معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش با تأکید بر نقش تعیینکننده دانشگاه فرهنگیان در آینده نظام تعلیم و تربیت، اعلام کرد پذیرش دانشجومعلم در سال ۱۴۰۵ باید با شناسایی افراد توانمند و برخوردار از صلاحیتهای حرفهای انجام شود. همزمان با برگزاری نشست ملی هماهنگی ارزیابی شایستگی معلمی، بر ضرورت تقویت دانشگاه فرهنگیان، توجه به تربیت فرهنگی و حفظ کیفیت ورود نیروهای جدید به آموزش و پرورش تأکید شد.
به گزارش فرهنگیان پرس، علی فرهادی، معاون برنامهریزی و توسعه منابع وزارت آموزش و پرورش، در نشست ملی هماهنگی و تبیین فرایند ارزیابی شایستگی معلمی داوطلبان سال ۱۴۰۵، با تأکید بر اهمیت تربیت معلم، دانشگاه فرهنگیان را یکی از مهمترین ارکان آینده نظام تعلیم و تربیت دانست و بر استفاده از همه ظرفیتهای موجود برای تقویت این دانشگاه تأکید کرد.
این نشست روز یکشنبه ۲۲ شهریور در اردوگاه شهید باهنر برگزار شد و محور اصلی آن، هماهنگی درباره فرایند ارزیابی شایستگی داوطلبانی بود که برای ورود به مسیر دانشجومعلمی در سال ۱۴۰۵ انتخاب شدهاند. در این فرایند، موضوع صرفاً تأمین نیروی انسانی مورد نیاز مدارس نیست، بلکه کیفیت افرادی که قرار است سالها در کلاس درس با نسل آینده کشور ارتباط داشته باشند، مورد توجه قرار گرفته است.
فرهادی با اشاره به جایگاه تربیت معلم اظهار کرد: «تمام موفقیت نظام تعلیم و تربیت در موفقیت نظام تربیت معلم خلاصه میشود.» این نگاه، اهمیت مرحله پیش از ورود داوطلب به دانشگاه فرهنگیان را نیز برجسته میکند؛ زیرا اگر انتخاب اولیه با دقت کافی انجام نشود، اصلاح ضعفهای حرفهای و تربیتی در مراحل بعدی دشوارتر و پرهزینهتر خواهد بود.
ارزیابی شایستگی؛ فراتر از آزمون و نمره
در سالهای اخیر، پذیرش دانشجومعلم به سمت نظامی حرکت کرده است که در کنار آزمون و سوابق تحصیلی، شایستگیهای معلمی نیز در آن اهمیت پیدا میکند. در فرایند پذیرش سال ۱۴۰۴، ارزیابی شایستگی معلمی یکی از معیارهای گزینش نهایی داوطلبان بود و نمره آزمون، سوابق تحصیلی و ارزیابی شایستگی در نتیجه نهایی نقش داشتند.
در مرداد ۱۴۰۵ نیز اعلام شد که حدود ۲۵ هزار دانشجومعلم جدید قرار است به دانشگاه فرهنگیان افزوده شوند و تقریباً دو برابر این تعداد برای طی فرایند ارزیابی معرفی خواهند شد. در این ارزیابی، تواناییهای کلامی، تحلیلی، تعاملی و شناختی، خلاقیت، مسئولیتپذیری و انگیزه داوطلبان مورد توجه قرار میگیرد.
این تغییر رویکرد از این جهت اهمیت دارد که شغل معلمی برخلاف بسیاری از مشاغل، تنها به دانش تخصصی وابسته نیست. معلم باید بتواند مفاهیم را متناسب با سن و شرایط دانشآموز منتقل کند، با تفاوتهای فردی کنار بیاید، در موقعیتهای دشوار تصمیم بگیرد و در عین حال رابطهای حرفهای و انسانی با دانشآموزان برقرار کند.
از همین رو، فرهادی تأکید کرده است که اگر ورود افراد به دانشگاه فرهنگیان صرفاً با هدف اشتغال و تأمین نیروی انسانی انجام شود، مأموریت اصلی این دانشگاه یعنی تربیت معلم نادیده گرفته خواهد شد. به گفته او، چنین رویکردی در نهایت میتواند توان آموزش باکیفیت دانشآموزان سالهای آینده را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
دانشگاه فرهنگیان؛ از تأمین نیرو تا ساختن معلم
یکی از نکات مهم مطرحشده در این نشست، ضرورت قرار گرفتن دانشگاه فرهنگیان در جایگاه واقعی خود در نظام تعلیم و تربیت بود. فرهادی با اشاره به حمایت وزیر آموزش و پرورش از این دانشگاه اعلام کرد که امکانات و ظرفیتهای موجود، از فضا و ساختمان گرفته تا نیروی انسانی، باید در اختیار دانشگاه فرهنگیان قرار گیرد و مدیران کل آموزش و پرورش استانها نیز این دانشگاه را در اولویت برنامههای خود قرار دهند.
این موضوع در شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند که دانشگاه فرهنگیان طی سالهای اخیر با افزایش نقش خود در تأمین نیروی انسانی آموزش و پرورش مواجه بوده است. در سال ۱۴۰۴، حدود ۴۷۰ هزار و ۵۲۷ نفر در آزمون اختصاصی پذیرش دانشجو ـ معلم دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی ثبتنام کرده بودند؛ رقمی که نشاندهنده تقاضای قابل توجه برای ورود به مسیر معلمی است.
