رئیس سازمان بهزیستی کشور با اعلام رشد ۴۱۰ درصدی مشارکتهای مردمی در جنگ اخیر و جذب یکهزار و ۷۵۰ میلیارد تومان کمک طی ۴۰ روز، بر ضرورت تقویت تابآوری اجتماعی و رسیدگی به آسیبهای روانی پس از بحران تأکید کرد. سید جواد حسینی همچنین از غربالگری روانی ۴۳۰ هزار نفر خبر داد و دانشگاه فرهنگیان را یکی از ظرفیتهای مهم برای توسعه مسئولیت اجتماعی، کاهش بازماندگی از تحصیل و اجرای طرحهایی مانند «مدرسه بدون دیوار» و «بانک زمان» دانست.
به گزارش فرهنگیان پرس، سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، در نشست تخصصی «تابآوری اجتماعی در جنگ» با حضور رئیس، معاونان، اعضای هیئت علمی و مدیران گروههای آموزشی دانشگاه فرهنگیان خراسان رضوی، از افزایش چشمگیر مشارکتهای مردمی در حمایت از گروههای آسیبپذیر خبر داد و اعلام کرد که طی ۴۰ روز جنگ اخیر، یکهزار و ۷۵۰ میلیارد تومان کمک مردمی به این سازمان اختصاص یافته است. به گفته او، این میزان مشارکت در مقایسه با دوره مشابه، ۴۱۰ درصد افزایش داشته و ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای اجتماعی برای کاهش آسیبهای ناشی از بحران را برجسته کرده است.
حسینی در این نشست با تشریح ابعاد روانی، اجتماعی و اقتصادی بحرانها، بر ضرورت عبور از رویکردهای صرفاً حمایتی و حرکت به سمت تقویت ظرفیتهای اجتماعی تأکید کرد. او معتقد است بحرانها در کنار پیامدهای آسیبزا، میتوانند زمینهای برای تقویت همبستگی و افزایش مسئولیتپذیری اجتماعی فراهم کنند؛ ظرفیتی که در صورت برنامهریزی صحیح، قابلیت تبدیلشدن به بخشی از راهبردهای پایدار حمایت اجتماعی را دارد.
با این حال، افزایش کمکهای مردمی بهتنهایی به معنای رفع آسیبهای اجتماعی نیست. استمرار حمایت از خانوادههای نیازمند، شناسایی گروههای در معرض خطر و تبدیل مشارکتهای مقطعی به برنامههای منظم، از جمله مسائلی است که در مسیر تقویت تابآوری اجتماعی باید مورد توجه قرار گیرد.
افزایش مشارکتهای مردمی و ضرورت حمایت پایدار از آسیبدیدگان
بر اساس اظهارات رئیس سازمان بهزیستی، رشد مشارکتهای مردمی در جریان جنگ اخیر، نمونهای از تقویت همیاری اجتماعی در شرایط بحران است. او با اشاره به جذب یکهزار و ۷۵۰ میلیارد تومان کمک طی ۴۰ روز، این روند را نشانهای از ظرفیت جامعه برای سازماندهی حمایتهای مردمی دانست و بر اهمیت فعالسازی این ظرفیت در حوزههای مختلف اجتماعی تأکید کرد.
آمارهای منتشرشده پیش از این نیز از روند افزایشی مشارکتهای مردمی در سازمان بهزیستی حکایت داشت. بر اساس گزارش خبرگزاری تسنیم در ۱۴ دی ۱۴۰۴، مجموع مشارکتهای نقدی، غیرنقدی و خدماتی جذبشده توسط این سازمان در ششماهه نخست سال ۱۴۰۴ به حدود ۲ هزار و ۹۹۰ میلیارد تومان رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل، رشد ۳۷ درصدی را نشان میداد.
همچنین، طبق گزارش دیگری از تسنیم در ۲۷ تیر ۱۴۰۵، مجموع مشارکتهای مردمی بهزیستی در سال ۱۴۰۴ از ۴ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان در سال ۱۴۰۳ به ۷ هزار و ۳۰۰ میلیارد تومان رسید؛ افزایشی که معادل ۵۳ درصد اعلام شد. این آمار نشان میدهد توسعه مشارکتهای مردمی تنها به دوره جنگ محدود نبوده و در سال پیش از آن نیز روندی افزایشی داشته است.
این روند، اهمیت طراحی سازوکارهایی را نشان میدهد که بتوانند مشارکتهای مردمی را به حمایتهای هدفمند و قابل ارزیابی تبدیل کنند. شناسایی دقیق نیازهای مددجویان، اولویتبندی خانوادههای آسیبپذیر، جلوگیری از موازیکاری نهادهای حمایتی و انتشار گزارشهای شفاف درباره نحوه هزینهکرد کمکها، از جمله اقداماتی است که میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند.
