یک متخصص حوزه سالمندی با تأکید بر اینکه سالمند شدن بهتنهایی به معنای بیماری نیست، نسبت به بیتوجهی به تغییرات شناختی و رفتاری سالمندان هشدار داد و گفت کنترل فشارخون، دیابت و چاقی، همراه با فعالیت بدنی و ذهنی منظم از دوران میانسالی، میتواند در پیشگیری یا به تأخیر انداختن بروز اختلالات شناختی نقش داشته باشد.
به گزارش فرهنگیان پرس، ژاله زندیه، متخصص حوزه سالمندی، با تشریح ابعاد اختلالات شناختی و بیماری آلزایمر، بر ضرورت توجه زودهنگام به سلامت مغز تأکید کرد و گفت بسیاری از عوامل خطر دمانس قابل اصلاح هستند و اقدامات پیشگیرانه میتواند در کنترل و کاهش سرعت پیشرفت این اختلالات مؤثر باشد.
آلزایمر فقط فراموشی نیست
زندیه با تأکید بر اینکه افزایش سن لزوماً به معنای ابتلا به بیماری نیست، گفت با افزایش جمعیت سالمندان، تعداد افرادی که با اختلالات شناختی زندگی میکنند نیز افزایش مییابد؛ با این حال، بخشی از عوامل خطر دمانس قابل اصلاح است و میتوان با اقدامات پیشگیرانه، خطر بروز یا پیشرفت این اختلالات را کاهش داد.
او درباره ابعاد بیماری آلزایمر توضیح داد که این بیماری نباید صرفاً با فراموشی شناخته شود. اختلال در تصمیمگیری، حل مسئله، مهارتهای ارتباطی، جهتیابی و حتی تغییرات شدید رفتاری و شخصیتی میتواند از نشانههایی باشد که نیاز به بررسی تخصصی دارد.
به گفته این متخصص، تغییر در توانایی انجام فعالیتهای روزمره یا ضعف در جهتیابی محیطی سالمندان نیز نباید نادیده گرفته شود و لازم است خانوادهها در چنین شرایطی، ارزیابی تخصصی را جدی بگیرند.
زندیه همچنین تأکید کرد مراقبت از سلامت مغز نباید به دوران سالمندی موکول شود. کنترل فشارخون، دیابت و چاقی در کنار فعالیت منظم جسمی و ذهنی از دوران میانسالی، از اقداماتی است که میتواند در کاهش خطر بروز زودهنگام علائم اختلالات شناختی نقش داشته باشد.
خانوادهها تغییرات شناختی را به پای پیری نگذارند
یکی از نکات مهم در مواجهه با اختلالات شناختی، تفکیک تغییرات طبیعی مرتبط با افزایش سن از نشانههایی است که میتواند نیازمند بررسی پزشکی باشد. هر فراموشی یا کندی ذهنی الزاماً به معنای ابتلا به آلزایمر نیست، اما تغییرات محسوس و رو به تشدید در عملکرد روزمره، شناخت یا رفتار نباید صرفاً با عنوان «پیری طبیعی» کنار گذاشته شود.
تشخیص زودهنگام میتواند به خانواده و فرد سالمند فرصت بیشتری برای شناخت وضعیت، برنامهریزی مراقبتی و استفاده از ظرفیتهای درمانی و حمایتی بدهد. از سوی دیگر، توجه زودتر به مشکلات میتواند از تشدید برخی پیامدهای اجتماعی و اقتصادی بیماری برای خانوادهها و نظام سلامت جلوگیری کند.
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
سلامت سالمندان فقط مسئله دوران سالمندی نیست؛ بخشی از آن نتیجه سبک زندگی و وضعیت سلامت فرد در سالهای پیش از سالمندی است. به همین دلیل، پیشگیری از اختلالات شناختی باید از میانسالی آغاز شود و کنترل بیماریهای زمینهای، تحرک بدنی، فعالیت ذهنی و تغذیه مناسب به یک رویکرد بلندمدت تبدیل شود.
از طرف دیگر، خانوادهها نباید منتظر بروز فراموشی شدید باشند تا سلامت شناختی سالمند را جدی بگیرند. تغییرات تدریجی در رفتار، توانایی انجام کارهای روزمره، تصمیمگیری یا جهتیابی میتواند نشانهای برای مراجعه به متخصص باشد؛ هرچند تشخیص نهایی تنها از طریق ارزیابی پزشکی امکانپذیر است.
در شرایطی که جمعیت سالمندان در حال افزایش است، نظام سلامت نیز نیازمند برنامههای مستمر برای آموزش خانوادهها، شناسایی زودهنگام اختلالات شناختی و حمایت از مراقبان سالمندان است. آموزش عمومی درباره تفاوت سالمندی طبیعی و نشانههای هشدار میتواند از عادیسازی علائم مهم جلوگیری کند.
در نهایت، پیام اصلی این است که سلامت مغز مانند سلامت جسم، نیازمند مراقبت مستمر است. اقداماتی که از میانسالی آغاز میشوند ممکن است بتوانند بخشی از عوامل خطر قابل اصلاح را کنترل کنند و کیفیت زندگی فرد را در سالهای سالمندی بهبود دهند.
