به گزارش فرهنگیان پرس، آیین افتتاحیه رویداد ملی صنایع خلاق «مانوین» صبح سهشنبه ۲۱ مهرماه ۱۴۰۵ در نمایشگاه بینالمللی اصفهان با حضور حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان رئیسجمهور، عبدالحسن بهرامی رئیس رویداد، مهدی جمالینژاد استاندار اصفهان و جمعی از فعالان زیستبوم صنایع خلاق از سراسر کشور برگزار شد. افشین در این مراسم با ایراد سخنرانی مبسوطی، به تشریح چالشهای ساختاری اقتصاد ایران در حوزه صنایع خلاق و ارائه راهبرد جدید معاونت علمی برای عبور از این چالشها پرداخت.
تفاوت میان «داشتن»، «تولید کردن» و «فروختن»
افشین سخنان خود را با تمثیلی از دو هنرمند در بازار اصفهان آغاز کرد که محصولاتی با کیفیت مشابه تولید میکنند، اما یکی از آنها به دلیل شناخت بازار و توانایی عرضه محصول، درآمد بیشتری کسب میکند. او گفت: «این تفاوت به معنای برتری تجارت بر تولید نیست؛ نشان میدهد که در اقتصاد امروز، هنر ساختن به تنهایی کافی نیست و تولیدکننده باید هنر فروختن و قدرت انتخاب در بازار را هم داشته باشد.»
معاون علمی رئیسجمهور با انتقاد از نگاه صرفاً تولیدمحور در اقتصاد ایران تصریح کرد: «ما در ایران معمولاً از تولیدکننده خوب تقدیر میکنیم، از مخترع خوب تقدیر میکنیم، از هنرمند خوب تقدیر میکنیم، اما کمتر میپرسیم که این محصول چگونه به بازار رسیده و چه سهمی از ارزش معامله به تولیدکننده بازگشته است. گاهی چنان شیفته ساختن میشویم که فروختن را فراموش میکنیم.»
او با تفکیک سه مفهوم «داشتن»، «تولید کردن» و «فروختن» اظهار کرد: «داشتن یک منبع به معنای توانایی تولید از آن نیست؛ تولید کردن هم به معنای توانایی فروش با شرایط مطلوب نیست؛ و حتی فروش بیشتر لزوماً به معنای درآمد بیشتر و منفعت پایدار نیست. در اقتصاد، گاهی آنچه از یک معامله باقی میماند، مهمتر از عددی است که در ابتدای قرارداد نوشته میشود.»
«اختیار معامله»؛ کلیدواژهای برای قدرت اقتصادی
افشین در بخش دیگری از سخنان خود مفهوم «اختیار معامله» را به عنوان یکی از مؤلفههای کلیدی قدرت اقتصادی معرفی کرد و گفت: «در بازار، قدرت همیشه در دست کسی نیست که بهترین محصول را دارد؛ گاهی در دست کسی است که گزینههای بیشتری دارد، مشتریان بیشتری را میشناسد، بازارهای متنوعی را در دسترس دارد و مجبور نیست محصول خود را به هر قیمت و با هر شرایطی به فروش برساند.»
او توضیح داد: «اختیار معامله یعنی قدرت انتخاب در مناسبات اقتصادی؛ یعنی تولیدکننده مجبور نباشد فقط به یک مشتری، یک واسطه، یک مسیر فروش یا یک بازار تکیه کند. اقتصاد امروز، داشتن محصول خوب را شرط لازم موفقیت میداند، اما آنچه قدرت اقتصادی ایجاد میکند، توانایی تبدیل محصول به ارزش و حفظ سهم شایستهای از آن است.»
