ورود فرش دستباف ایرانی به بورس کالا با هدف شفافسازی قیمتگذاری، کاهش نقش واسطهها و تقویت صادرات در دستور کار قرار گرفته است؛ طرحی که با تکیه بر مدل کارشناسی «گره همگن»، گواهی سپرده کالایی و ایجاد انبارهای استاندارد، میتواند مسیر تازهای برای ساماندهی معاملات این هنر ـ صنعت ایرانی ایجاد کند.
به گزارش فرهنگیان پرس، فرش دستباف ایران در آستانه ورود به بورس کالا قرار گرفته است؛ طرحی که با هدف شفافسازی قیمتگذاری، ساماندهی معاملات و تقویت صادرات دنبال میشود. در همین راستا، سید جواد جهرمی، مدیرعامل بورس کالای ایران، به همراه هیئتی از مدیران این مجموعه، از شرکت سهامی فرش ایران بازدید کرد و با مسئولان این شرکت درباره سازوکارهای پذیرش فرش دستباف، استانداردسازی، راهاندازی گواهی سپرده کالایی و برگزاری حراج فیزیکی به گفتوگو پرداخت.
این مذاکرات در شرایطی انجام میشود که صنعت فرش دستباف کشور طی سالهای گذشته با مشکلاتی مانند افت صادرات، دشواری بازگشت ارز حاصل از فروش خارجی، افزایش هزینههای تولید، کاهش قدرت رقابت در بازارهای جهانی و تعدد واسطهها مواجه بوده است. ورود این محصول به بورس کالا میتواند زمینه ایجاد سازوکاری رسمیتر برای عرضه و معامله فرش را فراهم کند؛ با این حال، موفقیت این طرح به نحوه اجرا، پذیرش فعالان صنعت و رفع موانعی بستگی دارد که سالها فعالیت تولیدکنندگان و صادرکنندگان را تحت تأثیر قرار داده است.
جهرمی در جریان این بازدید با تأکید بر نقش بورس کالا در توسعه بازارهای شفاف و طراحی ابزارهای مالی برای صنایع مختلف اعلام کرد: «رسالت بورس کالا تنها به کامودیتیها و صنایع سنگین محدود نمیشود. اگر بستری مهیا باشد که از طریق ابزارهای مالی به توسعه صنایع اصیل کشور کمک کنیم، قطعاً دریغ نخواهیم کرد.»
به گفته مدیرعامل بورس کالای ایران، گستردگی بازار فرش دستباف، تنوع طرحها و تفاوتهای کیفی این محصول از جمله ملاحظاتی است که باید در طراحی سازوکار معاملات آن مورد توجه قرار گیرد. بر همین اساس، دو مسیر عرضه از طریق حراج فیزیکی و گواهی سپرده کالایی در مذاکرات کارشناسی مطرح شده است؛ دو روشی که در صورت تصویب و اجرای مناسب میتوانند به ساماندهی معاملات و افزایش شفافیت قیمتها کمک کنند.
گواهی سپرده کالایی ابزاری است که مالکیت مقدار مشخصی از یک کالای نگهداریشده در انبار مورد تأیید را نشان میدهد و امکان معامله آن را در چارچوب مقررات بازار فراهم میکند. استفاده از این ابزار برای فرش دستباف مستلزم آن است که اصالت کالا، کیفیت، مشخصات فنی، شرایط نگهداری و فرایند ارزیابی آن بهصورت دقیق تعریف شود. از این منظر، ورود فرش به بورس صرفاً به ایجاد یک تابلوی معاملاتی محدود نیست، بلکه به طراحی نظامی قابل اعتماد برای شناسایی و ارزشگذاری محصول نیاز دارد.
مدل گره همگن؛ راهکاری برای استانداردسازی فرش
یکی از مهمترین موانع عرضه فرش دستباف در بازارهای رسمی، تفاوتهای گسترده میان تختهفرشهاست. برخلاف کالاهایی مانند فولاد یا برخی محصولات پتروشیمی که امکان تعریف مشخصات نسبتاً یکسان برای آنها وجود دارد، فرش دستباف محصولی هنری است که ارزش آن به مجموعهای از ویژگیهای فنی، مواد اولیه، ظرافت بافت، طرح، رنگ و اصالت وابسته است. به همین دلیل، تعیین معیارهای قابل اتکا برای مقایسه و قیمتگذاری آن اهمیت ویژهای دارد.
