معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران با تأکید بر نقش اعتماد، مشارکت و حل مسائل محلات در تقویت سرمایه اجتماعی گفت: مدیریت شهری در این دوره، مردمی‌سازی را به‌عنوان یکی از محورهای اصلی دنبال کرده و در همین چارچوب، ساختارهایی برای حضور گروه‌های مردمی، تخصصی و محله‌محور در فرآیند شناسایی و حل مسائل شهری ایجاد شده است.
به گزارش فرهنگیان پرس، محمدامین توکلی‌زاده، معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهردار تهران، در مراسم گردهمایی هیأت امنا و مدیران محله‌های شهر تهران، سرمایه اجتماعی را یکی از مؤلفه‌های مهم در ایجاد، توسعه و حفظ ظرفیت‌های اجتماعی دانست و بر ضرورت تقویت رابطه میان مدیریت شهری و شهروندان تأکید کرد. او اعتماد، رضایت، خدمت، مشارکت و حل مسئله را از مؤلفه‌های مهم سرمایه اجتماعی برشمرد و گفت شبکه‌سازی، جریان‌سازی، توانمندسازی و گفتمان‌سازی نیز می‌تواند در تقویت این ظرفیت نقش داشته باشد.
توکلی‌زاده با اشاره به تجربه مدیریت شهری در دوره‌های دشوار، از نقش نیروهای شهری در حفظ خدمات و پایداری زندگی روزمره شهروندان سخن گفت و اظهار کرد: خدمات نیروهای شهری در دوره جنگ و بازسازی، در کنار تلاش سایر بخش‌ها، موجب شد آسیب‌های واردشده به چهره شهر به حداقل برسد و شهروندان با شرایط گسترده آوارگی مواجه نشوند.
او سرمایه اجتماعی را صرفاً به حضور مردم در رویدادها محدود نکرد و ادامه داد: «اعتماد، رضایت، خدمت، مشارکت، حل مسئله و رسیدن به نتیجه» باید در کنار یکدیگر دیده شوند. از این منظر، مشارکت زمانی می‌تواند به سرمایه اجتماعی منجر شود که شهروندان آثار حضور خود را در بهبود شرایط زندگی و حل مسائل واقعی شهر مشاهده کنند.

مردمی‌سازی از مشارکت تا حل مسئله

معاون امور اجتماعی و فرهنگی شهردار تهران با اشاره به رویکرد مدیریت شهری در این دوره گفت: «از ابتدای این دوره، مردمی‌سازی را به‌عنوان یکی از محورهای مهم تقویت سرمایه اجتماعی دنبال کردیم.» به گفته او، این رویکرد اکنون در قالب ساختارهای مختلف در سطح شهر و محلات دنبال می‌شود و هدف آن، استفاده از ظرفیت‌های اجتماعی و تخصصی برای شناسایی مسائل و کمک به حل آنهاست.
بر اساس توضیحات ارائه‌شده، در چارچوب رویکردی که شهرداری تهران آن را «مردمی‌سازی ۳۶۰ درجه» می‌نامد، ۲۱ قرارگاه در سطح مدیریت شهری شکل گرفته که ۱۱ قرارگاه ماهیت نرم‌افزاری دارند و فعالیت آنها تا سطح محلات امتداد پیدا می‌کند. همچنین مجموعه‌های محله‌محور و خانه‌های تخصصی برای شناسایی مسائل و جمع‌آوری ظرفیت‌های لازم برای حل آنها پیش‌بینی شده‌اند.
توکلی‌زاده تأکید کرد: «اگر مردمی‌سازی به حل مسئله منجر نشود، انگیزه خود را از دست می‌دهد.» این بخش از سخنان او بر یک مسئله اساسی در مشارکت اجتماعی تمرکز دارد؛ اینکه دعوت از مردم برای حضور و مشارکت، زمانی می‌تواند پایدار باشد که خروجی آن برای شهروندان قابل مشاهده و قابل سنجش باشد.
در همین چارچوب، او مسئله‌شناسی، گردآوری ظرفیت‌های تخصصی و رسیدن به نتیجه را سه مرحله مهم در این فرآیند دانست و گفت حل مسئله می‌تواند به افزایش رضایت و اعتماد منجر شود و اعتماد پایدار نیز احساس تعلق شهروندان به محیط زندگی خود را تقویت می‌کند.
این رویکرد البته موضوع تازه‌ای در مدیریت شهری تهران نیست. پیش از این نیز طرح‌هایی برای افزایش مشارکت شهروندان در تصمیم‌گیری‌های شهری دنبال شده است. برای نمونه، در طرح «من شهردارم»، مدیریت شهری از شهروندان برای شناسایی و اولویت‌بندی پروژه‌های مورد نیاز محلات استفاده کرد و همزمان بر نقش هیأت امنای محلات و نظام‌نامه محلات در تقویت مشارکت تأکید شد.