در عین حال، افزایش تقاضا نباید به معنای کاهش دقت در انتخاب افراد باشد. نظامنامه سنجش و پذیرش دانشجوی متعهد خدمت نیز اساساً با هدف تأمین و تربیت نیروی انسانی آموزشی و پرورشی تدوین شده و برای دانشجومعلمان، کسب گواهینامه صلاحیت معلمی را به عنوان شرط بهکارگیری در حرفه معلمی پیشبینی کرده است.
بنابراین، پذیرش دانشجومعلم باید بخشی از یک زنجیره کامل باشد؛ زنجیرهای که از شناسایی داوطلب مناسب آغاز شود، در دانشگاه با آموزش تخصصی و تربیتی ادامه یابد، با کارورزی و تجربه واقعی کلاس درس تکمیل شود و در نهایت به ورود یک معلم توانمند و آماده به مدرسه منتهی شود.
زیست دانشجویی و تربیت شخصیت حرفهای
فرهادی همچنین بر اهمیت زیست شبانهروزی و خوابگاهی دانشجومعلمان تأکید کرد و آن را بخشی ضروری از فرایند تربیت معلم دانست. این دیدگاه از آن جهت قابل توجه است که تربیت معلم تنها به گذراندن واحدهای دانشگاهی محدود نمیشود و بخشی از مهارتها و نگرشهای حرفهای در تعاملات روزمره، فعالیتهای جمعی و تجربه زندگی دانشجویی شکل میگیرد.
در نظامنامه تربیت دانشجوی متعهد خدمت نیز بر گذراندن دروس تعلیم و تربیت و پودمانهای فرهنگی ـ تربیتی در کنار برنامه درسی دانشگاه تأکید شده است. این مسئله نشان میدهد که در نگاه سیاستگذار، شخصیت حرفهای معلم باید همزمان با دانش تخصصی او شکل بگیرد.
با این حال، تحقق این هدف نیازمند آن است که امکانات رفاهی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان متناسب با افزایش ظرفیت پذیرش توسعه پیدا کند. خوابگاه، فضای آموزشی، امکانات ورزشی و فرهنگی، استاد متخصص و فرصت کارورزی، اجزای جداگانهای نیستند؛ بلکه مجموعهای از زیرساختهایی هستند که مستقیماً بر کیفیت تربیت معلم اثر میگذارند.
تربیت معلم در مسیر تحول آموزش و پرورش
فرهادی در بخش دیگری از سخنان خود، چهار محور شامل توجه به نظام تربیت معلم، تقویت مدارس دولتی، تکریم معلم و تأمین معیشت او و تأمین محتوای ایرانی ـ اسلامی را از محورهای اصلی گفتمان تعلیم و تربیت عنوان کرد.
از منظر سیاستگذاری آموزشی، این چهار محور به یکدیگر وابستهاند. نمیتوان از دانشگاه فرهنگیان انتظار تربیت معلم توانمند داشت، اما همزمان از کیفیت مدارس دولتی، جایگاه اجتماعی معلم و شرایط حرفهای او غافل بود. دانشجومعلمی که وارد دانشگاه میشود، در نهایت باید وارد مدرسهای شود که امکان استفاده از تواناییهای او را فراهم کند.
در سال ۱۴۰۴ نیز ساختار پذیرش دانشگاه فرهنگیان بیش از گذشته به سمت سنجش اختصاصی و ارزیابی صلاحیتهای معلمی حرکت کرد و داوطلبان پس از طی مراحل آزمون و بررسیهای تخصصی، وارد مراحل ارزیابی شدند. این روند در سال ۱۴۰۵ نیز با تمرکز بر ارزیابی شایستگی ادامه یافته است و میتواند در صورت اجرای دقیق، فاصله میان «قبولی در آزمون» و «صلاحیت برای معلمی» را کاهش دهد.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
تأکید وزارت آموزش و پرورش بر اینکه دانشگاه فرهنگیان نباید صرفاً به محل تأمین نیروی انسانی تبدیل شود، نکتهای اساسی و قابل دفاع است؛ اما آزمون واقعی این سیاست، نه در سخنرانیها بلکه در کیفیت معلمانی مشخص خواهد شد که چند سال بعد وارد کلاسهای درس میشوند. اگر ارزیابی شایستگی به یک مرحله اداری و چند ساعت مصاحبه محدود شود، نمیتواند تمام ویژگیهای مورد نیاز یک معلم را آشکار کند. ارزیابی باید استاندارد، شفاف، چندمرحلهای و مبتنی بر شواهد باشد و علاوه بر توان علمی، مهارت ارتباطی، حل مسئله، انگیزه خدمت، مسئولیتپذیری، تابآوری و توانایی تعامل با دانشآموزان را بسنجد. از سوی دیگر، برای جلوگیری از خطا در انتخاب، لازم است عملکرد دانشجومعلمان پس از ورود به دانشگاه نیز در طول تحصیل بهصورت مستمر ارزیابی شود و نتیجه این ارزیابیها به اصلاح برنامه تربیت معلم بازگردد. مهمتر از همه، کیفیت تربیت معلم بدون تأمین امکانات دانشگاه فرهنگیان، توسعه کارورزی واقعی و بهبود شرایط حرفهای معلمان آینده محقق نخواهد شد. اگر قرار است دانشجومعلم «معلم» شود، باید از نخستین روز ورود به دانشگاه با یک مسیر حرفهای روشن مواجه باشد؛ مسیری که در پایان آن، صرفاً یک مدرک دانشگاهی دریافت نکند، بلکه توانایی واقعی اداره کلاس، شناخت دانشآموز و حل مسائل آموزشی را به دست آورده باشد. چنین رویکردی میتواند دانشگاه فرهنگیان را از یک مسیر استخدامی به یک نهاد واقعی تربیت نیروی انسانی آموزش و پرورش تبدیل کند.