بر اساس اطلاعات اعلامشده از سوی شرکت سهامی فرش ایران، مدل کارشناسی «گره همگن» با هدف فراهم کردن امکان استانداردسازی و پذیرش فرش در بورس طراحی شده است. این مدل بر پایه ۱۰ شاخص فنی شکل گرفته و قرار است مشخصات مؤثر بر ارزیابی فرش، از جمله رجشمار، جنس الیاف، اصالت رنگرزی و ابعاد، در فرایند شناسایی و درجهبندی محصول لحاظ شود.
به گفته مهدی معدنچیزاج، این طرح با هدف تبدیل ویژگیهای فنی فرش به معیارهایی قابل ارزیابی و معامله تدوین شده است. اهمیت این مدل در آن است که میتواند امکان مقایسه بهتر محصولات و کاهش اختلافات بر سر ارزشگذاری را فراهم کند؛ البته به شرط آنکه معیارها بهصورت دقیق تعریف شوند و مورد پذیرش کارشناسان و فعالان بازار قرار گیرند.
با این حال، استانداردسازی نباید به حذف ارزشهای هنری و منطقهای فرش ایرانی منجر شود. ارزش یک تختهفرش تنها با تعداد گرهها یا جنس الیاف تعیین نمیشود و عواملی مانند اصالت طرح، مهارت بافنده، کیفیت رنگ و سابقه تولید نیز در ارزیابی آن نقش دارند. بنابراین، مدل پیشنهادی باید ضمن ایجاد قابلیت معامله، ویژگیهای منحصربهفرد هر فرش را نیز حفظ کند.
پذیرش نهایی این سازوکار و تعیین الزامات اجرایی آن از مراحل مهم پیش روی طرح است. اگر استانداردها بهگونهای تدوین شوند که هم برای خریداران قابل فهم باشند و هم حقوق تولیدکنندگان را حفظ کنند، فرش دستباف میتواند از کالایی دشوار برای قیمتگذاری به محصولی با مشخصات روشنتر در معاملات رسمی تبدیل شود.
انبارهای استاندارد و چشمانداز معاملات صادراتی
یکی دیگر از محورهای مطرحشده در مذاکرات، آمادهسازی زیرساختهای انبارداری برای نگهداری فرشهای قابل معامله است. بر اساس اطلاعات ارائهشده، شهرهای تبریز، کاشان، اصفهان، کرمان و کرج بهعنوان مراکز مورد توجه برای ایجاد یا استفاده از انبارهای استاندارد معرفی شدهاند. انتخاب این مراکز میتواند با توجه به جایگاه آنها در تولید، تجارت و نگهداری فرش، دسترسی بهتر فعالان صنعت به زیرساختهای مورد نیاز را فراهم کند.
وجود انبارهای مورد تأیید برای اجرای گواهی سپرده کالایی ضروری است؛ زیرا خریدار باید اطمینان داشته باشد که فرش موضوع معامله واقعاً وجود دارد، مشخصات اعلامشده با کالای نگهداریشده مطابقت دارد و شرایط نگهداری آن مطابق ضوابط تعیینشده است. از این رو، تدوین دستورالعملهای مربوط به ارزیابی، بیمه، نگهداری، تحویل و نظارت بر انبارها باید همزمان با طراحی ابزارهای معاملاتی انجام شود.
در کنار بازار داخلی، توسعه معاملات صادراتی نیز یکی از اهداف مهم این طرح عنوان شده است. جعفر جمالی، از مدیران حاضر در مذاکرات، بر ضرورت بازآفرینی جایگاه برند فرش ایرانی در بازارهای خارجی تأکید کرده است. عرضه فرش در رینگ صادراتی بورس کالا میتواند در صورت فراهم شدن زیرساختهای حقوقی، مالی و تجاری، به ایجاد ارتباط مستقیمتر میان عرضهکنندگان داخلی و خریداران خارجی کمک کند.
با این حال، شکلگیری معاملات صادراتی در بورس بهتنهایی مشکلات انتقال پول، تحریمها، محدودیتهای حملونقل و مقررات بازگشت ارز را برطرف نمیکند. برای آنکه این سازوکار به افزایش واقعی صادرات منجر شود، باید نحوه تسویه معاملات بینالمللی، احراز اصالت کالا، ضمانت اجرای قراردادها و دسترسی خریداران خارجی به بازار ایران نیز روشن باشد.