معاون علمی رئیسجمهور با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی و هنری ایران، این پرسش را مطرح کرد که چرا سهم کشور از بازارهای جهانی متناسب با این داراییها نیست. او گفت: «ما فرش داریم، اما آیا بازار جهانی فرش را هم به همان اندازه داریم؟ ما داستان و اسطوره داریم، اما آیا مالک شخصیتها و محصولاتی هستیم که از این داستانها میتوان ساخت؟ ما هنرمند و طراح داریم، اما آیا سازوکارهایی داریم که ارزش آثار آنها را در بازار جهانی حفظ کنیم؟»
افشین با تأکید بر اینکه «یک هنرمند ممکن است بهترین اثر را خلق کند، اما اگر برند، شبکه توزیع، حقوق مالکیت فکری و دسترسی به مشتری نداشته باشد، بخش بزرگی از ارزش ممکن است در جای دیگری شکل بگیرد»، خاطرنشان کرد: «فاصله میان داشتن دارایی و داشتن قدرت معامله، مسئله اصلی اقتصاد ایران است و یکی از مهمترین وظایف سیاستگذاران علم و فناوری، کم کردن همین فاصله است.»
اصفهان؛ نماد پیوند علم و هنر
افشین در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به پیشینه تاریخی اصفهان در پیوند علم و هنر اظهار کرد: «اصفهان شهری است که در آن هنر از دل نظم بیرون آمده و علم با زیبایی آمیخته شده است. وقتی به گنبد مسجد شیخ لطفالله نگاه میکنیم، با چه چیزی روبرو هستیم؟ هنر یا مهندسی؟ تخیل یا محاسبه؟ پاسخ این است که با همه آنها روبرو هستیم. معمار ایرانی قرنها پیش میدانست که برای خلق یک اثر ماندگار نباید میان دانش و زیبایی دیوار بکشد.»
او با اشاره به ابزارهای جدید فناوری مانند هوش مصنوعی، طراحی محاسباتی، چاپ سهبعدی و پلتفرمهای جهانی توزیع محتوا تصریح کرد: «پرسشی نیست که آیا این فناوریها وارد زندگی ما خواهند شد یا نه؛ پرسش این است که ما با آنها چه خواهیم ساخت. آیا قرار است صرفاً مصرفکننده محصولاتی باشیم که دیگران برای ما طراحی میکنند یا میخواهیم از دل فرهنگ، تاریخ و تخیل ایرانی محصولاتی بسازیم که دیگران نیز خواهان آن باشند؟»
از جشنوارهمحوری به زیستبوم
افشین در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر ضرورت عبور از «نگاه صرفاً تولیدمحور به نگاه بازارمحور» اظهار کرد: «خلاقیت بیش از آنکه به تشویق دولت نیازمند باشد، به این احتیاج دارد که دولت از سر راهش کنار برود. وظیفه دولت این نیست که به هنرمند بگوید چه چیزی خلق کند؛ وظیفهاش آن است که موانع را بردارد، ریسک سرمایهگذاری را کاهش بدهد، حقوق مالکیت فکری را تقویت کند و راه دسترسی به بازار را باز کند.»
او با اشاره به ضرورت اصلاح نظام مالی برای حمایت از داراییهای نامشهود گفت: «نظام مالی ما هنوز در بسیاری از موارد دارایی را با زمین، ساختمان و ماشینآلات میشناسد، اما در اقتصاد جدید بخش بزرگی از ارزش شرکتها ممکن است در نرمافزار، برند، طراحی، داده و مالکیت فکری آنها باشد. نمیتوانیم از جوانان ایران بخواهیم در سال آینده رقابت کنند اما فقط ابزارهای مالی اقتصاد گذشته را در اختیار آنها بگذاریم.»
معاون علمی رئیسجمهور در پایان با تأکید بر اینکه «موفقیت این رویداد را نباید با تعداد شرکتکنندهها و تندیسها اندازه بگیریم»، گفت: «شش ماه دیگر باید بپرسیم چند محصول تازه به بازار رسید، چند قرارداد سرمایهگذاری شکل گرفت، چند کسبوکار توانستند رشد کنند و چند اثر ایرانی در خارج معرفی شد. اگر پاسخ روشنی برای این پرسشها نداشته باشیم، حتی برگزاری باشکوهترین مراسم هم کافی نخواهد بود. ما باید از جشنوارهمحوری به زیستبوم برسیم.»
