به گزارش فرهنگیان پرس، نمایش «الکترا» به کارگردانی فرزاد امینی روزهای ۱۷ و ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۶، برابر با ۲۶ و ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، در تئاتر تاسکابیله شهر برگامو ایتالیا اجرا شد؛ رویدادی که در قالب هفته فستیوال «در سایه گروتفسکی» برگزار شد و این اثر نمایشی را در برابر مخاطبان ایتالیایی قرار داد.
«الکترا» با بازی نازنینزهرا برومند، یاسمن مومنی، رضا حاجیحسینی و غزل کوچکبیگ روی صحنه رفت و بهناز علیآبادی طراحی لباس آن را بر عهده داشت. این اجرا در فضایی برگزار شد که محور آن میراث هنری و فکری یرژی گروتفسکی، یکی از چهرههای اثرگذار تئاتر قرن بیستم، است و حضور توماس ریچاردز و شماری از پژوهشگران و متخصصان حوزه گروتفسکی بر اهمیت بینالمللی این رویداد افزوده است.
انتخاب «الکترا» برای حضور در چنین رویدادی، از منظر زبان اجرایی اثر نیز قابل توجه است. فرزاد امینی پیشتر درباره رویکرد خود در این نمایش گفته بود که تاریکی و مضمون تراژیک «الکترا» او را به خود جذب کرده و روند نگارش نمایشنامه و تمرین آن حدود دو سال زمان برده است. او همچنین بر اهمیت بازیگر، بدن و صدا در شیوه اجرایی خود تأکید کرده بود و گفته بود که در مسیر فعالیت تئاتریاش بهتدریج و سپس آگاهانه بر تئوری و سنت گروتفسکی متمرکز شده است.
«الکترا» بر پایه یکی از تراژدیهای شناختهشده یونان باستان شکل گرفته؛ روایتی که در مرکز آن انتقام، قتل، رنج خانوادگی و ظرفیت انسان برای خشونت قرار دارد. امینی در گفتوگویی درباره این اثر، مضمون اصلی آن را پرسشی درباره میزان توانایی انسان در قساوت و خونریزی توصیف کرده بود؛ رویکردی که نشان میدهد اجرای این اثر صرفاً بازخوانی یک متن کلاسیک نیست و تلاش دارد بحران اخلاقی و تاریکی نهفته در داستان را به زبان صحنه منتقل کند.
پیوند «الکترا» با تجربههای پیشین امینی
حضور این نمایش در ایتالیا در امتداد سابقه بینالمللی فرزاد امینی در تئاتر قرار میگیرد. پیش از این نیز آثاری از او در اروپا اجرا شده بود؛ از جمله نمایش «هیپولیت» در فستیوال زوگرافو آتن و فستیوال تئاتر برگامو و همچنین «الکترا پاسیون» در برلین. گزارشهای منتشرشده درباره «الکترا پاسیون» همچنین به دعوت امینی به تئاتر اودین دانمارک در سال ۱۳۹۸ برای حضور در تمرینهای یوجنیو باربا اشاره کردهاند.
سابقه اجرای آثار مرتبط با «الکترا» نیز به سالهای گذشته بازمیگردد. «الکترا پاسیون» پیشتر در ایران اجرا شده و سپس در آلمان روی صحنه رفته بود؛ تجربهای که نشان میدهد این پروژه نمایشی در سالهای مختلف در مسیر اجرا و بازخوانی بینالمللی قرار داشته است.
از سوی دیگر، پیوند میان نام گروتفسکی و تئاتر ایران سابقهای تاریخی دارد. گروتفسکی در سال ۱۹۶۹ میلادی به ایران آمد و در جشن هنر شیراز اجرا داشت و بخشی از نوشتههای او نیز در همان دوره به فارسی ترجمه شد. این ارتباط تاریخی باعث شده است نام و روشهای او در مطالعات و تجربههای اجرایی تئاتر ایران نیز جایگاه ویژهای پیدا کند.
در یک سال گذشته نیز توجه به تئاتر و تولیدات نمایشی ادامه داشته و اجرای آثار ایرانی در خارج از کشور، همچنان یکی از مسیرهای معرفی ظرفیتهای هنرهای نمایشی ایران به مخاطبان بینالمللی بوده است. در مورد «الکترا»، این مسیر با یک اثر کلاسیک و رویکردی مبتنی بر بازیگر، بدن و صدا همراه شده است؛ مؤلفههایی که در سابقه کاری امینی و ارتباط او با سنت گروتفسکی نیز دیده میشود.
از تراژدی یونان تا صحنه ایتالیا
فستیوال «در سایه گروتفسکی» از این منظر بستری متفاوت برای ارائه «الکترا» فراهم کرده است؛ زیرا اثر نه صرفاً در قالب یک اجرای میهمان، بلکه در فضایی قرار گرفته که تئاتر تجربی، میراث گروتفسکی و نسبت میان بازیگر و تماشاگر از موضوعات اصلی آن است.
گروتفسکی در تاریخ تئاتر معاصر به دلیل تمرکز بر بازیگر و رابطه زنده او با تماشاگر شناخته میشود و نظریهها و تجربههای اجرایی او تأثیر قابل توجهی بر جریانهای مختلف تئاتر جهان گذاشته است. سابقه فعالیت امینی نیز نشان میدهد که این شیوه برای او صرفاً یک ارجاع نظری نیست و در سالهای فعالیتش، بدن و صدای بازیگر و استفاده از آکسسوار در فرآیند اجرا مورد توجه قرار گرفته است.