در چنین شرایطی، مسئولیت سازمان بهزیستی صرفاً جذب کمکهای مالی نیست، بلکه باید اطمینان حاصل شود که منابع جمعآوریشده متناسب با نیازهای واقعی جامعه هدف هزینه میشوند. خانوادههایی که در اثر بحران با آسیبهای اقتصادی، از دستدادن درآمد یا مشکلات مسکن مواجه شدهاند، به حمایتهایی فراتر از کمکهای کوتاهمدت نیاز دارند؛ حمایتهایی که بتوانند زمینه بازگشت تدریجی آنان به شرایط پایدار زندگی را فراهم کنند.
رصد سلامت روان؛ ضرورت مداخله پس از بحران
یکی دیگر از محورهای مهم سخنان حسینی، توجه به پیامدهای روانی جنگ و ضرورت مداخله بهموقع برای پیشگیری از تشدید آسیبها بود. او با اشاره به اجرای طرح «رصد روان» اعلام کرد که تاکنون ۴۳۰ هزار نفر در این طرح پایش شدهاند و ۷۱ هزار نفر از افراد بررسیشده در گروه پرخطر قرار گرفتهاند و تحت مداخلات تخصصی قرار دارند.
اهمیت این موضوع در آن است که آثار روانی بحران ممکن است حتی پس از پایان درگیریها نیز ادامه پیدا کند. اضطراب، اختلال خواب، نگرانی درباره آینده خانواده، سوگ، تجربه فقدان و فشارهای اقتصادی میتوانند زندگی روزمره افراد را تحت تأثیر قرار دهند. کودکان، نوجوانان، خانوادههای آسیبدیده و افرادی که پیش از بحران نیز با مشکلات روانی یا اجتماعی مواجه بودهاند، ممکن است به توجه و حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
گزارش خبرگزاری تسنیم در ۱۱ مرداد ۱۴۰۵ درباره برنامههای غربالگری سلامت روان سازمان بهزیستی نیز از مشارکت ۴۳۵ هزار و ۱۵۹ نفر در طرح ملی سنجش سلامت روان حکایت داشت. در این گزارش، ۷۰ هزار و ۷۲۳ نفر در گروه پرخطر شناسایی شده بودند و ۲۳ هزار و ۲۶۸ نفر برای دریافت خدمات تخصصی روانشناختی به مراکز منتخب معرفی شدند.
این ارقام، ضرورت تفکیک میان شناسایی اولیه افراد در معرض خطر و دریافت واقعی خدمات تخصصی را نشان میدهد. غربالگری زمانی اثربخش خواهد بود که پس از شناسایی افراد، مسیر روشنی برای ارزیابی تخصصی، مشاوره، درمان و پیگیری وضعیت آنان وجود داشته باشد. همچنین، دسترسی به خدمات باید بهگونهای باشد که محدودیتهای مالی، فاصله جغرافیایی یا ناآگاهی خانوادهها مانع مراجعه افراد نیازمند نشود.
در همین چارچوب، حسینی بر اهمیت مداخله در ماههای نخست پس از بحران تأکید کرد و مفهوم «رشد پس از سانحه» یا PTG را در کنار ضرورت توجه به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) مورد اشاره قرار داد. رشد پس از سانحه به تغییرات مثبت احتمالی در نگرش، روابط و تواناییهای فرد پس از مواجهه با تجربهای دشوار اشاره دارد؛ اما این مفهوم به معنای نادیدهگرفتن رنج آسیبدیدگان یا انتظار برای عبور خودبهخودی از بحران نیست.
بنابراین، تقویت تابآوری اجتماعی باید همزمان دو مسیر را دنبال کند: از یک سو، فراهمکردن خدمات تخصصی برای افرادی که دچار آسیب شدهاند و از سوی دیگر، افزایش ظرفیت خانوادهها، مدارس و شبکههای محلی برای مواجهه مؤثرتر با بحرانهای آینده.
دانشگاه فرهنگیان و ظرفیت مدرسه برای توسعه همیاری اجتماعی
رئیس سازمان بهزیستی کشور در بخش دیگری از سخنان خود، دانشگاه فرهنگیان را یکی از ظرفیتهای مهم برای گسترش مسئولیت اجتماعی و نهادینهکردن فرهنگ همیاری دانست. از نگاه وی، پیوند میان توان تخصصی سازمان بهزیستی و ظرفیت تربیتی دانشگاه فرهنگیان میتواند به طراحی و اجرای برنامههایی منجر شود که دانشجومعلمان، معلمان و خانوادهها را در فرایند تقویت سلامت اجتماعی مشارکت میدهد.