پیشینه بحران فرش دستباف؛ از افت صادرات تا ضرورت اصلاحات
نگاهی به وضعیت صنعت فرش در سالهای گذشته نشان میدهد که ورود به بورس کالا در شرایطی مطرح شده که این هنر ـ صنعت با افتی جدی در جایگاه صادراتی خود روبهرو است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در سال ۱۴۰۴، ارزش صادرات فرش دستباف ایران در سال ۱۴۰۳ به حدود ۳۵ تا ۴۰ میلیون دلار رسیده بود؛ رقمی که در مقایسه با صادرات حدود دو میلیارد دلاری در ابتدای دهه ۱۳۷۰، از کاهش چشمگیر ظرفیت صادراتی این بخش حکایت دارد.
گزارشهای منتشرشده در سال ۱۴۰۴ همچنین به مشکلاتی مانند تعهد ارزی، دشواری نقلوانتقال پول، افزایش هزینه مواد اولیه، ضعف بازاریابی و کاهش توان رقابت با تولیدکنندگان کشورهای دیگر اشاره کردهاند. این مسائل نشان میدهد که بحران فرش ایران تنها ناشی از نبود یک بازار معاملاتی سازمانیافته نیست. هرچند شفافیت قیمت و دسترسی به ابزارهای مالی میتواند بخشی از مشکلات را کاهش دهد، احیای صادرات به مجموعهای از اصلاحات هماهنگ در حوزه تجارت خارجی، سیاستهای ارزی، بیمه، حمایت از بافندگان، بازاریابی بینالمللی و حفاظت از اصالت طرحهای ایرانی نیاز دارد.
از سوی دیگر، تداوم رکود بازار میتواند پیامدهایی فراتر از کاهش درآمد صادراتی داشته باشد. فرش دستباف به شبکهای گسترده از بافندگان، طراحان، رنگرزان، تأمینکنندگان مواد اولیه، فروشندگان و صادرکنندگان وابسته است. تضعیف این زنجیره، علاوه بر کاهش اشتغال، انتقال مهارتهای سنتی به نسلهای بعد را نیز دشوار میکند. از این منظر، اصلاح ساختار بازار فرش باید با هدف حفظ نیروی انسانی ماهر و ایجاد درآمد پایدار برای تولیدکنندگان دنبال شود.
زیر ذرهبین فرهنگیان پرس
ورود فرش دستباف به بورس کالا میتواند گامی برای ساماندهی بازاری باشد که سالها با مشکلات قیمتگذاری، واسطهگری و کاهش صادرات مواجه بوده است؛ اما نباید میان اعلام یک طرح و تحقق نتایج اقتصادی آن فاصله موجود را نادیده گرفت. معیار اصلی موفقیت این برنامه، صرفاً تصویب مدل گره همگن یا آغاز معاملات در تالار بورس نیست، بلکه باید در بهبود درآمد بافندگان، کاهش هزینههای مبادله، افزایش اعتماد خریداران و رشد پایدار صادرات سنجیده شود. برای دستیابی به این اهداف، ضروری است مسئولان بورس کالا و شرکت سهامی فرش ایران، برنامه زمانبندی مشخصی برای اجرای طرح، ضوابط شفاف ارزیابی و نگهداری فرش، سازوکار نظارت بر انبارها و شیوه رسیدگی به اختلافات معاملاتی ارائه کنند. همچنین باید روشن شود که قالیبافان خرد و کارگاههای کوچک چگونه میتوانند بدون تحمل هزینههای سنگین کارشناسی و انبارداری از این بازار استفاده کنند. اگر بورس تنها به بستری برای معاملات مجموعههای بزرگ تبدیل شود و سهم تولیدکننده اصلی در آن نادیده گرفته شود، هدف احیای این صنعت محقق نخواهد شد. در نهایت، بازار سرمایه زمانی میتواند به احیای فرش ایرانی کمک کند که در کنار شفافیت مالی، اصلاح موانع صادراتی و حمایت عملی از نیروی کار، جایگاه واقعی هنر و مهارت بافندگان را نیز حفظ کند.
