاست‌های واکنشی به برنامه‌ریزی پیشگیرانه است؛ یعنی سالمندی سالم باید از سال‌های میانسالی آغاز شود و آموزش، سلامت، مشارکت اجتماعی، امنیت درآمدی و مناسب‌سازی محیط از پیش در سیاست‌گذاری دیده شود.
همچنین خانواده نباید تنها تکیه‌گاه نظام مراقبت از سالمندان باشد. تقویت خدمات مراقبت در منزل، توسعه مراکز روزانه، مناسب‌سازی شهرها و حمل‌ونقل عمومی، حمایت از زنان سالمند سرپرست خانوار و ایجاد فرصت‌های مشارکت اجتماعی برای سالمندان می‌تواند بخشی از فشار آینده را کاهش دهد. مهم‌تر از همه، باید میان «سالمند بودن» و «ناتوان بودن» تفاوت گذاشت؛ زیرا سیاستی که سالمندان را صرفاً گروهی نیازمند حمایت می‌بیند، ظرفیت تجربه، مهارت و مشارکت اجتماعی میلیون‌ها شهروند سالمند را نادیده می‌گیرد.