یکی از طرحهای مطرحشده در این نشست، «بانک زمان» است؛ الگویی که در آن افراد بهجای مبادله مالی، زمان و خدمات داوطلبانه خود را در اختیار دیگران قرار میدهند و در مقابل میتوانند از خدمات سایر اعضای شبکه بهرهمند شوند. چنین الگویی، در صورت طراحی سازوکار روشن برای ثبت خدمات، ارزیابی کیفیت و حفظ اعتماد مشارکتکنندگان، میتواند به توسعه شبکههای محلی همیاری کمک کند.
طرح دیگر، «مدرسه بدون دیوار» است که در سخنان حسینی با استفاده از ظرفیت مدارس در ساعات غیرآموزشی ارتباط پیدا میکند. در این الگو، مدرسه میتواند علاوه بر وظیفه آموزشی، در چارچوب ضوابط مشخص به بستری برای ارائه برخی خدمات اجتماعی، فرهنگی و حمایتی به خانوادهها و ساکنان محله تبدیل شود.
البته اجرای چنین طرحی مستلزم رعایت ملاحظات اجرایی، امنیتی و آموزشی است. حفظ امنیت دانشآموزان، تأمین نیروی انسانی مسئول، مشخصبودن متولی خدمات، نگهداری از تجهیزات مدرسه و جلوگیری از تحمیل وظایف تازه بدون تأمین منابع لازم، از پیششرطهای استفاده مؤثر از این ظرفیت به شمار میروند.
تجربه طرح «سلام محله» نیز در همین زمینه قابل توجه است. خبرگزاری تسنیم در ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ گزارش داد که سازمان بهزیستی اجرای این طرح را با محوریت مشارکت داوطلبانه مردم در ۲۷۰۰ محله دنبال میکند. این طرح با هدف تقویت سلامت اجتماعی و حرکت از رویکرد مرکزگرایی به محلهمحوری طراحی شده بود.
پیوند این تجربه با ظرفیت دانشگاه فرهنگیان میتواند زمینه مشارکت هدفمند دانشجومعلمان در فعالیتهای اجتماعی و تربیتی را فراهم کند. دانشجومعلمان، با برخورداری از دانش تربیتی و ارتباط مستقیم آینده خود با دانشآموزان، میتوانند در شناسایی مشکلات آموزشی، آگاهسازی خانوادهها و حمایت از دانشآموزان در معرض خطر نقشآفرین باشند؛ البته این مشارکت باید با آموزش لازم، نظارت تخصصی و تعیین دقیق حدود مسئولیتها همراه باشد.
کاهش بازماندگی از تحصیل نیز از اهدافی است که حسینی بر امکان پیگیری آن با همکاری دانشگاه فرهنگیان تأکید کرد. تحقق این هدف نیازمند شناسایی عوامل ترک تحصیل، حمایت از خانوادههای محروم، رفع موانع دسترسی به آموزش و هماهنگی میان مدرسه، نهادهای حمایتی و دستگاههای مسئول است. صرف اعلام هدف «صفر شدن بازماندگان از تحصیل» کافی نیست و دستیابی به آن به برنامه اجرایی، منابع مالی و ارزیابی مستمر نتایج نیاز دارد.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
افزایش مشارکتهای مردمی در دوران جنگ و اجرای طرحهای غربالگری سلامت روان، دو ظرفیت مهم برای تقویت تابآوری اجتماعی به شمار میروند؛ اما معیار اصلی موفقیت، صرفاً میزان کمکهای جذبشده یا تعداد افراد پایششده نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان دسترسی افراد شناساییشده به خدمات تخصصی، استمرار حمایت از خانوادههای آسیبپذیر و کاهش واقعی مشکلات اجتماعی است.
دانشگاه فرهنگیان نیز میتواند از جایگاه خود برای پیوند آموزش و مسئولیت اجتماعی استفاده کند، اما نباید اجرای طرحهای حمایتی به واگذاری وظایف تازه به مدارس و معلمان بدون اعتبار، نیروی انسانی و دستورالعمل روشن منجر شود. مدرسه زمانی میتواند در تابآوری اجتماعی نقش مؤثری ایفا کند که مأموریتهای آن مشخص، امکانات آن متناسب و همکاری نهادهای مسئول پایدار باشد.
ضروری است سازمان بهزیستی و دانشگاه فرهنگیان برای طرحهایی مانند بانک زمان، مدرسه بدون دیوار و کاهش بازماندگی از تحصیل، اهداف قابل سنجش، زمانبندی اجرایی و شاخصهای ارزیابی مشترک تعیین کنند. انتشار گزارشهای دورهای از نتایج این همکاریها نیز میتواند امکان ارزیابی عمومی را فراهم سازد. تابآوری واقعی زمانی شکل میگیرد که همبستگی مردم در روزهای بحران، به حمایت مؤثر و مستمر در دوران پس از بحران تبدیل شود و هیچ خانواده یا دانشآموزی به دلیل فقر، آسیب روانی یا نبود دسترسی به خدمات، از حمایتهای ضروری محروم نماند.