زیر ذره بین فرهنگیان پرس
سخنان افشین در افتتاحیه مانوین، فراتر از یک سخنرانی آیینی در یک رویداد اقتصادی، حاوی یک نقد ساختاری جدی به سیاستگذاری علم و فناوری در ایران است. او بهدرستی به شکاف میان «ظرفیت» و «ارزش» اشاره میکند؛ شکافی که در بسیاری از حوزههای اقتصادی کشور از جمله صنایع دستی، فرش، انیمیشن و بازیهای رایانهای قابل مشاهده است. ایران با داشتن تمدنی چند هزار ساله، میراث غنی ادبی و هنری، و نیروی انسانی مستعد، همچنان سهم ناچیزی از بازار جهانی صنایع خلاق دارد که گردش مالی آن فراتر از دو تریلیون دلار برآورد میشود. این شکاف، محصول نگاه تولیدمحوری است که دههها بر سیاستگذاری اقتصادی ایران حاکم بوده است.
نکته قابل تأمل در سخنان افشین، تأکید بر «اختیار معامله» و ضرورت اصلاح نظام مالی برای شناسایی داراییهای نامشهود است. این موضوع، از منظر جامعه فرهنگیان و هنرمندان، اهمیت مضاعفی دارد. هنرمندانی که سالها در هنرستانها و دانشگاههای هنری آموزش دیدهاند، پس از فارغالتحصیلی با نظام مالیای مواجه میشوند که نهتنها به آنها در مسیر تجاریسازی آثارشان کمک نمیکند، بلکه آنها را در برابر واسطهها و شبکههای توزیعی که سهم اصلی ارزش را میبلعند، آسیبپذیر میسازد.
اگر قرار است اقتصاد خلاق در ایران ریشه بدواند، باید از همان هنرستانها و دانشکدههای هنری شروع شود؛ جایی که باید به هنرجو آموخت که خلق اثر، تنها بخشی از مسیر است و شناخت بازار، برندسازی و حفظ حقوق مالکیت فکری، بخش جداییناپذیر اقتصاد هنر است.
نکته دیگر، نسبت این رویداد با نظام آموزشی است. افشین از ضرورت پیوند دانشگاه با صنعت سخن میگوید، اما حضور کمرنگ وزارت آموزش و پرورش و هنرستانهای هنرهای زیبا در این زیستبوم به چشم میخورد. در حالی که معاون علمی رئیسجمهور بر لزوم تربیت نیروی انسانی خلاق تأکید میکند، هنرستانهای هنرهای زیبا با کمبود معلم متخصص، فرسودگی فضاهای آموزشی و عدم تناسب رشتهها با نیازهای بازار مواجهند. وعده «زنجیره ارزش» تنها زمانی محقق میشود که حلقه اول آن – تربیت نیروی انسانی خلاق – از همان کلاسهای درس شکل بگیرد و مسیر مشخصی برای ورود فارغالتحصیلان این مراکز به زیستبوم صنایع خلاق تعریف شود.
در نهایت، باید توجه داشت که افشین از «جشنوارهمحوری» انتقاد میکند و خواستار «زیستبوم» است. این انتقاد، اگرچه درست است، اما پرسش اساسی اینجاست که آیا معاونت علمی بهتنهایی میتواند این زیستبوم را بسازد؟ ساخت زیستبوم صنایع خلاق نیازمند همکاری نهادهای متعددی است: وزارت آموزش و پرورش برای تربیت نیروی انسانی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای سیاستگذاری فرهنگی، وزارت اقتصاد برای اصلاح نظام مالی و حمایت از داراییهای نامشهود، و دستگاه قضایی برای تقویت حقوق مالکیت فکری. بدون این همافزایی نهادی، خطر تبدیل شدن مانوین به یک رویداد تقویمی و نمایشگاهی – همان چیزی که افشین خود از آن انتقاد میکند – وجود دارد. «اختیار معامله» نه فقط برای هنرمند و تولیدکننده، بلکه برای کل نظام سیاستگذاری ایران ضروری است: اختیار انتخاب مسیرهای متنوع برای تبدیل ظرفیت به ارزش، پیش از آنکه این ظرفیت در سایه بیتوجهی به فراموشی سپرده شود.
- نویسنده : مهدیه سادات شاهمرادی