از برنامه‌های اجتماعی ۱۴۰۴ تا ساختارهای محله‌محور

در سال ۱۴۰۴ نیز رویکرد مشارکت اجتماعی در برنامه‌های معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران ادامه داشت. در فروردین همان سال، توکلی‌زاده در شورای شهر تهران از برگزاری جلسات مشورتی با معاونان فرهنگی و اجتماعی مناطق برای طراحی برنامه‌های نوروزی و ماه رمضان خبر داد؛ برنامه‌هایی که با مشارکت مناطق و در سطح بوستان‌های شهر اجرا شد.
در ادامه سال ۱۴۰۴، شهرداری تهران مجموعه‌ای از برنامه‌های فرهنگی، اجتماعی، ورزشی و آموزشی را با تأکید بر نگاه انسان‌محور و توجه به زندگی شهروندان دنبال کرد. در گزارشی که در آبان ۱۴۰۴ منتشر شد، توکلی‌زاده از ایجاد ۱۱ قرارگاه تخصصی برای ساماندهی مسائل اجتماعی و فرهنگی و اجرای طرح‌هایی با مشارکت مساجد، مدارس و نهادهای فرهنگی سخن گفت. در همان گزارش، رویکرد مدیریت شهری، عبور از نگاه صرفاً کالبدی به شهر و توجه بیشتر به شهروندان و مسائل اجتماعی توصیف شده بود.
در حوزه آسیب‌های اجتماعی نیز شهرداری تهران طی این دوره از مدل قرارگاهی استفاده کرده است. در آذر ۱۴۰۳، توکلی‌زاده درباره فعالیت قرارگاه اجتماعی تهران و برنامه‌های مرتبط با ساماندهی آسیب‌های اجتماعی توضیح داده بود و از تلاش برای ایجاد هماهنگی میان دستگاه‌های مختلف سخن گفته بود. در تیر ۱۴۰۴ نیز شهرداری از ایجاد ظرفیت‌هایی در مراکز «جامعه‌پذیری» برای حمایت از افراد بهبودیافته و کمک به بازگشت آنان به خانواده و اشتغال خبر داد.
در سال ۱۴۰۵ نیز مشارکت شهروندان در برخی برنامه‌های شهری به‌صورت گسترده‌تری مورد توجه قرار گرفت. در خردادماه، همزمان با برنامه‌ریزی شهرداری تهران برای مدیریت مراسم تشییع و خدمات مرتبط با حضور گسترده مردم، بر استفاده از ظرفیت نهادهای مردمی و هماهنگی میان بخش‌های مختلف تأکید شد. همچنین در بهمن ۱۴۰۴، شهرداری فراخوان دریافت ۳ هزار ایده مردمی برای حل مسائل شهری و محله‌ای را منتشر کرد؛ اقدامی که نشان می‌دهد استفاده از ظرفیت شهروندان در حل مسائل محلی به یکی از محورهای مطرح در سیاست‌های اجتماعی مدیریت شهری تبدیل شده است.
توکلی‌زاده در سخنان اخیر خود همچنین بر استفاده از ظرفیت مساجد، گروه‌های جهادی، هیأت‌های مذهبی، مجموعه‌های مردمی و گروه‌های تخصصی تأکید کرد و گفت این ظرفیت‌ها باید در مسیر خدمت‌رسانی و حل مسائل شهر به کار گرفته شوند.
از نگاه مدیریت شهری، این شبکه‌سازی قرار است از سطح مناطق به نواحی و سپس محلات برسد. در این ساختار، برای هر محله یک جانشین مردمی در ناحیه شهرداری در نظر گرفته شده و این افراد در شکل‌گیری خانه‌های جهادی نیز نقش دارند.

زیر ذره بین فرهنگیان پرس

مفهوم سرمایه اجتماعی در مدیریت شهری زمانی از سطح یک شعار مدیریتی فراتر می‌رود که شهروندان بتوانند رابطه‌ای روشن میان مشارکت خود و نتیجه نهایی تصمیم‌ها مشاهده کنند. صرف افزایش تعداد قرارگاه‌ها، خانه‌های تخصصی یا شبکه‌های مردمی به‌تنهایی نمی‌تواند معیار کافی برای سنجش موفقیت این رویکرد باشد؛ معیار مهم‌تر، میزان حل مسائل واقعی محلات، شفافیت در فرآیند تصمیم‌گیری، دسترسی برابر شهروندان به سازوکارهای مشارکت و امکان ارزیابی نتایج است.
از سوی دیگر، مردمی‌سازی اگر صرفاً به استفاده از ظرفیت گروه‌های از پیش سازمان‌یافته محدود شود، ممکن است بخش‌هایی از جامعه را از فرآیند مشارکت دور نگه دارد. محله‌محوری زمانی می‌تواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند که طیف متنوعی از شهروندان، از خانواده‌ها و جوانان تا متخصصان، تشکل‌های محلی و گروه‌های داوطلب، امکان بیان مسئله و ارائه راه‌حل داشته باشند.
بنابراین چالش اصلی مرحله بعد، تبدیل شبکه‌های ایجادشده به سازوکاری پایدار برای پاسخ‌گویی و حل مسئله است؛ سازوکاری که در آن مشخص باشد هر مسئله چگونه شناسایی می‌شود، چه نهادی مسئول پیگیری آن است، چه زمانی برای اجرای راه‌حل تعیین شده و نتیجه چگونه به شهروندان گزارش می‌شود. در چنین شرایطی، مشارکت عمومی می‌تواند از حضور مقطعی به همکاری مستمر تبدیل شود و اعتماد اجتماعی نیز بر پایه تجربه واقعی شهروندان شکل بگیرد.